چو غنچه وقت سحر حلّهپوش میآید
نوای بلبل مستم به گوش میآید
گل از کرشمهگری سرخروی میگردد
چو سرو بسته قبا سبزپوش میآید
به وقت صبح ز باد بهار پنداری
که بوی طبلهٔ عنبرفروش میآید
ز سوز ناله بلبل میان لاله و گل
چو لاله خون دل من به جوش میآید
دلم بنالد و از من خروش برخیزد
چو بلبلی به سحر در خروش میآید
چو عندلیب زند نای و لاله گیرد جام
در آن دمم هوس نای و نوش میآید
به بوی باد سحر کز دیار دوست وزد
دل رمیده من باز هوش میآید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر زیبایی صبح را توصیف میکند. او به تصاویری از غنچه، بلبل، گل و سرو اشاره میکند که با رسیدن صبح و وزش باد بهاری، زندگی تازهای را آغاز میکنند. صدای بلبل و خوشبویی گلها فضای صبح را پر کرده، و دل شاعر که دچار اندوه است، دوباره به یاد عشق و زیباییهای زندگی میافتد. با یادآوری دوستی و عشق، احساساتش به جوش میآید و longing بیشتری برای زیبایی و شادابی حس میکند.
هوش مصنوعی: زمان صبح، هنگامی که غنچهها شکوفا میشوند، صدای شادیبخش بلبل مست به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: گل به دلیل زیبایی و ظرافت خود، مانند دختر زیبایی است که با ناز و کرشمه حرکت میکند، و مانند سروهایی که با لباس سبز زیبایی خود را نمایان میکنند، به رخ میکشد.
هوش مصنوعی: در صبح، بوی خوشی همچون عطر عنبر به مشام میرسد و انسان را به یاد عطر دلانگیز و دلنشین بازار میاندازد.
هوش مصنوعی: بلبل با نالههای سوزناک خود در میان لالهها و گلها، احساسات عمیق و درد دل من را به یاد میآورد و موجب میشود که قلبم مثل لالهای، غرق در غم و اندوه شود.
هوش مصنوعی: دل من در حال ناله است و از من صدای بلندی برخاسته است، مانند بلبلی که در سحرگاه با صدایی دلنشین میخواند.
هوش مصنوعی: زمانی که بلبل نواختن ساز را آغاز میکند و لاله (گل) را در دست میگیرد، در آن لحظه آرزوی من نیز نواختن ساز و نوشیدن شراب به سرم میزند.
هوش مصنوعی: با وزش باد سحرگاهی که از سرزمین دوست میآید، دل ناآرام من دوباره به خود میآید و بیخبر از خواب بیدار میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو تیغ بر کمر آن باده نوش می آید
زمین ز خون شهیدان به جوش می آید
عنان آه که در دل نگه تواند داشت
کله شکسته و کاکل به دوش می آید
بغل گشاده و پوشیده جامه گلرنگ
[...]
دمی که حرف وداعت به گوش میآید
دلم به رنگ جرس در خروش میآید
نگاه مستِ که دارد سر خرابی ما
که اشک از مژه، طوفان به دوش میآید
ز تاب می مگر آن چهره ارغوانی شد؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.