گنجور

حاشیه‌ها

 

…خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
وقتی انسان در وضعیت نمیدانم قرار کیرد فکر و قضاوت ناراحت کننده هم ندارد ناراحتی انسان حاصل افکار ودانستن های ناقص یا غلط و به تعبیر دیگر جهل است (از نظر اهل معرفت معنی حهل ندانستن نیست دانستن کج است)
چون فکرهای اضافی و بیجا متوقف شود زمینه خوشی مورد نظر خیام فراهم میگردداین خوشی توام با حیرتی است فوق روزمرگیها و لذا سازنده است ومنظور از می نوشی را هرجه بگیریم خوشی و حیرت مزبور را در نظر دارد

ف-ش در تاریخ ۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۵:۰۶ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۱


dar mesraje awale beide tschharom(sar)sajed ast

پاسخ: با تشکر «سر» از «مقام کعبه وصل تو، دور افتاده است از سر ما» حذف شد.

mareshtani در تاریخ ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۰۹


mesraje sowom eshkaldarad

پاسخ: با تشکر، «استو» با «است و» جایگزین شد.

mareshtani در تاریخ ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۰۷


dar mesraje dowome beide panjom harfe(jiem)sajed ast

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

mareshtani در تاریخ ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۰۴


mesraje awale beide shashom(askebr agarsudem)

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

mareshtani در تاریخ ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲:۱۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۹۸


lotfan mesraje awale beide haftomra tas heh nomajed

پاسخ: پیشنهاد دوستان؟

mareshtani در تاریخ ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۹۷


mesraje awale beide sowom(janotan)1

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

mareshtani در تاریخ ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱:۵۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۹۶


با درود وسپاس فراوان
در مصرع دوم از بیت پنجم بجای “ناکامی ها” باید
“گمنامی ها” نوشته شود

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

نگین شکروی در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰ - ناکامیها


بنظر میآید که یک اشتباه تایپی در مصرع اول از بیت چهارم وجود دارد. بجای “شگفتی”، “شکفتی” صحیح است. یعنی “گ” باید که با “ک” عوض شود.
شاد باشید

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

تجلی کشاورز در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ حکایت گفتن بلبل وعتاب کردن باغبان و عذرخواستن گل


beide sowom eshkaldarad

پاسخ: با تشکر، در مصرع «جامه درانداز عشقت» را با «جامه درند از عشقت» جایگزین کردیم.

mareshtani در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۸۳


«سپیدمهره» در بیت ۵۶ نام نوعی بوق و شیپور جنگی است. اینجا را ببینید:
http://mr-torki.ganjoor.net/?p=839

حمیدرضا در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۵۵ دربارهٔ شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران


بیت ۱۳ گویا در بعضی نسخ به این شکل نقل شده:
آتش تیغ او گه پیکار
شرر قصرپیکر اندازد
که اشاره دارد به یکی از آیات قرآن. اینجا را ببینید.

حمیدرضا در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۵۳ دربارهٔ شمارهٔ ۴۷ - مطلع دوم


«شرر قصرسان» در بیت ۴۲ تلمیحی است به آیهٔ ۳۲ از سورهٔ مرسلات: «إِنَّهَا تَرْمِی بِشَرَرٍ کَالْقَصْرِ»، خاقانی در جای دیگری به همین مفهوم اشاره دارد:

آتش تیغ او گه پیکار
شرر قصرپیکر اندازد

منبع: http://mr-torki.ganjoor.net/?p=839

حمیدرضا در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۵۰ دربارهٔ شمارهٔ ۶۶ - مطلع سوم


بیت ۷۱ به داستان «حاجب با زراره» اشاره دارد که کمان خود را بر اساس داستانی معروف در نزد خسرو انوشیروان به گروگان گذاشت. «نوا» در این بیت به معنی «گروگان» است.
منبع: http://mr-torki.ganjoor.net/?p=839
در مورد حاجب و داستانش اینجا را ببینید:
http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-f24cdc18060b4dd6afec300b5b3abdfc-fa.html

حمیدرضا در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۴۵ دربارهٔ شمارهٔ ۲۳ - سوگند نامه و مدح رضی الدین ابونصر نظام الملک وزیر شروان شاه


در بیت پنجم «در نوا داشتن» به معنی «در اسارت و گروگان داشتن» است. اینجا را ببینید:
http://mr-torki.ganjoor.net/?p=839

حمیدرضا در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۲۵


معنی «در نوا داشتن» در بیت ۲۵ این قصیده به نظر استاد محمدرضا ترکی معنی در اسارت و گروگان داشتن می‌دهد. طبق اشارهٔ استاد خاقانی در این بیت نیز «نوا» را در همین معنی به کار برده است:
چون زیر هر مویی جدا یک شهر جان داری نوا
خامی بود گفتن تو را جانا که جان کیستی؟
اینجا را ببینید:
http://mr-torki.ganjoor.net/?p=839

حمیدرضا در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۳۷ دربارهٔ شمارهٔ ۵ - در نعت پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله


در یسیاری از رباعیات خیام به نا پایداری زندگی در دنیا اشاره شده و خواسته ازاین موضوع کاملا پرده برداری کند.
میپرسیم چه اصراری هست که ناپایداری جهان در نظرمان باشید آیا این فکر زندگی مارا تلخ نمیکند؟در حالیکه خیام شادی و شیرینی را در زندگی توصیه میکند ما میبینیم گاه شده کسی از عاقبت زندگی مر گ حرفی میزند و دیگری میگوید ول کن اینها را نگو بگذار خوش باشیم !
پیداست آنگونه شادی و خوشی مورد توجه خیام است که غفلت و نادانی در آن نیست بلکه از روی دانائی و آگاهی پیدا میشود واین نشانگرهمان شادی با شکوهی است که فطرت انسان در خور رسیدن به آنست و عرفا به وجود آن پی برده اند
میدانیم شادی دو جور است یکی را وجد و صفا میتوان نامید وشکلی دیگری از آن عیاشی و خود فریبی است که بعدا غم وخماری بیشتری به دنبال می آورد در این شکل شادی غفلت و بیخردی وجود دارد
کسانی از اهل معرفت گفته اند که آن حالت و عملی بی نقص است که با توجه به ناپایداری حیات صورت گرفته باشد
واین درست مینماید زیرا زندگی و مرگ لازم وملزومتد و در معادله ویا فرمول زندگی اگر یک ضریب اساسی در نظر نباشد خللی بر اساس آن وارد میشود
یک نتیجه اینکه شادی و خوشی مورد نظر خیام از روی واقع بینی و خردمندیست از روی نادانی و خودفریبی نیست.

ف-ش در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۵:۱۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۷


با درودوسپاس فراوان
در مصرع دوم بیت هشتم ” خدا را ” بجای ” خدایا ” صحیح است.همچنین در مصرع دوم ازآخرین بیت “جویند” صحیح می باشد.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

نگین شکروی در تاریخ ۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸ - در راه زندگانی


با درود وسپاس فراوان
ابیات پنجم وششم وهفتم این غزل جا افتاده اند و بدینقرارند:
اشکش نمی مکیدم وبیمار عشق را
جز بغض شربت دگری در گلو نبود
آلوده بود دامن پاک و برغم عشق
با اشک نیز دست ودل شستشونبود
از گفتگو و یاد جفا کردنم چه سود
او بود بی وفا و دراین گفتگو نبود

پاسخ: با تشکر، اضافه شد.

نگین شکروی در تاریخ ۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۲ - او بود و او نبود


bardeletangeto

پاسخ: با تشکر، طبق پیشنهاد شما «خو کرده است بر دل تنگ جور دوست» با «خو کرده است بر دل تنگ تو جور دوست» جایگزین شد.

mareshtani در تاریخ ۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴۱


[صفحهٔ اول] … [۲۲۵۶] [۲۲۵۷] [۲۲۵۸] [۲۲۵۹] [۲۲۶۰] … [صفحهٔ آخر]