گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۵

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

در خرابات مغان گر گذر افتد بازم

حاصل خرقه و سجاده روان دربازم

حلقه توبه گر امروز چو زهاد زنم

خازن میکده فردا نکند در بازم

ور چو پروانه دهد دست فراغ بالی

جز بدان عارض شمعی نبود پروازم

صحبت حور نخواهم که بود عین قصور

با خیال تو اگر با دگری پردازم

سر سودای تو در سینه بماندی پنهان

چشم تردامن اگر فاش نگردی رازم

مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتم

به هوایی که مگر صید کند شهبازم

همچو چنگ ار به کناری ندهی کام دلم

از لب خویش چو نی یک نفسی بنوازم

ماجرای دل خون گشته نگویم با کس

زان که جز تیغ غمت نیست کسی دمسازم

گر به هر موی سری بر تن حافظ باشد

همچو زلفت همه را در قدمت اندازم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

احمد شاملو » غزلیات حافظ » در خرابات مغان گر گذر افتد بازم...

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علیرضا منتظر نوشته:

در مصرع دوم بیت پنجم امید میرود که ((تر)) از ((دامن)) با ایجاد فاصله یا کاما فک شود تا در خوانش دچار اشتباه نگردد.

حمیدرضا نوشته:

در مورد عبارت «عارض شمعی» در بیت سوم این نوشته‌ی دکتر محمدرضا ترکی را ببینید:
http://mr-torki.ganjoor.net/?p=1027

سلحشور نوشته:

به حای نگردی در مصرع دوم بیت پنجم « نکردی» صحیح می باشد

مرتضی نوشته:

تر از دامن جدا نیست بلکه تردامن به معنی گناهکار صفت چشم است که با گریه سرّ درون را آشکار کرده است. در ضمن تردامن را می توان تحت الفظی هم معنی کرد. چشم به خاطر اشکی که ریخته است دامنش تر است.

مرتضی نوشته:

تحت اللفظی

کانال رسمی گنجور در تلگرام