گنجور

 
مجد همگر

قصد کردی به تصنع ز حسد در حق من

یعنی از سامری آموخته ام حیله گری

من ندانستم با اینهمه استادی تو

که در این کار ز خر خرتر و از سگ بتری

من توانم که جزای بد تو بد نکنم

نتوانم که ندانم که تو چون بد سیری

تو که پرورده دونان و بدانی و سگان

سال چل کرده به دونی و دغائی و عری

اینهمه صنعت و دستان و حیل می دانی

با همه غمری و دیوانگی و خیره سری

من مربای سلاطین جهاندیده و پیر

عمر در ملک به سر برده به صائب نظری

آخر این مایه بدانم به تجارب در تو

که چه سگ نفس و خبیث و دد و بیدادگری

دولت صاحب دیوان و بقای وی باد

که تو بی دولت ازین جاه و بقا برنخوری

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فرخی سیستانی

دل من خواهی و اندوه دل من نبری

اینْت بی‌رحمی و بی‌مهری و بیدادگری

تو بر آنی که دل من ببری دل ندهی

من بدین پرده نیم، گر تو بدین پرده دری

غم تو چند خورم و انده تو چند برم

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
منوچهری

چون به هم کردی بسیار بنفشهٔ طبری

باز برگرد به بستان در چون کبک دری

تا کجا بیش بود نرگس خوشبوی طری

که به چشم تو چنان آید، چون درنگری

مسعود سعد سلمان

آلت کشتن داری صنما غمزه و کارد

زین دو ناکشته ز دستت نرهد جانوری

تو مرا جانی و چون با تو بوم جانوری

زنده گردم که ز دیدار تو یابم نظری

می بترسم که مرا روزی بکشی تو از آنک

[...]

امیر معزی

گشت تابنده ز گردون معالی قَمَری

گشت تابنده ز دریای معانی گهری

سال تو فرخ و فرخنده شد از شادی آنک

ملک‌العرش عطا داد ملک را پسری

ملک باغ‌ است و در آن باغ‌ ملک سنجر هست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
سنایی

شیفته کرد مرا هندوکی همچو پری

آنچنان کز دل عقل شدم جمله بری

خوشدلی شوخی چون شاخک نرگس در باغ

از در آنکه شب و روز درو در نگری

گرمی و تری در طبع هلاک شکرست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه