نه چو رخت ماه سخنگو بود
نه چو قدت سرو سمن بو بود
سرو بنا از بر چشمم مرو
سرو همان به که بر جو بود
دیده زبالای تو جوید بلا
چو نشنیدم که بلا جو بود
بهر تو داریم سرشکی چو می
اشک ندیدیم که بر غو بود
لابه نماید دل خود رای من
تا رخ تو لاله خودرو بود
بر دل من ضربت مژگان تو
چون به مثل سوزن و ترغو بود
شمع نحیف توام و هر شبم
زاشک چو خون جامه ده تو بود
کهنه کهن تر شود و عشق تو
در دل من هر نفسی نو بود
پیش تو گر سوزم و پروانه وار
پیش توام بیش تکاپو بود
آهوی سیمینی و زآهو بری
خوی پلنگی ز تو آهو بود
از تو که سر تا قدمت نیکوئیست
زشتی کردار نه نیکو بود
خوی بد از یار نداند برید
یار به آنست که خوشخو بود
رنگ نو آموخته ای تا کرا
در خور نیرنگ تو نیرو بود
بسکه تظلم کنم از جور تو
پیش شه آنروز که یرغو بود
بی سخنی داد ده و داد دم
شاه سخندان و سخنگو بود
سعد ملک ذات که گر بر زمین
نفس فرشته طلبند او بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف معشوق و احساسات عاشقانه شاعر میپردازد. شاعر معشوق خود را نه تنها از نظر زیبایی و جذابیت ظاهری، بلکه از نظر شخصیت و رفتار ستایش میکند. او میگوید که معشوقش هر ویژگی نیکویی را دارد و برعکس، زشتی و بدی در او وجود ندارد. همچنین احساس درد و رنجی که ناشی از دوری معشوق است را بیان میکند و اشکها و سوز و گداز خود را به تصویر میکشد. شاعر در نهایت تأکید میکند که عشق او هر روز تازهتر میشود و برعکس مسائل و دشواریهای زندگی، عشق به معشوق همچنان قوی و پایدار باقی مانده است.
هوش مصنوعی: نه مانند چهرهی ماه سخنگو هستی، نه مانند قامت سرو و سمن خوشبو.
هوش مصنوعی: سرو زیبایانی که در جلوی چشمم است، بهتر است همان سرو باشد که در جوی آب قرار دارد.
هوش مصنوعی: چشم من از زیباییهای تو در حیرت و شگفتی است و چون نشنیدم که بلایی برایم به وجود خواهد آمد، به همین خاطر دنبال آن میگردم.
هوش مصنوعی: برای تو داریم اشکی که مانند شراب است، چون اشکی ندیدیم که برانگیزانندهی شور و غوغا باشد.
هوش مصنوعی: دل من از عشق تو ریخته به چهرهات مانند لالهای است که در طبیعت روییده و آزاد است.
هوش مصنوعی: چشمانت مانند سوزن و ترغو بر دل من زخم میزند و اثرش عمیق است.
هوش مصنوعی: من شمعی ضعیف هستم و هر شب به خاطر اشکهایم، لباسهایم به رنگ خون در میآیند.
هوش مصنوعی: هرچه زمان میگذرد و کهنهتر میشود، عشق تو در عمق وجودم همیشه تازگی و نو بودن را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: اگر در حضورت بسوزم و مانند پروانه به دور تو بچرخم، به این معناست که هیچ تلاشی بیشتر از این برای به دست آوردن محبت و توجه تو ندارم.
هوش مصنوعی: تو مانند آهویی زیبا و نازکاندام هستی، و قدرت و دلیری تو همچون پلنگ است. در واقع، با وجود لطافت و زیباییات، از قدرت و شجاعت هم برخوردار هستی.
هوش مصنوعی: وجود تو که تماماً زیبایی و نیکی است، ناپسند و زشت بودن در عمل تو جایز نیست.
هوش مصنوعی: دوستی که دارای رفتار نیکو است، به راحتی میتواند از خوی ناشایست دیگران دوری کند. در واقع، خوبی و خوشخلقی یک دوست، موجب میشود که انسان از بدیها فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: تو به دیگران یاد دادهای که چگونه به منظور فریب دادن تو رنگ و رو تبدیل کنند، زیرا کسی که درخور نیرنگ تو باشد، باید از مهارتهای خاصی برخوردار باشد.
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ستم تو، آن روز که داد من به گوش حاکم برسد، دیگر چقدر از من شکایت شده است.
هوش مصنوعی: بدون کلامی، داد و کمک را ارائه بده و سخنان شاه، که هم دانا و هم قولگو است، را بشنو.
هوش مصنوعی: اگر فرشتگان روی زمین نیاز به نفسی دارند، آن نفس متعلق به سعد ملک است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.