تا پریشان به رخ آن زلف سمنساست تو را
جمع اسباب پریشانی دلهاست تو را
دست بردی به رخ از شرم، حریفان دانند
که تو موسائی و عزم ید بیضاست تو را
چون درآئی به سخن زنده کنی عظم رمیم
ای صنم! خود مگر اعجاز مسیحاست تو را
هر که بوسید لبت یافت حیات ابدی
چشمه خضر مگر در لب گویاست تو را
همچو ترسابچگان عود و صلیب افکندی
یا حمایل به دو سو، زلف چلیپاست تو را
سر کوی تو بود محشر خونینکفنان
خود به بام آی اگر میل تماشاست تو را
به تولای تو «حاجب» به دو عالم زده پا
با چنین شوخ بگو از چه تبراست تو را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و به نوعی از قدرت و تأثیر او بر دلها میگوید. شاعر از زلفها و چهرهی معشوق به عنوان علائم پریشانی و شوق یاد میکند و به طرز فریبندهای توصیف میکند که چگونه حضور او میتواند زندگی را تازه و پرمعنا کند. او همچنین به معجزهآسا بودن اثرات معشوق بر عاشقان اشاره میکند و از قدرت عشق و جاذبهی او حرف میزند. در نهایت، به نظرات عاشقانه و تمایل به نزدیکی به این معشوق اشاره میشود.
هوش مصنوعی: با نگاه به آن زلفهای زیبایت، دلهای بسیاری از مردم را به هم میریزی و به شدت آنان را مضطرب و پریشان میکنی.
هوش مصنوعی: اگر به چهرهات دست بزنی، حریفانت میفهمند که تو همان موسی هستی و ارادهات به معجزهات، همچون دستان سفید اوست.
هوش مصنوعی: زمانی که تو به گفتار وارد میشوی، انرژی و حیات را به آن میبخشی، ای دلبر. آیا این ویژگی معجزهای شبیه به معجزه مسیح نیست؟
هوش مصنوعی: هر کسی که لب تو را ببوسد، به زندگی جاویدان و مانند چشمه خضر دست پیدا میکند، مگر اینکه فقط لب تو به زبان بیاید و بگوید که تو چه کسی هستی.
هوش مصنوعی: مانند کسانی که در مراسم خاص به عود و صلیب میافکنند، تو نیز دو زلف خود را همچون تزیینی در طرفین قرار دادهای.
هوش مصنوعی: در گوشهای از کوی تو، حالتی پرمعنا و پرشور وجود دارد که دلها را به وجد میآورد. اگر تمایل داری زیبایی و جاذبه این مکان را ببینی، به سقف آسمان بیا و تماشا کن.
هوش مصنوعی: به خاطر محبت تو، حاجب به دو عالم قدم گذاشته است. با این حال، با این روحیه شوخ میپرسم چرا از تو بیزاری میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
موی چون غالیه و روی چو دیباست تو را
عقده از غالیه بر دیبا زیباست تو را
مرده از دو لب شیرینت همی زنده شود
در دو لب گویی افسون مسیحاست تو را
عاشق و شیفته سرو صنوبر شدهام
[...]
همچو بالات بگویم سخنی راست تو را
راستی را چه بلائیست که بالاست تو را
تا چه دیدست ز من دیده که هر دم گوید
کاین همه آب رخ از رهگذر ماست تو را
ای که بر گوشهی چشمم زدهای خیمه ز موج
[...]
تا پریشان به رُخ آن زلف سمنساست تو را
جمع اسباب پریشانی دلهاست تو را
دست بردی به رخ از شرم و حریفان گفتند
که تو موسایی و عزم ید بیضاست تو را
همچو ترسابچگان عود و صلیب افکندی
[...]
ای که چون شمس و قمر طلعت زیباست تو را
آیت حسن ازل روی دل آراست تو را
وصف روی تو همین است که استاد ازل
آنچنانی که تو خود خواستی آراست تو را
گرنه ای جنت موعود تو ای حور سرشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.