گنجور

حاشیه‌ها

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۲۱:

این وادی عشق وادی مستان است
مستان می ساقی جان،جانان است
هر مست که اومست می جانان نیست
روشن چو شود، چراغ گورستان است

رضا در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۵:

استادان ادبیات ما همه و همه با طناب هایی از جنس ادب و فرهنگ به ما وصل شده اند
ولی این طناب ها را ما با خنجر فراموشی میبریم
افرادی سعی دارند این رابطه را بر قرار بدارندپس؛
ما نیز برخیزیم...
t.me/adabiatkohan97

امیررضا آبرون در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

در بیت پنجم "برخاست" به معنی بلند شد است و "برخواست" نوشته نمیشود.

امان در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۱:

دکتر رضوانی این بیت را به این صورت روایت کرده اند:
فهم سخن چون نکند مستمع\قوت طبع از متکلم مجوی
که به نظر این درست تر است!

رند خرابات در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶:

درود به همه عزیزان
یه نکته رو دقت کنید دوستان ،
زاهد و شیخ و واعظ... که حافظ مقابل اون ها بوده در طول تاریخ سعی کردن تغییراتی توی غزل ها ایجاد کنن تا نگرش و دیدگاه حافظ رو نزدیک به خودشون کنن امروزه هم میبینید که از حافظ به عنوان ابزار کاریشون استفاده میکنن بجای اصل غزلیات فال همون غزل رو با افکار و اندیشه خودشون ساختن و خیلی موارد که خود دوستان بهتر میدونن خب درمورد این غزل زیبا و پر معنا هم این اتفاق افتاده یه «نه» از بیت اول برداشته شده تا منی بره به سمت اندیشه های اون ها و اگر دقت کنید تو بعضی نسخه ها حتی بیست اخر روهم بینداز رو مینداز کردن که باز به اندیشه خودشون نزدیک کنن حافظ رو ،
بیت اول به نظر بنده با شناختی که از حافظ هممون داریم باید اینطوری باشه
ما بدین در ، نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
از بد حادثه ، نه این جا به پناه آمده‌ایم
خب میبینید که خیلی هم به مصرع اول میخونه مصرع دوم
و همینطور هنر شاعرانه هم کاملا موج میزنه فوی ذهن و مرغ اندیشه خواننده به پرواز میاد که پس برای چی اومدین اینجا ؟؟؟؟!!!!!
ره رو منزل عشقیم و ز سرحد عدم
تا به اقلیم وجود این همه راه آمده‌ایم
سبزه خط تو دیدیم و ز بستان بهشت
به طلبکاری این مهرگیاه آمده‌ایم
ببینید خیلی زیبا مرغ اندیشه رو به پرواز در اورد و به اوج قله عشق نشوند که باورمونو تغییر بدیم . ما از اشتباه به اینجا نیومدیم . از بد حادثه به اینجا نیومدیم ، بلکه سبزه خط حوا رو دیدیم عاشق شدیمو عشق و شعله عشق مارو به خوردن گندم وا داشت و عشق و سبزه خط معشوقه خیلی جلوگریه بیشتری تا سرسبزیه بهشت داشت برای ما که تا زمین به دنبال خودش کشوند مارو ،
خب حالا ببینید باور و فکر حافظ کاملا مقابل زاهد شیخ واعظ و.. قرار میگیره که اونا فک میکنن چه اتفاق بدی افتاد چه حادثه بدی رخ داد که بهشت طوبی و حور و کوثر و.. رو از دست دادیم ، درصورتی که حافظ میگه حادثه بدی نبود و حتی اومدن به زمین هم پی حشمت و جاه طلبی نبود ( چه برای رسیدن به بهشت که شیخ میگه اینجا مرحله کسب حشمت و مقام جمع کردنه برای رسیدن به بهشت )، بلکه برای تخم عشق و محبتی بود که خدا گذاشت توی وجود همه ما ادم ها و چشم ادم رو از همه زیبای ها بهشت بست بلکه زیبایی ها معشوقش که حوا بود رو اونقدر زیاد کرد و شعله عشق رو هم تو وحود ادم زیاد که اگر زهر میداد حوا برای ادم دست معشوقش عسل بود اگر هرچی میداد ادم میخورد گندم که جای خودش رو داشت چیزی که بارها حافظ میگه از معشوقه هرچه برسد نکوست ،
توی خیلی از غزلیات حافظ همین نگرش و طرز فکر هست مثلا این غزل
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
خیلی ساده میگه ماها همگی توی بهشت بودیم و زیر سایه طوبی ولی چی شد ؟!! خدا یه چیزی وجود ادم گذاشت که صدتا طوبی و کوثر رو بخاطرش فراموش میکرد اون هم چیزی نیست جز شعله عشق و معشوق که بخاطر ادم صدتا بهشتم اگه بود یکی یکی بخاطر معشوقش حوا فراموش میکردو فدا میکرد
سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض
به هوای سر کوی تو برفت از یادم
ببینید اینجا هم میگه تموم زیبای های بهشت در مقابل معشوقش حوا از یادش رفت میبینید عاشق برای رسیدن به معشوق همه چیز از یادش میره تنها هدفش رسیدن به معشوقش هست ،
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
و در این بیت هم که ادامه بیت های قبلی هست تیر اخر اندیششو شلیک میکنه و میگه بر لوح سینه من که قلب در اون قرار داره چیزی جز الف قامت یارم که معشوقش حوا هست نیست چیز دیگری ، چه کنم تغییر دادنی هم نیست استاد که خدا هست چیزه دیگه ای یاد نداده به هممون ، خیلیا فکر میکنن این بیت منظور از معشوقه مورد نظر خدا هست درصورتی که میبینید توی این بیت مصرع اول قامت یار و در مصرع دوم استاد میاد پس خدا مورد شاهر نبود بلکه تنها معشوقش حوا بوده ،
و خیلی از غزلیات که هممون خوندیم و میدونیم که حافظ متفاوت فکر میکرده و کاملا با زاهد و شیخ و واعظ و کسانی که دفتر دستک درست کرده بودن تا مردم ساده دل رو که راز پشت پرده که چیزی نمیدونستن ، گول بزنن و لقمه نونی و مقامی بیست بیارن فرق میکرده و تنها تلاشش این بوده که مردم رو آگاه کنه و دست به تغییر بزنه برای رسیدن به زندگی بهتر بشر
دوست از طولانی شدن مطلب عذرخواهی میکنم اگر غلط و اشتباه تایپی بود به استادی خودتون ببخشد
دل شاد و عاشق باشید

حسام در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۱:

کار تو است ساقیا دفع دوی بیا بیا
ده به کفم یگانه‌ای تفرقه را یگانه کن
در این بیت ده به کفم یگانه ای به چه معناست!

هادی جلمبادانی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:

چرا شما از نقاشیهای بهتر از تصویر سعدی استفاده نمی کنید.

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۱۵:

انسانها از تولد جز با تجربه نمیآموزند و دیگران نیز جز با تجربه تجربیات شما، نمیآموزند و گر بیاموزند آموخته آنها چون دروس غیر عملی ستون نداشته بر سستی و شک استوارست و نه یقین
و چون همگان میگویند و سخن زیاد گشته ، دیگر کسی حساس نبوده و نمیشنود و تنها وقت و شخصیت گوینده هرز رفته و اکثرا نتیجه عکس میدهد یا مقاومت شنونده را . . .

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۸ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۱۴:

با پوزش
وچون همگان چنین باشند و به جای معشوق بودن بهم و خدایشان عاشقی کنند جهان بهشت انسانهاست
ویا چون انسانها همه درویشی کنند دیگر جهان یکدست و گلستان شود

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۱۴:

درویش و زاهد خوداندیش نیست و منی ندارد و به راه دل یا مسیر و راه جان است و جز خدا نبیند
درویشان عاشق هستند و معشوق آنها خدا
درویش برای خود نمیخواهد ونمی گیرد ومادیات را بیرون میکند وچون همگان چنین باشد جهان بهشت انسان عاشق بهم و به خدا گردد

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۱۳:

آن رند که از عالم دل آگاه است
از دامن او دست فلک کوتاه است
زاهد و رند غم و شادی را راه الهی میداند و چندان آنها را تجربه کرده که تعادل بین آنها را یافته و با کمک دل خدایی خویش را از تعادل منحرف نمیکند و غم او جانکاه نیست و آن را از زندگی میداند وشادی ذاتی و الهی او با دیگران قابل قیاس نباشد
ای آنکه به دل تو را غم جانکاه است
از ما تا تو هزار فرسخ راه است

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۶ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۱۰:

منظور رضی از این است همان دانش الهی یا شناخت جان و روح انسان و نوری که خداوند در خلقت انسان در دل او نهفته میباشد و همان عاشقی حق است و با دانش غرب و علوم طبیعی کاملا متفاوت و اغلب دو راه متضاد است که همان خورشید شرق مولانا‌یا دولت عشق حافظ است.

سید مصطفی مصطفوی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:

درود بر همه فرهیختگان گرامی
این شعر بلند و آسمانی تمولانای کبیر وسط استاد موسیقی سنتی ایران جناب حسام الدین سراج هم اجرا شده که انسان با اجرای خود آسمانی می کند، در البوم وصل مستان ایشان می توان این موسیقی را شنید

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۵ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۹:

بدلیل تجربیات زاهد دلی بزرگ و پرتوان دارد و هرچه شادی خدایی بالاتر وطولانی تری را بگذراند همان اندازه درد بالاتری تجربه خواهد کرد و همین شناخت وتجربه بالا و پایین مطالب ، به درک او از تعادل در هر موضوع می انجامد وشناخت حق، شناخت تعادل در امور زندگی باتوجه به زمان و مکان و . . .سایر شرائط ومتغیرها است.

بنده hashemimasoud۶۸@yahoo.com در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۶۹:

بیت 6: افسون غلط، افسوس صحیح

farshad در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴ - نی محزون:

سلام دوستان این شعر استاد شهریار بسیار زیباست بعضی از دوستان راجع
به بیت دوم پرسیدن این بیت یکی از زیباترین ابیات این غزل هست در واقع شاعر خطاب به ماه میگه کاهش جان تو من دارم من میدانم یعنی شاعر هم مثل ماه کامل که کم کم حلال میشه و از جانش کم میشه داره ذره ذره آب میشه به خاطر درد دوری و عشق و این رو در مصرع دوم به این شکل که میگه که ماه از دوری خورشید داره آب میشه و ذره ذره کم میشه از اون گذشته این بیت با بیت اول ارتباط معنایی داره و نکته بسیار زیبا اینه که شاعر در این بیت اشاره به این داره که ماه و خورشید هردو یکجا جمع نمیشن و با طلوع خورشید ماه غروب میکنه و خودش و یار رو هم مثل ماه و خورشید میدونه

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۸:

خداوند دارای صفات زیادی از جمله رحمان و رحیم و بخشنده و ... است که ذات اوبا هدف خلقت او یکیست و جهت هدایت انسان به آنچه خوبی و وعده شده است که چون جان خود را بشناسیم در خداوند یکی میشویم و به اتحاد جهان و عدالت میرسیم که ذات خوبی هاست

سید ادیب در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴۵:

بیت تا بکی شبهه پرس.... چطور خوانده میشود؟

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۷:

هرگز دل غم گرفته ام غم نگرفت
راه و روش مردم عالم نگرفت
کس یار نشد به ما که اغیار نگشت
کس مار نشد که او ز مارم نگرفت
مجدد میتوان عدالت خداوند را در توزیع عادلانه غم وشادی، به شرط صبوری و طی زمان دریافت

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۶:

شرایط خوب و بد و عدالت خداوند و نیاز به صبر ما را گوید که در زیر دو حاشیه قبل درج نمودم
گاه قمر در عقرب است و صبوری ما را میطلبد

۱
۲۵۵۸
۲۵۵۹
۲۵۶۰
۲۵۶۱
۲۵۶۲
۵۷۲۴