گنجور

 
حاجب شیرازی

برناقه بند محمل ای ساربان خدا را

امشب به وادی دل و اصل نما تو ما را

این راه پر خطر را باید به سر دویدن

کی ناقه بود و محمل درویش بینوا را

قامت بتا برافراز تا عرشیان بگویند

قد قامت القیامه یا ایها السکا را

در علم کوش و حکمت دریاب این دو نعمت

کاین دولت و کرامت قارون کند گدایا را

آثار نیکنامی در طی این دو لفظند

با، راستان درستی با کجروان مدارا

ما را، به غیر نسبت نتوان براستی داد

با مشتری نشاید کردن قرین سها را

در سیر کعبه رفتیم شستیم رخ ز زمزم

گشتیم با، می و جام هم مروه هم صفا را

اعجاز خامه ام بین اسرار نامه بنگر

هر دو عیان نماید و اللیل و الضحا را

آداب آدمیت فضل است و بذل و رحمت

با نغمه دف و چنگ «حاجب » زد این صلا را

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مولانا

با آن که می‌رسانی، آن بادهٔ بقا را

بی تو نمی‌گوارد، این جام باده ما را

مطرب قدح رها کن، زین گونه ناله‌ها کن

جانا یکی بها کن، آن جنس بی‌بها را

آن عشق سلسلت را، وان آفت دلت را

[...]

سعدی

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا

گر تو شکیب داری طاقت نمانْد ما را

باری به چشم احسان در حال ما نظر کن

کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را

سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت

[...]

همام تبریزی

با آن که برشکستی چون زلف خویش ما را

گفتن ادب نباشد پیمان‌شکن نگارا

هستند پادشاهان پیش درت گدایان

بنگر چه قدر باشد درویش بینوا را

از چشم من نهانی ای آب زندگانی

[...]

حکیم نزاری

دانی چه مصلحت را بل غاغ شد بخارا

تا این ستیزه گاران بی دل کنند مارا

زین قوم در خراسان الاّ بلا نخیزد

شکلی کنید و دفعی بنشستن بلا را

گفتم از آن جماعت یاری به چنگم آید

[...]

امیرخسرو دهلوی

آن شه به سوی میدان خوش می رود سوارا

یا رب، نگاه داری آن شهسوار ما را

غارت نمود زلفش بنیاد زهد و تقوی

تاراج کرد لعلش اسباب پادشا را

جولان کند سمندش چون سم او ببوسم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه