گوژو به جز از تو در همه پارس
در دل صف کین من که آراست
این داو تو خواستی ز اول
وین دست تو برده ای و غدراست
با من دو چهار می زنی باش
تا در تو رسم که مهره یکتاست
از همت پست و قامت خرد
اسباب بزرگیت مهیاست
بر من به سلام برنخیزی
عجب تو قصیر تا بدانجاست
از رد سلام تو چه سودم
کاندر تو سلامتی نه پیداست
از قد و قیام تو چه خیزد
انگار که ... پشه برپاست
گر برخیزی نعوذبالله
با جمله نشستگان توئی راست
تقطیع قدت که منقطع باد
با ... ضعیف من به لالاست
یک وجه دگر فرازم آمد
کآن نیز لطیفه ای از اینهاست
تو فتنه عالمی و بنشین
برخاستنت که را تمناست
نقصی باشد مرا که گویند
کز آمدن تو فتنه برخاست
کآوازه راحت و سلامت
در عهد تو چون مکان عنقاست
کز بهر فساد عالمت چرخ
زایزد به دعای نیم شب خواست
اینها بگذار وای بر تو
گر مظلمه ات سلام تنهاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به انتقاد از کسالت و ناتوانی فردی میپردازد که به جای تلاش و جدیت، به حالت راحتی و بیاعتنایی نشسته است. شاعر به این شخص میگوید که اگرچه او میتواند به راحتی بزرگ و تاثیرگذار باشد، اما به دلیل سستی و کمهمتی، از سلام و ارتباط با دیگران فرار میکند. او میگوید که برخواستن این شخص میتواند فتنهای در دنیا به وجود آورد، اما او باید بداند که در حال حاضر، هیچگونه سلامتی و شرافتی از او دیده نمیشود. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که حتی اگر تنها سلام او به این شخص منتقل شود، آن نیز به دلیل کوتاهی وجدان اوست.
هوش مصنوعی: غیر از تو کسی در دل من نیست که بخواهد با دیگران کینهای داشته باشد و تنها تو هستی که این عشق و محبت را در دل من به وجود آوردهای.
هوش مصنوعی: تو از ابتدا خواستهای که این کار را انجام دهی و حالا خودت با دست خودت این کار را به انجام رساندهای.
هوش مصنوعی: با من همنوا شو و با من همگام باش تا به حقیقتی برسی که عشق و محبت، یکتاست و بینظیر.
هوش مصنوعی: اگر همت و ارادهای پایین داشته باشی و از نظر جسمی هم در مرتبهی پایینتری قرار بگیری، نمیتوانی به بزرگمنشی و عظمت دست یابی.
هوش مصنوعی: تو هیچ وقت برای سلام کردن به من بلند نمیشوی، این واقعاً عجیب است که تو اینقدر بیتوجه هستی.
هوش مصنوعی: از سلام کردن تو چه فایدهای دارم وقتی که در تو هیچ نشانهای از سلامتی وجود ندارد؟
هوش مصنوعی: از قامت و ایستادگی تو چه چیزی برمیخیزد، انگار که پشهای در حال پرواز است.
هوش مصنوعی: اگر ناگهان برخیزی و از جا بلند شوی، بدان که تو نیز جزو همان کسانی هستی که نشستهاند.
هوش مصنوعی: قد و قامت تو که دچار نقصان شده، باعث ضعف من شده و به نوعی مرا به سکوت و خاموشی کشانده است.
هوش مصنوعی: یک جنبه دیگر از موضوعی برای من روشن شده که آن هم خود نمایانگر یکی از ظرافتهای این مسأله است.
هوش مصنوعی: تو باعث حیرت و آشفتگی همهی عالم هستی و وقتی برمیخیزی، کسی به دنبال تماشای تو نیست.
هوش مصنوعی: اگر کمبودی در من وجود داشته باشد، مردم خواهند گفت که به خاطر آمدن تو، فتنه و آشوبی به پا شده است.
هوش مصنوعی: راحتی و سلامتی در زمان تو به قدری دور از دسترس و نایاب است که مثل مکان پرنده افسانهای عنقاست.
هوش مصنوعی: به خاطر کجروی و فساد در دنیای تو، آسمان به دعا و ناله در نیمه شب به وجود میآید.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که اگر در شرایط سختی قرار داشته باشی و کسی جز سلامی ساده نمیتواند به تو کمک کند، باید به خودت سانسوری بگویی که تنها به حال خود وا نماندهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا نقش خیال دوست با ماست
ما را همه عمر خود تماشاست
آنجا که جمال دلبر آمد
والله که میان خانه صحراست
وانجا که مراد دل برآمد
[...]
برخیز که موسم تماشاست
بخرام که روز باغ و صحراست
امروز بنقد عیش خوشدار
آن کیست کش اعتماد فرد است
می هست و سماع و آن دگر نیز
[...]
زین چار خلیفه مُلک شد راست
خانه به چهار حد مهیاست
این خاک ز لطف نور برخاست
وانگاه روان شد از چپ و راست
شد جانوری که آشیانش
برتر ز ضمیر و وهم داناست
هر لحظه ز فیض و فضل آن نور
[...]
شوری ز شرابخانه برخاست
برخاست غریوی از چپ و راست
تا چشم بتم چه فتنه انگیخت؟
کز هر طرفی هزار غوغاست
تا جام لبش کدام می داد؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.