بسته زلف چو زنجیر تو بس شیر نر است
خسته چشم تو بس آهوی دشت تتراست
ابرویت سخت کمان است بر و مژگان بر
پیش این تیر و کمان سینه عالم سپر است
درج یاقوت لب لعل تو ای در سمین
هست درجی که در او درج دو رشته کمر است
زاده هفت آب و چار امی نی نی از انک
امهاتند تو را دختر و آبا پسر است
سه موالید نواده تو از آنند یقین
زاده هر پسر و دختر فرخ سیر است
غیر بتگر که بود مادر، بت یا پدرش
توئی آن بت که هنر مادر و علمت پدر است
هر شجر را ثمری باید اگر نه حطب است
شخص بی علم و هنر چون شجر بی ثمر است
از قدم شمس و قمر این سفری آن حضری است
بنگر این شمس و قمر وش به زمین نوسفر است
سرور آنست سر افراخته بر در نایند
درگهت سجده گه اینهمه بی پا و سر است
علم صلح برافراشته با پرچم عدل
سایه اش تا، به ابد بر سر هر خشک و تر است
بی هنر را تو مدان کامل و فرزانه و راد
«حاجب » واجب ما مایل اهل هنر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیباییها و ویژگیهای خاص معشوق صحبت میکند. شاعر با استفاده از استعارهها، به توصیف محبوب خود که زلفش چون زنجیر و چشمانش چون آهوی دشت است، میپردازد. ابروهای معشوق به کمان و مژگان به تیر تشبیه شده که در مقابل آن، سینه عالم به عنوان سپر قرار دارد. شاعر به ارزش علم و هنر اشاره کرده و میگوید که انسان بیعلم و بیهنر به مانند درخت بیثمر است. در نهایت، اثر علم و هنر را بر زندگی و سرنوشت انسانها میستاید و هنرمندان را به عنوان افراد ارزشمند و مورد احترام میشناسد.
هوش مصنوعی: زلفهای پیچیدهات مانند زنجیری است که جذابیت خاصی دارد. چشمانت هم به اندازهی یک آهوی زیبا در دشت، دلربایند و دلنشیناند.
هوش مصنوعی: ابروی تو مانند کمانی محکم است و مژههایت تیرهایی هستند که به سمت قلب همه نشانه رفتهاند و قلب جهان را به عنوان سپر در مقابل این تیر و کمان قرار دادهای.
هوش مصنوعی: یاقوتی که بر لب لعل تو درخشش دارد، گواهی بر زیبایی و ارزش توست، مانند دو رشته کمری که در آن به زیبایی و ظرافت تنیده شدهاند.
هوش مصنوعی: تو از نسل هفت آب و چهار مادر به دنیا آمدهای و به خاطر این خصلتها، دختر و پسر از آن تو هستند.
هوش مصنوعی: فرزندان تو بدون شک از نسل تو هستند و هر پسر و دختر خوشبختی را به همراه دارند.
هوش مصنوعی: غیر از پرستش و اعتقاد به چیزهای مقدس، کسی که برای تو ارزشمند است، همان کسی است که به او نسبت به هنر و دانشش افتخار میکنی. تو همان نماد زیبایی و دانش هستی که از ویژگیهای مادر و پدر خود نشأت گرفتهای.
هوش مصنوعی: هر درختی باید میوهای داشته باشد، در غیر این صورت مانند چوب بیفایده است. انسانهای بیعلم و هنر هم مثل درختانی هستند که میوهای ندارند و بنابراین بیفایدهاند.
هوش مصنوعی: با وجود خورشید و ماه، سفرهایی آغاز میشود و حضوری تازه شکل میگیرد. به این خورشید و ماه نگاه کن، که زمین را برای سفر نویی آماده کردهاند.
هوش مصنوعی: کسی که در برابر تو ایستاده و با کمال افتخار خود را نشان میدهد، در حقیقت درِ تو را میپرستد، و این شخص با آنکه بیپا و بیسر است، همچنان ارزش و مقام تو را به عینه میبیند.
هوش مصنوعی: علم علم صلح با پرچم عدالت همیشه در حال برافراشته شدن است و سایهاش بر سر همه انسانها، چه خشک و چه تر، تا ابد باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: شخصی که هنری ندارد را کامل و دانا ندان، زیرا مقام مهم و لازم ما به اهل هنر مربوط میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خردمند نگه کن که جهان برگذر است
چشم بیناست همانا اگرت گوش کر است
نه همی بینی کاین چرخِ کبود از برِ ما
بسی از مرغ، سبکپَرتر و پرّندهتر است؟
چون نبینی که یکی زاغ و یکی باز سپید
[...]
پیش من یکره شعر تو یکی دوست بخواند
زانزمان باز هنوز این دل من پر هسر است
در خانی ز پس اوست و بآنحلقه در است
نتوان گفت کز آنهاست کز آنها بتر است
سرخ مرد است ولی چاره چه دانم چو غر است
سرخ عر نبود در زیر برنگ دگر است
فلسفه داند و از فلسفه دانان خر است
[...]
بر گذر ای دل غافل که جهان برگذر است
که همه کار جهان رنج دل و دردسر است
تا تو در ششدرهٔ نفس فرومانده شدی
مهره کردار دل تنگ تو زیر و زبر است
عمر بگذشت و به یک ساعته امید نماند
[...]
هر کسی را نتوان گفت که صاحبنظر است
عشقبازی دگر و نفسپرستی دگر است
نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید
یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است
هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.