گنجور

 
مجد همگر

دم فروکش دلا که همدم نیست

راز خود خود شنو که محرم نیست

راه مردی و مردمی و وفا

این سه خصلت در اهل عالم نیست

گر بجوئی حفاظ درسگ هست

لیک در ذات نسل آدم نیست

چو بقای جهان و گردش چرخ

عهد کس پایدار و محکم نیست

در جهان شرط دوستی و صفا

هیچ کس را مگر مسلم نیست

دوستی یکدلم به کف ناید

دوستی چه که آشنا هم نیست

صبر می کن دلا که درد ترا

بهتر از صبر هیچ مرهم نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خاقانی

در جهان هیچ سینه بی‌غم نیست

غمگساری ز کیمیا کم نیست

خستگی‌های سینه را نونو

خاک پر کن که جای مرهم نیست

دم سرد از دهان بر آه جگر

[...]

عراقی

ساقی، ار جام می، دمادم نیست

جان فدای تو، دردیی کم نیست

من که در میکده کم از خاکم

جرعه‌ای هم مرا مسلم نیست

جرعه‌ای ده، مرا ز غم برهان

[...]

مجد همگر

غم عشق تو یکدمم کم نیست

مونسم بی رخ تو جز غم نیست

در تو یک جو وفا نماند و هنوز

عشق تو ز آنچه بد جوی کم نیست

در جهان تا غم تو پای نهاد

[...]

امیرخسرو دهلوی

روی نیکوی تو ز مه کم نیست

جز ترا نیکویی مسلم نیست

دهنت ذره و کم از ذره است

رخ ز خورشید ذره ای کم نیست

بی دهانی و ملک خوبی را

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه