گر با تو زبانی شودم هر سر موئی
وز جور تو نالم به تو بر هر سر کوئی
از ناز و جفا هم نکنی یک سرمو کم
وز ناله من در تو نگیرد سرموئی
در حسن تمامی و دل افروز و منم نیز
تن کاسته و انگشت نما از همه روئی
یعنی تو مه چاردهی از همه وجهی
من بی تو مه یک شبه ام از همه سوئی
با عشق تو مردی نکند یاد ز جفتی
وز حسن تو یک زن نبرد طاعت شوئی
تا آب جمال تو روان گشت نبرده ست
یک تشنه درست از لب جوی تو سبوئی
تا چشمه نوش تو عیان شد نرسیده ست
یک جرعه کام از لب آزی به گلوئی
اشک و جگر سوخته در عشق گرفتند
با لعل لب و مشک سر زلف تو خویی
وامروز به اقبال لب و زلف تو هر یک
از رنگ به رنگی شد و از بوی به بوئی
با جور تو کس پای ندارد به جز از من
ناید مه دی کار چناری ز کدوئی
بر رغم مرا سفله و ناکس چه گزینی
آخر چو منی را چه کشی بهر چنوئی
ناجنسی ازین جنس نیاید ز حریفی
زشتی بدینسان نکند هیچ نکوئی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساس عشق و وابستگی عمیق خود را نسبت به معشوق ابراز میکند. او به زیباییهای معشوق اشاره کرده و میگوید که اگرچه دچار درد و رنج ناشی از جدایی شده، اما هیچکس نمیتواند جای او را بگیرد. شاعر خود را در مقایسه با معشوق کوچک و ناچیز میبیند و تأکید میکند که عشق او به معشوق فراتر از هر چیز دیگری است. او از سختیها و ناملایماتی که از جانب معشوق تحمل کرده، میگوید و فهم و درک خود از عشق واقعی را بیان میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که تنها اوست که در این عشق پابرجا باقی مانده و نمیتواند غیر از عشق او به کسی دیگر فکر کند.
هوش مصنوعی: اگر با تو سخن بگویم، حتی به اندازهٔ یک تار مو، و از ظلم و ستم تو شکایت کنم، در هر جا و مکانی به تو اشاره میکنم.
هوش مصنوعی: اگر به زحمت و بیمحلی هم که بکنی، ذرهای از محبتت کم نخواهد شد و صدای نالهام به تو تاثیری نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: در زیبایی تو همه چیز جمع شده و من نیز در این میان چونان موجودی هستم که خود را کم کردهام و در برابر نگاهها جلب توجه میکنم.
هوش مصنوعی: تو مانند ماه کامل هستی که تمام زیباییها را در بر دارد، اما من بدون تو همچون ماهی هستم که تنها یک شب در آسمان میدرخشد و به طرق مختلف دچار کمبود نور و زیبایی میشوم.
هوش مصنوعی: با عشق تو هیچ مردی به یاد کسی دیگری نمیافتد و هیچ زنی نمیتواند زیبایی تو را با هیچ اطاعتی مقایسه کند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی تو به جریان افتاد، هیچ تشنهای نتوانسته است که به طور کامل از لب جوی تو سیراب شود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که چشمه شادابی تو مشخص نشده، حتی یک جرعه از لذت آن به کسی نرسیده است.
هوش مصنوعی: در عشق، درد و رنج فراوانی را متحمل شدند و در عوض، زیباییهای لبان تو و عطر موهایت را به یاد دارند.
هوش مصنوعی: امروز به خاطر خوششانسی خودم، لب و موهای تو هر کدام به رنگ و بویی متفاوت درآمدهاند.
هوش مصنوعی: با ظالمتی که تو به خرج میدهی، هیچکس جز من نمیتواند طاقت بیاورد. کار تو مانند آن است که چنار در دل کدو جوانه بزند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه من انسان بیارزش و پستی هستم، چرا باید تو با من رفتار خاصی داشته باشی؟ چه فایدهای برای تو دارد اگر با چنین کسی برخورد کنی؟
هوش مصنوعی: از این نوع ناپاکی از کسی که زشت است، نیکی و خوبی نمیتواند سر بزند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای ملک ترا عرصهٔ عالم سرکویی
از ملک تو تا ملک سلیمان سرمویی
بیموکب جاه تو فلک بیهده تازی
با حجت عدل تو ستم بیهده گویی
خاقانت نخوام که سزاوار خطابت
[...]
ای ولوله عشق تو بر هر سر کویی
روی تو ببرد از دل ما هر غم رویی
آخر سر مویی به ترحم نگر آن را
کآهی بودش تعبیه بر هر بن مویی
کم مینشود تشنگی دیده شوخم
[...]
ای نافهٔ چینی ز سر زلف تو بویی
ماه از هوست هر سرمه چون سر مویی
شوق تو ز بس جامه که بر ما بدرانید
نی کهنه رها کرد که پوشیم و نه نویی
از بادهٔ وصل تو روا نیست که دارد
[...]
ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی
شرطست که دست از من دیوانه بشوئی
بر روی نکو این همه آشفته نگردند
سرّیست در اوصاف تو بیرون ز نکوئی
طوبی نشنیدیم بدین سرو خرامی
[...]
دریاب کمال این سخن نازک و باریک
آزرده مکن خاطرت از کس سر مویی
گر با تو برابر زید آن صوفی اقرع
یا دست مرا در حق او نیست نکویی
بدخواه تو خود را ببزرگی چو تو داند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.