امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ عطار » هیلاج نامه » بخش ۳۵ - جواب دادن منصور شبلی را:
لابه نباید برای گریه به کار رود . معنی التماس می دهد . به لری روهیدن معنی گریه می دهد که پهلوی است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ عطار » هیلاج نامه » بخش ۳۵ - جواب دادن منصور شبلی را:
لابه به معنی التماس بوده است و شوربختانه تیز بینانه به کار نمیرود در اساس لاپک بوده است به پهلوی
nazanin در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
سلام، خواستم از ملیحه خانوم تشکر کنم که با حوصله یه سری از لغات رو برامون واژه شناسی فرمودند، و همچنین باز هم سپاس برای حمایت از ادبیات بی نظیر پارسی با انتشار و گسترش این سایت بسیار عالی!
شکوه در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
جماش شوخ و دلربا میباشد و افسونگر و فسون ساز
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۹:
جزء به فارسی لخت هم میشود جزء جزء می شود لخت لخت
شکوه در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۱ - غزل خواندن مجنون نزد لیلی:
دمه یعنی بخارآب و هوای سرد مثلا کولاک و طوفان و برف و...ولی امروزه بدای آب و هوای شرجیکاربرد دارد و البته همراه دود مثلا دم و دود یا دود و دم گرچه هنوز دراراک به شرایط جوی بعد از بارش برف دمه برف میگویند..
ادروک در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
لاابالی از بال ساخته شده است به عربی یعنی خیال مثلا می گویند لا بل بال یعنی بی خیال باش ، می گویند روزی که همه زشتی در عاشورا در پیش همه زیبایی ایستاده بود و مردم برای کشتن پسر پیامبر گوی سبقت می ربودند تا به خلیفه تقرب و نزدیکی بیابند ، کتاب تاریخ می نویسد علی اکبر 18 ساله پیش امد در حالیکه بند یکی از پوزارهایش ( کفش) باز بود و در راه میدان انرا بست ( در تاریخ تبری) و به پدر بزرگوارش گفت انی لا ابالی بالموت یعنی من از مرگ هراس ندارم ، از اشک خفه خون می گیرم ، و زمزمه میکنم که کاش دینداری ما ، مارا در سوی خوب تاریخ بگذارد .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
افسرده از فعل افسردن بوده و ان پیشتر اپسردن بوده است و اپ پسوند است یعنی افسرده می شود ادمی که اخلاق سرد دارد به همین دلیل انجماد می شود افسردن
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۳ - گفتار اندر اخلاص و برکت آن و ریا و آفت آن:
افزودن افزون بر اضافه کردن معنی انضمام هم میدهد به پهلوی اپزوتن بوده است و اپزونیک به معنی برکت بوده است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۹ - آگاهی مجنون از وفات مادر:
وطن به عربی افزون بر وطن فارسی معنی سازگاری هم میدهد که در فارسی به کار نرفته به این مفهوم
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۹ - آگاهی مجنون از وفات مادر:
مترسک هم داهول می شود چون هیکلی دارد و از مغز تهی است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۹ - آگاهی مجنون از وفات مادر:
هیکل به لری و نیز پهلوی داهول بوده و می باشد
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۸ - دیدن مادر مجنون را:
به کردی پنم ، خلاصه اینکه حتمن این واژه فرگان( original) است و وام واژه نیست
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۸ - دیدن مادر مجنون را:
به لری بختیاری پشوم شده است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۸ - دیدن مادر مجنون را:
به انگلیسی pulmonary یعنی رئوی و ششی
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۸ - دیدن مادر مجنون را:
به فرانسه به ریه پومون می گویند که هم اکنون به کار میرود
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۸ - دیدن مادر مجنون را:
خیز و اماس و باد را به لری پنوم می گویند و به انگلیسی کهنتر pneum در لغت پنموم به معنی شش مانده است و البته پر اشکار است شش جای باد و هو است به فارسی پهلوی ساسانی به ماسک پنام می گفته اند و ان در واقع پیشگیر نفس و باد بوده است که شاهان می زده اند که هم نفس کسان نشوند کاری بوده از روی برمنشی و غرور
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۹ - آگاهی مجنون از وفات مادر:
مشتی ددگان بوده است یعنی جانور و زیونده نادام و وحشی
ابوذر دارابی در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » ماجرای اشک:
با سلام و خدا قوت به شمایان..
مصراع دو از بیت هفت: آتش "فتاد"..
سپاس فراوان..
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷: