گنجور

حاشیه‌ها

 

مصرع اول
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
صحیح میباشد

علی فیضی در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ قطعه شمارهٔ ۸


دکتر قمر آریان در رساله ی دکتری خود (جهره مسیحیت در ادبیات فارسی) گفته است منظور از خورشیدسواران حضرت مسیح است که طبق عقاید اسلامی در آسمان چهارم منزل دارد که در نجوم خانه خورشید است. و مصراع دوم طبق عقاید مسیحیت می تواند نشاندهنده رنج حضرت مسیح به خاطر آسایش یافتن امت خود باشد.

لیلا در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ بخش ۲۳ - حکایت نوشیروان با وزیر خود


شعر زیبایی بود
دوستش داشتم

رویا-چاووش در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۳


dorod bar ferdosie kabir

amir در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ بخش ۱۸


دوست عزیز ق. مصلح،
لطفا واژه “هجرانش” را با سکون حروف نون و شین انتهایی بخوانید. خواهید دید که مصراع به همین صورت نگاشته شده درست است.

پرهام فرهنگ در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱:۱۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲


و باز هم اندکی ادبیات تطبیقی از دیدگاه من. این باز گوشه ای از Ode to a Nightingale اثر John Keats:

O for a draught of vintage! that hath been
Cooled a long age in the deep-delved earth,
Tasting of Flora and the country-green,
Dance, and Provencal song, and sunburnt mirth.

دوست دارم بدانم اهل نظر تا کجا می پذیرند سیلان ذهن من را در نگرشی تطبیقی میان این پاره از شعر کیتس و جان مایه ی خزانیه منوچهری.

پرهام فرهنگ در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۰:۵۷ دربارهٔ در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی


ای کاش همتی می بود و این نصیحت زیبا را به شکلی هنرمندانه به تصویر می کشید و فیلمی درخور می ساخت. بر متصدیان امور توجه به ادبیات غنی ایرانی لازم و ضروری است.

سعید در تاریخ ۵ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۵۱ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۳۳


به نظر، با توجه به مندرجات این صفحه و بیاینات اساتید گرانسنگ جه در مدرسه و چه در دانشگاه، قطعۀ حاضر از جناب منوچهری در توصیف شب است، مکر افزونه ها و متعلقاتی داشته باشد که متن حاضر مبری از آنهاست

امیر محمد شهسوارانی در تاریخ ۵ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ شمارهٔ ۵۱ - در مدح علی‌بن محمد


مصرع :حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
در کتابی که دیده بودم بصورت:حضوری گر
همی‌خواهی از او غافل مشو حافظ
آمده بود لطفآ بررسی شود.

علی در تاریخ ۵ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱


با سلام به همه دوستداران فرهنگ اصیل ایرانی.

علاقه دوستان قابل تحسین است ولی در برداشت دوستان ضعف عجیبی می بینم.
عزیران در فرهنگ ما گربه و موش هر دو دزدند و فاسد اتفاقاً موش ظاهر الصلاح تر است . موش دزد ریا کار بی خیری است که گربه دشمن آن است ولی ” گربه محض رضای خدا موش نمی گیرد” خودش را از نوادگان شیر شجاع معرفی می کند و به شیردل معروف است در حالیکه خودش هم می داند چقدر ترسو ، بی وفا و فرصت طلب است و نهایتا برای غلبه بر ارتش موشها به سلاح خود موشها متوسل می شود: ریا .ولی از آنجا که تقدس موشها از پیش زبانزد همه عوام است گربه در این جدال اقبالی نمی یابد و سرانجام عرق ملی و نژادی اش موجب غلبه بر موشها می شود و دوران طولانی سلطنت موشها به پایان رسیده و عصر این شیر ها !! شروع می شود.
در تفسیر باید گفت داستان انحصار به یک محدوده خاص زمانی و مکانی ندارد و به نحوی اشاره به تاریخ بشر است مثلا می بینیم در تاریخ غرب چگونه موشهای مقدس صومعه که شاه مطلق قرون وسطی بودند نهایتا مغلوب گربه های بی حیا و شیرنمای تمدن جدید می شوند . و این داستان ادامه دارد …

مصطفی در تاریخ ۵ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ موش و گربه


بیت دوازدهم اینگونه درست است
چو جای خود نشناسی، بحیله مدعیان
ترا ز اوج بلندی، به قعر چاه کنند

حمیدرضا قاسمعلی در تاریخ ۵ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۷:۴۱ دربارهٔ نامه به نوشیروان


۱- برای اثبات شیعه بودن مولوی نیازی به این شعر نیست. اشعار و دلایل دیگر هم وجود دارند.
۲- این که مولوی‌شناسان برجسته این شعر را جزو اشعار مولوی نیاوردند، دلیل بر رد این شعر نیست. زیرا آن‌ها به فرض این که قصد و غرضی نداشته‌اند، معصوم از اشتباه نمی‌باشند. قول لغوی هم در اصول حجت نیست، چه رسد به قول مولوی‌شناس!
۳- عبارت الله مولانا علی هم می‌تونه غلو نباشه و هم مدح امیرالمومنین علیه السلام باشه. الله منادایی است که حرف ندای آن حذف شده و مولانا و علی مبتدا و خبر هستند. به معنای این که: خدایا! مولای ما علی است.

محمدمهدی در تاریخ ۵ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۷:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۲۲۹


salaams
First of all thank you for such an amazing website. I have read this poem many times in Farsi and English. I have the Nicholson’s English translation and it’s not the same as you have on your site. For example in the his English translation of the first line he says. ” Listen to the reed how it tells a tale, complaining of separation. Which the is taken from the Farsi line
بشنوازنی چون حکایت میکند
وزجدائیها شکایت میکند

why do’t you have it this way if this is based on Nicholson’s edition. thank you
Feraidoon from California

feraidoon در تاریخ ۵ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۰:۵۲ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


منم میگم فقط خودت خیام،فقط خودت.

فهیمه در تاریخ ۴ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۴۱


با نظر فرهاد بسیار موافقم .دمت گرم فرهاد

فهیمه در تاریخ ۴ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۷۳


بیت سعدی درست است، لطفا تذکر مرا حذف کنید

منصور محمدزاده در تاریخ ۴ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۷


در بیت دوم کلمات دوزخ و اعراف جا به جا شده اند و صحیح آن بدین گونه است:

حوران بهشتی را، اعراف بود دوزخ

از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است

منصور محمدزاده در تاریخ ۴ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۷


از نظر اخترشناسی خورشید هم حرکات خود را دارد. اما در هر صورت خیام هیئت بطلمیوسی را (زمین مرکز جهان است) رد نکرده است
در فلسفه یونانی و اسلامی هر جرم آسمانی در فلکی می چرخد و یک عقل (موجود ملکوتی) آن را می گرداند. این عقل های دهگانه واسطه ای فرض می شوند که خدا از طریق آنها بر زمین تاثیر می گذارد
طعنه جالب خیام این است که اجرام و افلاک که مدبرند، خود سرگردانند

محمدش در تاریخ ۴ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۸:۰۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۵۹


در جشن هنر توس به سال ۱۳۵۶این غزل توسط استاد شجریان خوانده شده که در آن نیز از الفاظ”مست مست” و “توبه ی تزویر ” استفاده شد.

گیله مرد در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۲


سلام ۰خداقوت از زحمات شما عزیزان تشکر وقدردانی مینمایم ۰این توفیق بزرگ نصیب شما گردیده قدر بدانید همه پاداشی که شاعران دارند شماهم سهیم می باشید ۰حق نگهدارتان باد۰بااحترام ۰م۰ی ۳/۴/۱۳۹۱

سید محمد موسوی در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ


[صفحهٔ اول] … [۲۲۵۶] [۲۲۵۷] [۲۲۵۸] [۲۲۵۹] [۲۲۶۰] … [صفحهٔ آخر]