گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
میبدی

آری بسرای دوست بس راهی نیست

آن را که جز از دوست نظر گاهی نیست.

عطار

در بادیهای که عقل را راهی نیست

گر کوه درو،‌سیر کند کاهی نیست

گر هیچ روندهای طلب خواهی کرد

شایستهٔ این بادیه جز آهی نیست

شمس مغربی

کس نیست کزو بسوی تو راهی نیست

بی مستی او سنگ و گل و کاهی نیست

یک ذرّه ز ذرات جهان نتوان یافت

کاندر او ز مهر تو ماهی نیست

اهلی شیرازی

غیر از ره عیش گر چه دلخواهی نیست

غافل مرو این راه که بی چاهی نیست

هر چند روی چون ره بی عاقبت است

غیر از ره بازگشتنت راهی نیست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه