گنجور

حاشیه‌ها

 

بیت سوم از اخر در مصرع اول بجای کلمه نشار باید نوشته شود نثار.
اشتباه تا تایپی میباشد.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

هاشم در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - درمصیبت كربلا


بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
از یار آشنا نفس آشنا شنید

پاسخ: متن مطابق تصحیح قزوینی است، (سخن) آورده آنجا و بدل هم ندارد.

hnn در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴۳


سلام
واژه جهات در مصرع اول به اشتباه جهان ذکر شده است و منظور از آن جهات شش گانه است.

هشت خلد و هفت چرخ و شش جهان و پنج حس

چار ارکان و سه ارواح و دو کون از یک خدا

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

احسان در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ شمارهٔ ۱ - در یکتاپرستی و ستایش حضرت خاتم الانبیاء


این قطعه ار شعر ایشان بوی کفر میدهد … مراد مشخص نیست …..

محمد علی در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۲۹


بنظر میآید که شعر از ابن سینا باشد با توجه به مقام بوسعید در عرفان و روشن بینی ایشان نمیبایستی اینگونه گلایه از ندانستن داشته باشد .

سید مجتبی میرسمیعی در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۶۵


متاسفانه متن ویس و رامین، در هر قسمت سرشار از غلط های املایی و چاپی است به طوری که غیر قابل استفاده شده٠ به نظر من متن این کتاب میبایست از نو نوشته شود٠

پاسخ: با تشکر از زحمت شما برای ذکر غلطهای چند بخش، متأسفانه شیوه‌ای که شما در ذکر اغلاط داشتید تصحیحش بسیار زمانبر بود و از عهدهٔ من خارج بود، چون باید شعر را کامل می‌خواندم تا محل بیتهایی را که ذکر می‌فرمودید پیدا کنم. لطفاً از این به بعد برای تصحیح غلطها، محل بیت مشکلدار (شمارهٔ بیت)، مورد غلط و درستش را ذکر کنید تا بدون نیاز به بازخوانی شعر بشود آن را تصحیح کرد.
در مورد ویس و رامین، از آنجا که تهیه کنندهٔ متن تایپی یک دانشگاه آلمانی است وجود غلطهای زیاد گویا طبیعی است.

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ بغایت رسیدن عشق رامین بر ویس


سلام.این شعر را مرحوم شهریار در وصف استاد تار جلیل شهناز سروده اند که بسیار زیبا توصیف زیبایی از ساز شهناز را کرده اند

رحیم مدد در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۹:۲۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶ - مرغ زخمی


بادرود بسیار
امیدوارم آن دسته ازعزیزانی که به خود اجازه ی اظهار نظر در خصوص اشعار بزرگان معرفت را میدهند توفیق آشنایی بیشتر با( معرفت) را پیداکنند تا متوجه درستی و صحت الف تا واو
بیانات بزرگان شوند. عزیزانم این اشعار نتیجه علم فراوان نیست که بتوان برای تصحیح آن ازطریق علوم و قوانین دستوری در این فرهنگ عمل کرد بلکه حضرت مولوی بعداز بدورریختن کل اندوخته علمی خود که باعث غرور بیش از حد شده بود و ورود به وادی دل اینچنین زیبا سخن گفتند. اگر اهل دل باشید اشعارعارفانه هرچند در طول تاریخ دستخوش تغییرات شوند باز هم مفهوم واقعی خود را به دل اهل معرفت میرساند .
پیشنهاد میکنم در قسمت حاشیه برداشتهای شخصی خود را از ابیات و اشعار بیان کرده تا موجب بالا بردن سطح آگاهی یکدیگر شویم.
پوزش میطلبم از عزیزانی که تلخی سخنم آنها را آزرد.

بابک در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۰:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۹۳


بیت دوم به جای با من.. ” یا من”، بیت چهارم: به جای ایینمانیست. ” آیین ما نیست”. نوشته شود.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

پری در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ مکتب عشق


با سلام.۴ مصرع به نظرم باید به شرح زیر اصلاح شود:
بیت ۴ راز گویم صحیح است.
” ۷ دل آزاری ” ” .
بیت کزو کی گیرد سراغی.
” ز امواج خروشان تند خویی.

پاسخ: با تشکر، غیر از (کزو کی گیرد سراغی) که متوجه مشکلش نشدم باقی موارد تصحیح شدند.

Anonymous در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ خلقت زن


با عرض سلام
فاصله بین کلمات در بعضی موارد رعایت نشده است
شعر اصلاح شده :
.
منم که شعر و تغزل پناهگاه من است
چنانکه قول و غزل نیز در پناه من است

صفای گلشن دلها به ابر و باران نیست
که این وظیفه محول به اشک و آه من است

صلای صبح تو دادم به نالهٔ شبگیر
چه روزها که سپید از شب سیاه من است

به عالمی که در او دشمنی به جان بخرند
عجب مدار اگر عاشقی گناه من است

اگر نمانده کس از دوستان من بر جا
وفای عهد مرا دشمنان گواه من است

هر آن گیاه که بر خاک ما دمیده ببوی
اگر که بوی وفا می دهد گیاه من است

کنون که رو به غروب آفتاب مهر و وفاست
هر آنکه شمع دلی برفروخت ماه من است

تو هرکه را که چپ و راست تاخت فرزین گوی
پیاده گر به خط مستقیم شاه من است

نگاه من نتواند جمال جانان جست
جمال اوست که جوینده نگاه من است

من از تو هیچ نخواهم جز آنچه بپسندی
که دلپسند تو ای دوست دل بخواه من است

چه جای ناله گر آغوشم از سه تار تهی است
که نغمه قلمم شور و چارگاه من است

خطوط دفتر من سیم ساز را ماند
قلم معاینه مضراب سر به راه من است

کلاه فقر بسی هست در جهان لیکن
نگین تاج شهان در پر کلاه من است

شکستن صف من کار بی صفایان نیست
که “شهریارم” و صاحبدلان سپاه من است


پاسخ: با تشکر فراوان، جایگزین شد.

نیکی در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴ - سپاه من


در بیت دوم “بین” بهتر است با “ببین” جایگزین گرددتا با بیت اول هم قافیه شود.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

صادق در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۳۷


با کمال تعجب سایت کتابخانه تصوف که مورد استناد سایت گنجور و سایر پزوهشگران بود فیلتر شده!!!
اعتراض / اعتراض

ستاره سادات . پیغمبری در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ (۱۲) حکایت شبلی رحمة الله علیه


دو قافیه دارد (ذوقافیتین) و هر قافیهٔ دوم با تکرار قافیۀ دیگر ساخته می‌شود.
این صنعت اسم دارد؟

حمیدرضا در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳ - در ستایش امیر بهر‌ام صولت معتمدالدوله منوچهرخان طاب ثراه فرماید


در بیت ششم، در مصراع دوم، ((ندارد)) در جایگاه خود بی معنی است و ((نباشد)) صحیح تر به نظر می رسد.

پاسخ: با تشکر، با تصحیح فروغی مقایسه شد، همین است (ندارد)، تغییری داده نشد.

متین در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ تکه ۱


سال ها پیش یک حافظ پژوه شیرازی درتفسیر شعر آخر غزل گفت “دگران” دو معنی دارد. یکی همان که “دیگران ” است و یکی هم به معنی مرغ گیاه نمائی که برای پرنده ها دام می گذارد و خودرا به شکل گل درمی آورد و پرنده ها که روی آن می نششینند آنها را می بلعد و دام تزویر می گدارد. شهاب الدین سهروردی هم در رساله”عقل سرخ” دگران را به معنی سیمرغ و پرنده جادوگر به کار برده است.

احمد تدین در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹


سلام خانم معصومه
در این رابطه می توانید به سلسله نشستهای شهر کتاب با عنوان نظامی شناسی مراجعه کنید
با من تماس بگیرید

ستاره سادات . پیغمبری در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ بخش ۴۳ - داستان دو حکیم متنازع


راستی خویش نهان کس نکرد

در سخن راست زیان کن نکرد
در مصراع دوم زیان کس نکرد صحیح است.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

الهه در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ بخش ۴۷ - داستان پادشاه ظالم با مرد راستگوی


پاورقیها:

تباً لک = هلاک و زیان بر تو
ا. سلوی به‌معنی بلدرچین و من به معنی ترنجبین ست ه خداوند در بیابان تیه بر فوم بنی‌سرابیل فرو
می فرستاد و آنان قدر نعمت نشناختند و از خداوند سیر و پیاز و عدس تقاضا کردند.- و زادهم الله در مصراع
بعد نیز اشاره به‌آیهٔ از سورهٔ‌بقره‌است‌: فی‌قلوبهم مرض‌فزادهم‌الله مرضا و لهم‌عذاب‌الیم‌بما کانوا یکذبون‌.
. اوبس قر ن ، یح ، از اعاظم صحابه رسول اکرم بود وکویند به مناست انه خدمت مادر می‌فرد، دیدر
آن حضرت را درنیافت‌. احادیث نبوی بسیار در شان وی روایت کرده‌اند و اهل تصوف وی را از پیران و
سر سلسلکان این مشرب می شمارند (محجوب).

حمیدرضا در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در گله از حاج اکبر نواب و مدح فخرالعلماء و ذخرالفضلاء ابولحسن الفسوی الشهیر به خان داماد فرماید


این غزل به وزن« فاعلاتن مفاعلن فع فاعلاتن مفاعلن فع »سروده شده و وزنی که برای آن نوشته اید(فاعلن مفاعلن فع فاعلن مفاعلن فع ) غلط است و بعد از فاعلن یک هجای بلند کم دارد .

پاسخ:با تشکر، فرمایش شما صحیح است، اما در یک بیت این غزل (بیت ششم) به جای رکن فاعلاتن، فعلاتن آورده، لذا از آنجا که فاعلاتن را نمی‌شود با فعلاتن جایگزین کرد اما عکسش امکان‌پذیر است به جای رکن فاعلاتن در وزن تصحیح شده فعلاتن گذاشتیم تا نظر شما چه باشد.
ضمن آن که به قرینهٔ وزن در بیت اول «برون» را با «بیرون» جایگزین کردیم.

بهمن بنی هاشمی در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۱۵


[صفحهٔ اول] … [۲۲۵۶] [۲۲۵۷] [۲۲۵۸] [۲۲۵۹] [۲۲۶۰] … [صفحهٔ آخر]