چون شیشه، دل نه از ستم آسمان پر است
مینای ما تهی است دل ما از آن پر است
ای عندلیب باغ محبت گل وفا
کم جو ز گلبنی که بر آن آشیان پر است
خالی است گر خم فلک از بادهٔ نشاط
غم نیست چون ز می خم پیر مغان پر است
سرو تو را به تربیت من چه احتیاج
نخل رطب فشان تو را باغبان پر است
جانی نماند لیک اگر جان طلب کنی
بهر تن ضعیف من این نیم جان پر است
هاتف به من ز جور رقیب و جفای یار
کم کن سخن که گوشم ازین داستان پر است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دل شکسته و غمهای ناشی از ستم زمانه سخن میگوید. او احساس میکند که دلش از محبت و وفا تهی شده و غمهایش او را پر کردهاند. به عشق و زیباییهای زندگی اشاره میکند و میگوید که با وجود تمام دردها و غمها، هنوز امیدی در وجودش هست. شاعر از رنجهای خود و بیتوجهی محبوبش میگوید و از شنیدن داستان غمهای خود خسته و گنگ شده است. در نهایت، او به احساس تنهایی و کمبود محبت در زندگیاش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل ما مانند شیشهای آسیبپذیر شده و از ظلم و قهر آسمان پر است، اما مینای ما (ظرفی که در آن مینوشیم و برای معانی عمیق استفاده میشود) خالی است؛ دلمان از محبت و وفا تهی شده است.
هوش مصنوعی: ای بلبل در باغ محبت، گل وفا را کم جستوجو کن، زیرا در باغی که تو در آن نشستهای، دلها پر از غم و رنج است.
هوش مصنوعی: هرچند که آسمان از شادی و خوشی خالی است، اما من غمگین نیستم چون جانم از شراب و شادی پیر مغان پر شده است.
هوش مصنوعی: سرو معشوق (یا محبوب) نیازی به تربیت من ندارد، چرا که باغبان که از او مراقبت میکند، خود تجسم باروری و زیبایی است و درخت پرثمر را میپروراند.
هوش مصنوعی: اگر چه زندگی من به پایان رسیده و جانی برای من نمانده است، اما اگر تو بخواهی، برای تن ضعیف من، این مقدار جان باقیمانده هم کافی است.
هوش مصنوعی: هاتف از من میخواهد که در مورد ظلم رقیب و بیاعتنایی یار کمتر صحبت کند، زیرا من دیگر توان شنیدن این داستان را ندارم و از آن پر شدهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیم و امید در دل اهل جهان پر است
هر جا که رنگ و بوست بهار و خزان پر است
دندان ما ز خوردن نعمت تمام ریخت
ما را همان ز شکوه روزی دهان پر است
از چشم کور، قطره اشکی است بیشمار
[...]
از بس دل امشبم ز تو نامهربان پر است
از گریه میکنم تهی و همچنان پر است
رحمی بدامن تهی ام کن، خدای را؛
اکنون که دامنت ز گل ای باغبان پر است!
ای صید کش، تهی شد اگر یک قفس تو را؛
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.