گنجور

حاشیه‌ها

سعید مبینا در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:

معنی این شعر دقیقا مصداق مدی تیشن میباشد . مدی تیشنی که امروز جهانیان برای آرامش و شاد بودن از آن استفاده میکنند . خیام 800 سال پیش اون رو در این دو بیتی به وضوح بیان کرده است ..
تعریف مدی تیشن : مدی تیشن همان بودن است . تنها دلیل شاد بود ما . بودن ماست . این یعنی مدی تیشن .
فرض کنیم که طناب حلقه دار به دور گردن ما آویخته شده و قبل از اویزان شده به ما پیشنهاد میدهند که با قبول شرایط طناب را باز خواهیم کرد . فورا قبول میکنیم . شرایط: هفته ای یک بار نان خشک میخوری فورا قبول میکنیم . ماباقی عمرت در سلول انفرادی هستی . فورا قبول میکنیم . هر روز چندین بار کتک میخوری باز فورا قبول میکنیم و فقط میگوئیم قبول است و فقط طناب رو باز بکنید .
پس بودن اینقدر با ارزشه . خیام این استاد و اسطوره تکرار نشدنی هم در این دو بیتی میفرماید . تو که بجای نان خشک از باده مستی . و بجای سلول انفرادی کنار ماهرخ ( معشوقه . خانواده . فرزند . دوست . همسر . و.....) هستی پس خوش باش مگر دیوانه و مریض ( خود آزار)هستی
که غمیگین و افسره هستی .چون عاقبت جهان نیستی است . انگار که نیستی ( طناب دار دور گردنت است) الان که هستی ( زنده ای و آزاد هستی ) خوش باش . پس بهترین دلیل شاد بودن ما . بودن ماست و هیچ دلیل و علتی هم نمیخواد

سعید مبینا در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۱:

منظور مولانا در این شعر نه با عیسی است و نه با امام زمان و نه هر ناجی غیبی دیگری بلکه به سادگی مشخصه که منظور مولانا با خداست.
خدایی (نوری) که پای عیسی را به این چرخ گردون کشاند(متولد کرد). خدایی ( شاهی )که یوسف را از قعر چاه و بردگی نجات داد (خرید).
خدایی (یوسفی) که باعث شد زلخیا از پرده غفلت بیرون بیاد، آمد.
یارب یارب تو رو خداوند در سحرگاه شنید و رحمتش را ارزانی کرد.
به به (بخ بخ ) که شفای هر دردی آمد . مشکل گشای هر مشکلی آمد.
ای کسی که روزه گرفتی از مایده ( سفره خداوند) . میهمان خداوند بودی.
روزه ات رو بگشا که اول ماه ( غره) شوال است و خوش باش و عیدت مبارک.

د. ق. مصلح بدخشانی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۴۷ دربارهٔ عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۵۵ - بی ماه روی تو:

مصرع اول بیت دوم به این شکل درست است:
چندین هزار جان گرامی شود به باد

د. ق. مصلح بدخشانی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۹ دربارهٔ عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۶۲ - قلندرخانه عشق:

بیت دوم به این شکل درست باشد:
مقصد ما حسن یوسف باشد اندر شهر مصر
ما به مصر، نه از برای قند و شکّر می رویم

احمدزاده در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:

سلام.مصرع سوم ایراد داره.تصحیح بفرمایید

د. ق. مصلح بدخشانی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۷۱ - دل پرغم:

مصرع دوم بیت اول به این شکل درست است:
با بلا خوش بودی و در غم قراری داشتی

علی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۳ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر » بخش ۴ - در مرگ گوید:

سلام. در بیت دوم ابوان صحیح است: من لم یؤدبه الابوان یؤدبه الملوان

جانان در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸:

چقدرررر زیباست

شهرام زندی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » یازدهم:

مولانا در این ترجیع ، در ترجیع اول مفاهیمی را گوشزد کرده است برای باز کردن سر رشته ی سخن ، که ادبیات ما قادر به توضیح آن نیست و تنها راه گشایش آن به گفته ی خود مولانا داشتن سینه ی شرحه شرحه از فراق است تا نرم افزار وجودی در درون هر دلشده ای ، روشن و فعال گردد وگرنه با یک برداشت سطحی لغوی از آن خواهند گذشت و چنین الماسی را به باد فراموشی خواهند بخشید .

جان نثار در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰:

در بیت دوم بنظر "کاید" صحیح است

محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۲:

سینه ایندریچه بسیار تنگ است کسانی که مانند من بینایی چشم شان کمتر شده درهنگام تایپ نمودن اشتباهاتی حروفی می نمایند مانند من:
رسیدن به یگانه از تراوشات خرد و اندیشه حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل (رح):
هرچیز که خواهی، عددش گیر 2 بار
1 برسرآن بنه 3 چند شمار
تقسیم بر 6 کن، هر آنچه باقی ماند
در 22 ضرب کن، (الله) برآر./
گلهای چمن تا به بهشت رنگ و بوی خودشان دارند اما درپرورش و نوازش دل و دیده انسانها همه همراه هستند رحمة الله علیهم اجمعین.

محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۲:

رسیدن به یگانه از تراوشات خرد و اندیشه حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل (رح):
هرچیز که خواهی، عددش گیر 2 بار
1 برسرآن بنه 3 چند شمار
تقسیم بر 6 کن، هر آنچه باقی ماند
در 22 ضرب کن، (الله) برآر./
گلهای چمن تا به بهشت رنگ و بوی خودش دارد اما درپرورش و نوازش دل و دیده انسان همه همراه هستند رحمة الله علیهم اجمعین.

پشمینه پوش در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۴:

هرکسی از ظن خود شد یارمن
از درون من نجست اسرار من

پشمینه پوش در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۴:

هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:

در خم آن زلف چون چوگان که هست---درست است

مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۰۸۵:

به احتمال زیاد، بیت، بایستی به صورت ذیل باشد:
نگردید از سفیدی‌های مو، آیینه‌ام روشن / زهی غفلت، که تا صبح قیامت می‌برد خوابم
که اینگونه معنی خواهد شد:
با آمدن پیری و سفید شدن موهایم، آینه‌ی دلم، روشن نشد. اگر اینطور باشد، ظاهراً تا صبح قیامت، باید در خواب باشم. یعنی: تا آن وقت، از خواب غفلت، بیدار نخواهم شد.
مظفر محمدی الموتی

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:

سلام بر ادیبان محدر قدیم اصطلاحی بوده که میگفتند مثلا کمان فلان پهلوان را کس دیگری نمی تواند بکشد.کمان کشیدن کنایه از زورمندی بوده است منظور شاعر اینست که من قدرت کشیدن کمان عشق را ندارم---یعنی زورم به عشق او نمی رسد

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹:

کم شدن در کم شدن---کاملا درست است---معنی فنا شدن میدهد

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:

وابروی تو در تیر زدن سخت کمان است
خداوند در هیچ ذهن وخیال و تصور و تخیل و هیچ جای دیگر جای نداردخداوند معبود است و این کفایت میکند---محدود کردن خدا و جائی را به او اختصاص دادن شرک است

سید محسن در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۱:

وقت سحر که بلبل قهقه بر چمن زند---درست است

۱
۲۲۵۶
۲۲۵۷
۲۲۵۸
۲۲۵۹
۲۲۶۰
۵۸۱۵