دلم زان پسته خندان شکر یافت
و زان یاقوت جان افشان گهر یافت
به وصف کشی او عقل خود را
چو گردون بی سرو بسیار سر یافت
خیالش نزد من آمد به پرسش
به جان او اگر از من اثر یافت
نشاطی در دل من خواست آمد
ز تو بر تو غمش کی رهگذر یافت
هلاکم کرده بود آن چشم جادوش
یک افسون لبش آن کار در یافت
تر و خشکم بداد و مهربان شد
چو با من جان خشک و چشم تر یافت
چنین ناگاه بر جانم ببخشود
مگر از لطف شاهنشه خبر یافت
خداوند جهان بهرامشه آنک
ز بهر خدمتش جوزا کمر یافت
بدین رحمت که بر من بنده فرمود
حقیقت دان که ملک بحر و بر یافت
ز یمن آنکه هدهد را طلب کرد
سلیمانی به ملک خود دگر یافت
دلم ز اندوه در شادی بپرورد
چو این تشریف شاه دادگر یافت
بلی خفاش خاکی بود تیره
ز عیسی زنده گشت و بال و پر یافت
لقایش ذره را آورد پیدا
از آن شاه کواکب تاج زر یافت
چو رویم سرخ گشت از نور رأیش
یقینم شد که گل رنگ از قمر یافت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود صحبت میکند که با مسحورکنندگیاش دلش را شاد کرده و به او احساس خوشحالی و نشاط میدهد. او از تأثیرات چشمهای معشوق میگوید و به افسون لبهای او اشاره میکند که بر جانش تأثیر گذاشته است. در ادامه، شاعر اشاره میکند که محبت معشوق موجب برکت و رحمت در زندگیاش شده و او را از اندوه به شادی میبرد. شاعر همچنین به قدرت و مقام شاه و قابلیتهای او اشاره میکند و این را به همه زیباییهای زندگی و عشق خود نسبت میدهد. در نهایت، او به تغییر روحیهاش نسبت به معشوق و تاثیر نورانی او بر دلش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر آن پسته خوشحال شد و از آن یاقوت زیبا، جانم به دست آورد.
هوش مصنوعی: عقل انسان در توصیف زیباییهای او، به وضوح و بینهایت شگفتیهایش را مییابد و مانند دنیایی بیانتها با تنوع و زیباییهایش، سرشار از ویژگیهای فراوان میشود.
هوش مصنوعی: خیال او به سراغ من آمد و از من سوال کرد که آیا نشانهای از او در من پیدا کردهای؟
هوش مصنوعی: دل من به خاطر تو شاد شد، اما غم تو هیچگاه اجازه نداد که خوشحالی به قلبم برسد.
هوش مصنوعی: آن چشم جادویی مرا به نابودی کشاند و لبهایش با یک افسون خاص کارهای عجیب و غریبی کردند.
هوش مصنوعی: روزگاری که همیشه در حال تغییر بود، وقتی که زندگی و حالتم به یک سمت دیگر پیش رفت، ناگهان محبت و عطوفت در دل کسی نسبت به من جوانه زد. او در من، هم نرمش و لطافت را دید و هم نشانههای بیحالی و خشکی را، و این احساس در او بیدار شد.
هوش مصنوعی: به ناگاه، جانم را بخشید، مگر اینکه از لطف پادشاه خبر داشت.
هوش مصنوعی: خداوند جهان بهرامشه، یعنی خدای جهان بهرام است. او به خاطر خدمت به او، کمر جوزا را به خود بسپرده است. در اینجا، به مفهوم حمایت و ارادت به کسی اشاره شده و نشان میدهد که انسانها به خاطر خدمت و وفاداری، به یک دیگر احترام میگذارند و به هم کمک میکنند.
هوش مصنوعی: به خاطر این رحمت که بر من بنده نازل شد، آگاه باش که حقیقتاً ملک و سلطنت در دریا و خشکی به من داده شد.
هوش مصنوعی: به خاطر وجود کسی که هدهد را برای سلیمان طلب کرد، او در ملک خود چیز دیگری را پیدا کرد.
هوش مصنوعی: دل من از غم در شادی پرورده شده است، چون این مقام را شاه دادگر به دست آورده است.
هوش مصنوعی: بله، خفاشی که در تاریکی و زمین زندگی میکرد، به لطف عیسی زنده شد و بال و پر گرفت.
هوش مصنوعی: با ملاقات او، ذرهای از وجودش نمایان شد و آن شاه که به مانند ستارههاست، تاجی از طلا به دست آورد.
هوش مصنوعی: وقتی که به چهرهام نوری تابید و رنگم سرخ شد، مطمئن شدم که گل، رنگ خود را از ماه گرفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بزرگ امٌید ازین معنی خبر یافت
شه نو را به خلوت جست و دریافت
چو زن از حال آن شومان خبر یافت
همه دریا زخون دل جگر یافت
خضر خان کز چنان کامی خبر یافت
خضر گوئی دوباره چشمه دریافت
بلی، هرکس توکل همسفر یافت
بیک منزل وصال کعبه دریافت
چو از حال نبیره جد خبر یافت
به چشم نور کم کرده بصر یافت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.