تا، به کی گرم کنی رخش قضا جولان را
تنگ کردی به دلیران جهان میدان را
گوی دلها به خم زلف چو چوگان داری
لطمه بر، گوی مزن رنجه مکن چوگان را
کس ز احسان تو محروم نخواهد بودن
هیچ شک نیست که بخشی گنه شیطان را
عاقبت خشت سرای دگران خواهی شد
ای که شداد صفت سرزده ایوان را
گر تو در باغ به این قد و خد و خط گذری
باغبان ترک کند سرو و گل و ریحان را
گر رعیت بهواداری سلطان نرود
اعتباری نبود سلطنت سلطان را
به ز تورات و زبور و صحف و انجیل است
گر تلاوت کنی ای خواجه تو این قرآن را
ایمنی خواهی اگر رشته ایمان بکف آر
عاقل آن نیست که کامل نکند ایمان را
زاهد از مستی صهبای ولا، بی خبر است
آب حیوان ندهد فایده هر حیوان را
«حاجب » از کنج خرابات چنان گنج درآی
تا خرابی چو تو آباد کند ایران را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی همچون تقدیر، قدرت، و بیفایده بودن برخی از اوصاف و امکانات میپردازد. شاعر از قضا و سرنوشت سخن میگوید و بیان میکند که انسانها باید بدانند که قدرت و زیبایی آنها محدود است و در نهایت به سرنوشت دیگران دچار خواهند شد. همچنین به اهمیت ایمان و نیکوکاری اشاره میکند و تأکید میکند که زهد و دوری از دنیا بدون آگاهی به حقیقت وجودی آدمی سودی ندارد. در نهایت، شاعر با نگاهی انتقادی به سلطنت و تواناییهای ظاهری آن، بر لزوم شناخت واقعی و عمل بر اساس ایمان تأکید میکند.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی سرنوشت را به تاخیر بیندازی؟ تو با این کار، میدان را برای دلیران دنیا تنگ کردهای.
هوش مصنوعی: ای دلها، مانند گوی هایی که در بازی چوگان به حرکت درآمدهاند، در دام زلف تو گرفتارند. پس به آنها ضربه نزن و رنجی به چوگان نرسان؛ چرا که باید مراقب باشید که به بازی آسیب نرسانید.
هوش مصنوعی: هیچ شکی نیست که کسی از کمک و نیکی تو محروم نخواهد ماند، حتی اگر شیطان هم در این زمینه نقشی داشته باشد.
هوش مصنوعی: در نهایت، ساختمان و زندگی دیگران هم مثل تو به پایان میرسد. ای کسی که با غرور و قدرت، درهای دیگران را شکست و بر اوج ایوانها تکیه کردهای، بدان که روزی به سرنوشت آنها دچار خواهی شد.
هوش مصنوعی: اگر تو در باغ با این زیبایی و حالت شماره ای قدم بزنی، باغبان همه سروها و گلها را به خاطر تو رها میکند.
هوش مصنوعی: اگر رعیت به حمایت و پشتیبانی سلطان نرود، سلطنت او هیچ ارزشی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر تو این قرآن را بخوانی، از تورات و زبور و صحف و انجیل برتر است، ای بزرگوار.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال ایمنی هستی، باید ایمان را در دستانت داشته باشی. عاقل کسی نیست که ایمانش را ناقص بگذارد و تمامش نکند.
هوش مصنوعی: زاهد به حالتی که در آن از فیض و لطف خدا غافل است، نمیرسد و در نتیجه از حقیقت وجود و زندگی معنوی بیخبر میماند. او نمیداند که آب حیات که روح را سیراب میکند، به تنهایی برای هیچ موجودی سودی ندارد؛ بلکه نیازمند درکی عمیق از واقعیت وجود است.
هوش مصنوعی: از گوشههای خرابات، شخصی چون «حاجب» بیرون بیاید که به اندازه یک گنج با ارزش باشد، و به وسیلهی او، خرابیهای دنیا به آبادانی تبدیل شود و این آبادانی حتی به ایران برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را
چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را
سروبالایِ کمانابرو اگر تیر زند
عاشق آنست که بر دیده نهد پیکان را
دست من گیر که بیچارگی از حد بگذشت
[...]
می بیارید و به می تازه کنید ایمان را
غم جنّات و جهنم نبود رندان را
ترک خود گیر که با خود به مکانی نرسی
که در آن کوی مجالی نبود رضوان را
عاقلان را به مقامات مجانین ره نیست
[...]
در دل عاشق اگر قدر بود جانان را
نظر آنست که در چشم نیارد جان را
تو اگر عاشقی ای دل نظر از جان برگیر
خود به جان تو نباشد طمعی جانان را
دعوی عشق نشاید که کند آن بدعهد
[...]
رونق عهد شباب است دگر بُستان را
میرسد مژدهٔ گل بلبل خوشالحان را
ای صبا گر به جوانان چمن باز رَسی
خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را
گر چنین جلوه کند مغبچهٔ بادهفروش
[...]
وقت آن شد که می ناب دهی مستان را
خاصه من بیدل شوریده سرگردان را
قدحی چند روان کن، که جگرها تشنه است
تا ز خود دور کنم این سر و این سامان را
شیشه خالی و حریفان همه مخمورانند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.