چو رخ برتافت دیدم طره گیسوی یار امشب
چهها دارد به سر این اختر دنبالهدار امشب
خدا از فتنههای موج این طوفان نگه دارد
شدم دریا نشین از گریهٔ بیاختیار امشب
به قربان تو فردا فکر از خود رفتنی دارم
ز اشک و آه حسرت میدهم سامان کار امشب
ز حیرت با خیالش تا سحر در گفتگو بودم
به کار آمد مرا این دیدهٔ شبزندهدار امشب
کند هر دم به رنگی یاد یار ازگریه مشغولم
مرا دارد غم او همچو طفلان در کنار امشب
برای خویشتن تدبیر از این بهتر نمیدانم
که با بیاختیاری واگذارم اختیار امشب
به یاد زلف و چشمش بسته در فتراک دلها را
مگر میآید آن برگشته مژگان از شکار امشب
قمارم عشقبازی بود با دلبر ندانستم
که خواهد برد از من چشم فتانش قمار امشب
ز زخم تازه برمیدارم ای قصاب مرهم را
اگر بندد به خونم یار پا را در نگار امشب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، به وصف جاذبه و زیبایی محبوب خود پرداخته و احساسات عمیقش را نسبت به او بیان میکند. او در شب، با تماشای موهای یار، به حیرت و اندوه فرو میرود و از طوفان عواطفش میگوید. احساس عشق و حسرتش را با اشک و گریه، تبیین کرده و نشان میدهد که چگونه یاد محبوبش باعث درد و رنجش شده است. شاعر از قدرت این عشق و تأثیرش بر قلبش سخن میگوید و در آخر نشان میدهد که چگونه این رابطه به قمار عشق شبیه است، که در آن برنده و بازنده مشخص نیست. او در نهایت با اشاره به زخمهای عشق، به درد و محرومیت ناشی از این عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که عشق تو از من روی برگرداند، دیدم که چه چیزهایی در دل این ستاره دنبالهدار شبانه وجود دارد.
هوش مصنوعی: خداوند مرا از مشکلات و دغدغههای ناشی از این طوفان حفظ کند. امشب به دلیل غم و اندوهی که دارم، حالت دریا به خود گرفتهام و گریهام به طور طبیعی و بدون کنترل است.
هوش مصنوعی: فردا برای تو به اندازهای فکر میکنم که از خودم دور شوم. امشب با درد و اشک و حسرت، تلاش میکنم که کارهایم را سامان دهم.
هوش مصنوعی: تا سحر در گفتگو با خیال او بودم و این چشم بیدارم امشب به کمکم آمد.
هوش مصنوعی: هر لحظه به رنگ و حالتی یاد یار در ذهنم میآید و من از این بابت گریه میکنم. غم او مرا همچون کودکی در کنار خود مشغول کرده است. امشب نیز به سادگی این احساس را تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: بهتر از این نمیدانم که شب را به حال خود بسپارم و از تمام تصمیمگیریها کنار بکشم.
هوش مصنوعی: دلها را گرفتار زیبایی و جذابیت زلف و چشم او میداند، به گونهای که گویی کسی که به شکار مژگان او آمده، در امشب به یاد آن جمال دلکش است.
هوش مصنوعی: عشق من شبیه بازی قمار بود که با محبوبم انجام میدادم، اما نمیدانستم که این چشمهای فریبندهاش من را خواهد باخت.
هوش مصنوعی: من از زخم تازهای که دارم، ای قصاب، مرهم را برمیدارم. اگر یارم پا را به خون من بندد، امشب در آغوش نگارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به مستی در دلم گردد خیال روی یار امشب
که سازد هر زمان در گریهام بیاختیار امشب
به حالم شمع را گر دل بسوزد گو سر خود گیر
که در هجران مرا تا صبحدم اینست کار امشب
خیال آن پری دارد بدان حالم که میخواهد
[...]
مرا ای شمع میل گریه شد در هجر یار امشب
تو بنشین گریه دلسوز را با من گذار امشب
بیاد شمع رویش خواهم از سر تا قدم سوزم
برو ای اشک آب از آتش من دور دار امشب
فکندی وعده قتلم بفردا لیک می ترسم
[...]
ندانم بازم آغوش که خواهد شد دچار امشب
کنارم میرمد چون پرتو شمع از کنار امشب
ز جوش ماهتاب این دشت و در کیفیتی دارد
که گویی پنبهٔ میناست در رهن فشار امشب
ز استقبال و حال این املکیشان چه میپرسی
[...]
نباشد دل چرا از لطف یار، امّیدوار امشب؟
به راهش قاصدی دارم، چو چشم انتظار امشب
اگرچه دورم از نظاره رخسار یار امشب
بود لوح خیال ابروی او در کنار امشب
نیم آسوده شوقش دمی از اضطراب دل
پر پروانه دارد دود شمع انتظار امشب
اگر چندی که بودم دوش مست باده وصلش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.