فخر دارد پارس بر کل اقالیم زمین
از مکان چون هست کانون وداد و داد و دین
خسرو عادل ابوبکر آنکه رای راستان
خواندش از راست رائی شهریار راستین
آن جوابختی که دولت زایدش از آستان
وان جهانبخشی که دریا ریزدش از آستین
آن خداوندی که در اعطا دهد اموال کان
وان عدوبندی که در هیجا کشد اموال کین
زفتی ازدستش چنان نالان که اجزاء زمان
رادی از طبعش چنان بالان که اشجار زمین
بر حسود او فلک دارد خدنگ اندر کمان
بر عدوی او جهان دارد نهنگ اندر کمین
خنجر هند و نهادش شد جهان را پاسبان
چشم بگشا ای جهان وین پاسبان دین ببین
در حضر با همنشینان در سفر با همرهان
رفق سازد تا شدندش هم رهی و هم رهین
او یمن ملک و روی ملک چون نجم یمان
تا به حفظش دارد او تیغ یمانی در یمین
ای فلک قدر که از بزمت برد غیرت جنان
وی ملک صدری که از رزمت خورد هیبت جنین
خنجرت چون گاه کوشش حمله آرد برسران
دشمنان را سر زتن دور افکند ران از سرین
در سخا صاحب نصابی در وفا صاحب قران
در مروت بی نظیری در فتوت بی قرین
از قفا بنمایدت حالی چنین خصم جبان
چین شود پیدا در آن دم هر جبان را از جبین
لفظ تو گاه سخا با سائلان بردار هان
قول تو روز وغا با پردلان بگذار هین
در زرافشانی کفت چون در خزان شاخ رزان
در هنردانی دلت چون با گهر رای رزین
ذکر تو با هر زبان جاریست اندر هر مکان
لاجرم مهر تو آمد در دل و جانها مکین
از تو جویم استعانت بعد عون مستعان
جز ترا هرگز نخواهم دیگری را مستعین
چون تو در احسان به من رغبت نمائی آنچنان
طبع من درشان تو مدحت سراید اینچنین
ولله ار امروز چون من بنده زیر آسمان
کس بود در دهر خواهی غث شمر خواهی سمین
اندر این معنی ز همرنگان و از هم پوستان
گرچه زاهل پوستینم نکندم کس پوستین
تا بود ای شه نشان از شاهی و شادی نشان
شادمان تا جاودان در سایه این شه نشین
بگذران عمری که نقد آن نگجد در بنان
تا ببینی با محمد سبط سبطین را بنین
هم بر این آئین بمان و کام چون فرمان بران
تات چون فرمانبران فرمان برد چرخ برین
تو همین مخدوم باش و بنده در خدمت همان
قصه مان کوتاه گشت و ماجرامان بدهمین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش شخصیت و ویژگیهای یکی از شاهان بزرگ، خسرو عادل ابوبکر، میپردازد. شاعر از برتری و افتخار پارس نسبت به سایر نقاط جهان سخن میگوید و ویژگیهای نیکوی این پادشاه را چون عدالت، سخاوت، و وفاداری توصیف میکند. او تأکید میکند که این پادشاه کسی است که بر دشمنان خود غلبه میکند و به ترویج دین و انصاف میپردازد. در ادامه، شاعر از عشق و علاقهاش به این پادشاه سخن میگوید و نیایش میکند که در زندگیاش همیشه سایه پادشاهی نیکو بر او باشد. شعر نشاندهندهای از وفاداری و ارادت شاعر به پادشاهش است و بر لزوم حفظ این ارزشها تأکید میکند.
هوش مصنوعی: پارس بر تمام سرزمینها فخر و سربلندی دارد، زیرا که مکان آن جایی است که اصول اخلاقی، انصاف و دین در آن وجود دارد.
هوش مصنوعی: خسرو عادل ابوبکر، کسی است که به خاطر درستنگری و حکمتش به عنوان شهریار راستین شناخته میشود و همگان رأی او را درست و باطل نمیدانند.
هوش مصنوعی: آن کس که در بارگاهش زندگی و خوشبختی به وجود میآید و آن کسی که بخشش و خوبیاش مانند دریا از آستینش سرازیر میشود.
هوش مصنوعی: خدای بزرگ و بخشندهای که داراییها را به بندگانش عطا میکند، و آن دشمنی که مال و نعمتها را از آنها میگیرد و حیاتشان را تحت فشار قرار میدهد.
هوش مصنوعی: از دست او آنقدر دردمند و نالان شدهای که اجزا و قسمتهای زمان نیز از حال تو آگاهند، آنچنان که طبیعت تو را به اوج و بلندی برده که مانند درختان زمین به رشد و شکوفایی رسیدهای.
هوش مصنوعی: نسبت به حسود او، آسمان تیرهایی در کمان دارد و برای دشمن او، دنیا مانند یک نهنگ در حال کمین است.
هوش مصنوعی: خنجر هند و آن کسی که آن را به دست دارد، به عنوان محافظی برای جهان قرار گرفته است. ای جهان، چشمانت را باز کن و این محافظ دین را ببین.
هوش مصنوعی: در حضور دوستان و در سفر با همسفران، باید رفاقت و دوستی برقرار کرد تا همواره در کنار یکدیگر باشند و از یکدیگر حمایت کنند.
هوش مصنوعی: او به مانند نجم در آسمان یمن، سلطنت و زیبایی ملک را به دوش دارد و همچون تیغی یمانی، در دست راست خود از آن محافظت میکند.
هوش مصنوعی: ای آسمان با ارزشت، که از مردانگی و غیرت جنان در رنجی، سلطنتی که از شدت ترس تو متاثر است، مثل زنی که از زایمان دچار درد و قهر است.
هوش مصنوعی: سلاح تو وقتی که آماده حمله میشود، دشمنان را از سر زندگیشان جدا میکند.
هوش مصنوعی: در بخش generosity یا سخاوت، فردی است که در وفاداری و تعهد نیز ممتاز است. در جوانمردی و مردانگی، او یکتاست و در شجاعت و فتوّت، هیچکس به پای او نمیرسد.
هوش مصنوعی: اگر به پشت سر نگاه کنی، حالتی را میبینی که به وضوح نشاندهنده ترس یک دشمن جبان است. در آن لحظه، ترس هر انسان ناتوانی از پیشانیاش نمایان میشود.
هوش مصنوعی: ای نیکو سخن، گاه با خواستاران دل سخاوت داشته باش و در روز وحشت و بلا، با دلهای نیکو و پاکی که میدانند، عهد و پیمان ببند.
هوش مصنوعی: در تابش درخشانش، مانند شاخسارهای سرسبز در فصل خزان، دل تو اگر با هنر آشنا باشد، همچون گوهری ارزشمند و زیبا میدرخشد.
هوش مصنوعی: نام تو به هر زبانی در هر جایی برزبانهاست و به همین خاطر عشق تو در دلها و جانها جا گرفته است.
هوش مصنوعی: از تو یاری میطلبم، بعد از اینکه از دیگران یاری بگیرم. جز تو هرگز کسی را برای یاری خواستن نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: زمانی که تو به من محبت و نیکی میکنی، به همین نسبت هم روح و شخصیت من تمایل دارد تا در وصف بزرگواریت شعر بسراید و تو را مدح کند.
هوش مصنوعی: به خداوند قسم، اگر امروز من بندهای زیر آسمان وجود داشته باشم، در دنیا هر چه بخواهی نه کم است و نه زیاد.
هوش مصنوعی: در این موضوع، حتی اگر با افرادی هم رنگ و هم شکل باشم، چون در حقیقت چیزی از دانش و بصیرت ندارم، کسی به من توجه نمیکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو ای پادشاه، نشانهای از سلطنت و خوشحالی هستی، شادی و سروری جاودانه در سایه تو برقرار خواهد بود.
هوش مصنوعی: عمر خود را در خوشی و لذت بگذران و لحظاتی را که ارزشمند هستند از دست نده. آنگاه میتوانی زیباییهای حقیقی را بشناسی و به عمق وجود خود پی ببری.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این موضوع اشاره دارد که بر اساس یک اصول و قواعد بمان و باید طوری زندگی کنی که به دستورات و قوانین حاکم احترام بگذاری و برخلاف آن عمل نکنی. همچنین، شرایط دنیا هم به همان شیوهای که پیش میرود، به نوعی به اصول و فرمانهایی وابسته است که کسی را ملزم به پیروی میکند. به طور کلی، دعوت به احترام به نظم و قاعده در زندگی است.
هوش مصنوعی: تو همچنان سرور باش و من هم در خدمت تو، همین داستان ما را کوتاه کرد و ماجرای ما به همین جا ختم شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین
فضل حیدر ، شیر یزدان ، مرتضای پاکدین
فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضل تر اوست
فضل آن رکن مسلمانی ، امام المتّقین
فضل زین الاصفیا ، داماد فخر انبیا
[...]
ای برید شاه ایران از کجا رفتی چنین
نامه ها نزد که داری؟ بار کن! بگذار! هین
کی جدا گشتی ز شاه و چندگه بودی براه
چند گون دیدی زمان و چند پیمودی زمین
سست گشتی تو همانا کز ره دور آمدی
[...]
حاسدان بر من حسد کردند و من فردم چنین
داد مظلومان بده ای عز میر مؤمنین
شیر نر تنها بود هرجا و خوکان جفتجفت
ما همه جفتیم و فردست ایزد دادآفرین
حاسدم بر من همی پیشی کند، این زو خطاست
[...]
گشت گیتی چون بهشت از فر ماه فرودین
بوستان را کرد پر پیرایه های حور عین
بر بهشت بوستان مگزین بهشت آسمان
کان بهشت بر گمانست این بهشت بر یقین
ابر گوئی کرده غارت تخت بزازان هند
[...]
آفرین بر دولت محمودیان باد آفرین
کافریدش زآفرین خویشتن جان آفرین
آفرین بر دولتی کش هر زمان گوید خدا
آفرین باد آفرین بر چون تو دولت آفرین
چون نباشد آفرین ایزدی بر دولتی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.