برآنم که امروز چون داد خواهی
نهم قصه ای در چنین بارگاهی
ببارم ز پالونه دیده آبی
برآرم ز آیینه سینه آهی
کس این قصه ننهد ولیکن توان خورد
چنین توشه برسر شاه راهی
جهاندار شاها چو رای بلندت
بیفزود من بنده را پایگاهی
چو عیسی به کیوان پریدم ز خاکی
چو یوسف به ایوان رسیدم ز چاهی
بر آن داشت او یار بی مایه را
که جوید ز خصمیش آبی و جاهی
فرو جمله گردد ز اشعار بنده
سه قطعه ز مدح تو چون پادشاهی
برون برد در هر سه نام دگر کس
درآورد و در نشر این بود ماهی
زده بیت یا صد مرا خود چه نقصان
ز کهدان جمشید کم گیر گاهی
ولیکن به حق خدائی که بر حق
بپرورد شاهی چو بهرام شاهی
بیفزود از فرق او تاج قدری
بیاراست از ذات او صدر گاهی
کزین گونه مکری بدین نوع غدری
نکرده است هیچ آدمی هیچ گاهی
برون برد زینی برآورد شینی
چون زینها که گفتم ندارد گناهی
نه چون من بود هر که دارد ثنائی
نه در تو رسد هر که یابد کلاهی
چه ماند به طاوس اگر زشت مرغی
نهد چون مگس بر سفیدی سیاهی
مرا از ثناهای خورشید ذاتت
بر این نیست جز صبح صادق گواهی
در ابواب علمم هنوز اختلافی
در انواع فضلم هنوز اشتباهی
تو شاها میندیش ازینها که گفتم
همان دان که هستم یکی داد خواهی
من از خاندان مانده مظلوم و آنگه
همه ذمیان را به عدلت پناهی
برای رضای خدائی که دادت
چو افلاک ملکی چو انجم سپاهی
که تنبیه او را به جائی رسانی
کزو عالمی را بود انتباهی
به اقبال خود سرخ رویم همی کن
که بنده گل و رای شاهی است ماهی
چو باغ هنر یافت جویی ز آبی
نباید که سربرکشد هر گیاهی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دادخواهی و بیان مشکلات خود میپردازد و از جایگاه و مقام میگوید. او با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای مختلف، از امید به عدالت و رحمت پادشاه سخن میگوید. او خود را در موقعیتی مشابه عیسی و یوسف میداند که از سختیهای زندگی به مقام بالایی رسیده است. در ادامه، شاعر به مدح پادشاه میپردازد و او را برتر از سایرین میسازد. با اشاره به ویژگیهای خاص پادشاه، شاعر به این نکته تأکید میکند که او باید به مظلومان و بیپناهان توجه کند و به فضل و عدالت خود ادامه دهد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که هر گیاهی نباید بدون دلیل و حساب رشد کند و او امیدوار است که با کمک پادشاه، به حقوق و مقام خود دست یابد.
هوش مصنوعی: امروز تصمیم دارم مانند یک دادخواه، داستانی را در این مکان بزرگ و مهم مطرح کنم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از دلشوره و غم خود سخن میگوید. او میگوید که از چشمانش اشک میریزد و نفسش پر از آه و اندوه است. به عبارت دیگر، او در حسرت و غم خود غرق شده و این احساسات را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: هیچکس این داستان را نمینویسد، اما میتوان به راحتی چنان باری را بر دوش برداشت که در مسیر اصلی زندگی قرار دارد.
هوش مصنوعی: وقتی که پادشاه، نظر و تدبیر برجستهای داشته باشد، من به عنوان خدمتگزار او، جایگاه و موقعیت بیشتری پیدا میکنم.
هوش مصنوعی: مثل عیسی که از خاک به آسمان پرواز کرد و مانند یوسف که از چاهی به کاخ و مقام رسید، من نیز به اوج و بالا دستی دست یافتم.
هوش مصنوعی: دوست بیپول و بیمنزل را وادار کرد تا از دشمنش آب و مکانی برای زندگی به دست آورد.
هوش مصنوعی: در تمام اشعار من، سه بخش از ستایش تو به اندازه یک پادشاه برجسته است.
هوش مصنوعی: هر سه نام را به بیرون برد و کسی دیگر در این کار وارد شد و این نکته به این دلیل بود که مانند ماهی، در ازای کارهای او، نامی منتشر شد.
هوش مصنوعی: به من بگو که آیا به خاطر وجود عیبی در خودم، مهر و محبت را از من دریغ میکنی؟ خود را با داستانهای بزرگانی چون جمشید مقایسه نکن و گاهی آرزوهای خود را به سادگی بپذیر.
هوش مصنوعی: اما به حق پروردگار، که بر حق سلطنت میکند، شاهی چون بهرام نیز وجود دارد.
هوش مصنوعی: او از سرش تاجی به خاطر مقامش اضافه کرد و از وجودش یک بار دیگر فضیلتی به وجود آمد.
هوش مصنوعی: هیچ انسانی در هیچ زمانی به این شیوه مکر و نیرنگی انجام نداده است.
هوش مصنوعی: شخصی زیبا و باوقار از جایی بیرون رفت و شاداب به نظر میرسید، همانطور که زینهای خوب را توصیف کردم که هیچ عیبی ندارد.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من نیست که تو را ستایش کند و هیچکس نمیتواند به مقام تو برسد حتی اگر تاجی بر سر داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر طاووس زیباییاش را داشته باشد، دیری نمیپاید که زشتی یک مگس، با نشستن بر روی پرهای سپیدش، نمیتواند زیبایی او را تحتالشعاع قرار دهد.
هوش مصنوعی: تنها چیزی که از ستایشهای نورانی و روشنات دارم، گواهی صبح صادق است.
هوش مصنوعی: من هنوز در دانش خود با تنوع و اختلافات روبهرو هستم و احساس میکنم که در زمینه فضایل نیز هنوز دچار اشتباهاتی هستم.
هوش مصنوعی: تو ای پادشاه، به این چیزهایی که گفتم فکر نکن، فقط بدان که من چه کسی هستم و فقط یک دادخواهی دارم.
هوش مصنوعی: من از خانوادهای هستم که مظلوم مانده و اکنون همه غیرمسلمانان را به عدالت پناه میدهم.
هوش مصنوعی: برای رضای خدایی که به تو مانند آسمانها ثروتی بزرگ و مانند ستارهها ژاگرت را بخشیده است.
هوش مصنوعی: هرگونه تنبیه یا عذاب او را به جایی برسانی که برای دیگران عبرتی باشد و آنها را به هوش وادارد.
هوش مصنوعی: به خاطر شانس و موقعیت خوبم، همواره خوشحال و سرزنده هستم، چون من به زیبایی و راهنمایی شاهانه تعلق دارم.
هوش مصنوعی: وقتی در باغ هنر، آبی برای رشد گیاهی وجود دارد، باید مراقب باشیم که هر گیاه و هر چیزی به یک اندازه رشد نکند و بیش از حد خود را نمایان نسازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من اوصاف حست ندانم کماهی
ولی این قدر روشنم شد که ماهی
مرا در سرست اینکه باشم غلامت
گدا بین که دارد نمای شاهی
به زلف چو شستت گرفتار باشد
[...]
چه باشد اگر زانکه تو گاه گاهی
کنی سوی افتادهگانت نگاهی
چه خوش باشد ارزان که چون من گدارا
نگاهی کند همچو تو پادشاهی
دلم را ربوده است هندوی زلفت
[...]
به طوفان اشکی به غوغای آهی
به غارت دهم محشری از نگاهی
ز دام عدم می کند رم نگاهم
چها می کند چشم او از نگاهی
به حق تمنا به جان تماشا
[...]
به شهرت زد اقبال خلق از تباهی
سپید است نقش نگین از سیاهی
دماغ غرور از فقیران نبالد
کجی نیست سرمایهٔ بیکلاهی
گر این است درد سر زر پرستان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.