گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۶

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم

کز سر زلف و رخش نعل در آتش دارم

عاشق و رندم و میخواره به آواز بلند

وین همه منصب از آن حور پریوش دارم

گر تو زین دست مرا بی سر و سامان داری

من به آه سحرت زلف مشوش دارم

گر چنین چهره گشاید خط زنگاری دوست

من رخ زرد به خونابه منقش دارم

گر به کاشانه رندان قدمی خواهی زد

نقل شعر شکرین و می بی‌غش دارم

ناوک غمزه بیار و رسن زلف که من

جنگ‌ها با دل مجروح بلاکش دارم

حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است

بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سلحشور نوشته:

در زمان قدیم یکی از وسایل جادوگران و یا به قولی دعا نویسان برای ایجاد عشق وعلاقه کسی در دل طرف مقابل این بود که با حروف ابجد نام وی را بر روی نعل حک می کردند و آن را در آتش قرار می دادند و با خواندن اورادی بر این باور بودند که معشوق به عاشق علاقه مند می شود و با شتاب به سوی او می رود.
به طور کلی این اصطلاح کنایه از اضطراب و بی قراری است و با توجه به توضیح بالا ، معنی این مصراع اینگونه خواهد بود:

من به خاطر زیبایی های چهره وزلف یار بی قرار ومشتاق او هستم …

http://torrehashoftegi.parsiblog.com/category/%D9%86%D8%B9%D9%84+%D8%AF%D8%B1+%D8%A2%D8%AA%D8%B4+%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86/

کانال رسمی گنجور در تلگرام