هر آنکه جامه جان در محبتی بدرید
به قد و قامت خود خلعت شرف ببرید
حسود ما همه خر مهره داشت ما همه در
ازو خرید به خروار و کس ز ما نخرید
چمان چو من بگذر، زان چمن که گرگ در اوست
که آهوی دل ما اندر این چمن بچرید
گه رحیل ز خواب ار تنی نشد بیدار
چو رحل ماند به مرحل به کاروان نرسید
کجا دگر، به گلستان پرد، دمی آزاد
اگر که مرغ گرفتار از قفس بپرید
کجا شود، سر، سرکردگان کسی که به شوق
به جان و سر، بسر کوی سروری نرسید
کسی که فصل جوانی نکرد خدمت پیر
نبرد راه به مقصد به مسلکی نرسید
چگونه می شنود صوت مرغ گلشن راز
هر آنکه پنبه غفلت ز گوش جان نکشید
بیا چو «حاجب » درویش صلح کل میباش
کز اهل حرب کسی بوی مردمی نشنید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مضامینی چون عشق، تلاش و فراق میپردازد. شاعر بیان میکند که کسانی که در مسیر محبت و عشق جدی نمیشوند و از آن عدول میکنند، به کمال و شرف دست نخواهند یافت. او به حسودان اشاره میکند که با وجود داشتن مال و جاه، نمیتوانند به درک عمیق عشق برسند. همچنین، شاعر به خواب ماندن و عدم بیداری از خواب غفلت اشاره دارد؛ چرا که کسانی که در دوران جوانی به خدمت پیشبار نمیروند، به مقصد و کامیابی دست نخواهند یافت. در نهایت، او دعوت میکند به آرامش و صلح، زیرا در جنگ و تفرقه، کسی به صدق و انسانیت دست نخواهد یافت.
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق و محبت، از خود گذشت و به آرامش و زیبایی دست یافت، در واقع به مقام و منزلت والایی رسید.
هوش مصنوعی: حسودان ما همه نیرنگ و حقه داشتند، اما ما همه چیز را از او به مقدار زیاد خریدیم و هیچکس از ما چیزی نخرید.
هوش مصنوعی: چرا که من به راحتی از این چمن عبور میکنم، زیرا در آنجا گرگ وجود دارد. دل ما در این چمن به دنبال آهو میگردد.
هوش مصنوعی: اگر بدن از خواب بیدار نشود، مانند این است که بار سفر بر دوش دارد و به کاروان نمیرسد.
هوش مصنوعی: کجا میتوان در باغی دیگر استراحت کرد، اگر که پرندهای که در قفس اسیر است، لحظهای آزاد شود؟
هوش مصنوعی: کجا میتوان سر را به کسی تقدیم کرد که در آرزوی دیدن یک مقام والا و پادشاهی، نتوانسته به آنجا برسد؟
هوش مصنوعی: کسی که در روزهای جوانی خود به خدمت و تلاش نپرداخت، در بزرگسالی به هدفی نمیرسد و به مقصودش نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: هر کسی که از غفلت و بیتوجهی خودش را دور کند، میتواند صدای پرندهای را بشنود که رازهای زیبا و عمیق زندگی را میخواند.
هوش مصنوعی: بیایید مانند درویش حاجب باشید و صلح و صفا را برگزینید، زیرا از مردمی که در جنگ و کینهاند، هیچ خوبی و انسانی پیدا نمیشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دریغ! مدحت چون درو آبدار غزل
که چابکیش نیاید همی به لفظ پدید
اساس طبع ثنایست، بل قویتر ازان
ز آلت سخن آمد همی همه مانیذ
دو دیدهٔ من و از دیده اشکِ دیدهٔ من
میانِ دیده و مژگان ستارهوار پدید
به جَزع ماند یک بر دگر سپید و سیاه
به رشته کرده همه گرد جَزع مروارید
نگار من چو ز من صلح دید و جنگ ندید
حدیث جنگ به یک سو نهاد و صلح گزید
عتابها ز پس افکند و صلح پیش آورد
حدیث حاسد نشنید و زان من بشنید
چو من فراز کشیدم بخویشتن لب او
[...]
هزار خرمی اندر زمانه گشت پدید
هزار مژده ز سعد فلک به ملک رسید
که شاه شرق ملک ارسلان بن مسعود
عزیز خود را اندر هزار ناز بدید
سپهر قدری شاهی که وهم آدمیان
[...]
درین مقام طرب بی تعب نخواهی دید
که جای نیک و بدست و سرای پاک و پلید
مدار امید ز دهر دو رنگ یک رنگی
که خار جفت گلست و خمار جفت نبید
به عیش ناخوش او در زمانه تن در ده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.