ای که خاک آستانت سجدهگاه عاشقان
خشت و فرش بارگاهت مهر و ماه عاشقان
سر به تاج قیصر و خاقان نمیآرد فرو
در سریر خاکساری شبکلاه عاشقان
گم شود خورشید از کثرت به زیر دست و پا
چون برون آیند در محشر سپاه عاشقان
کشتگان ناز او را شاهدی در کار نیست
چهره زرد است در محشر گواه عاشقان
تا به کی خواهی شکستن خاطر قصاب را
جان من پرهیز کن از تیر آه عاشقان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و ارادت عمیق عاشقان به یک معشوق اشاره دارد. شاعر با تعبیرات زیبا و گویای خود به مقام والای معشوق پرداخته و بیان میکند که عشق او برای عاشقان مانند سجدهگاه مقدسی است. حتی در برتریهای مادی و قدرتهای زمینی، عشق به او از همه چیز بالاتر است. در روز قیامت، در میان انبوه عاشقان، معشوق میدرخشد و آنها به شوق و فراق خود مینازند. شاعر از غم و زخمهای ناشی از دوری عشق میگوید و از معشوق میخواهد که در شکستن دل عاشقان تردید نکند.
هوش مصنوعی: ای کسی که خاک زمینت مظهر عشق و دلباختگی عاشقان است و بارگاهت با نور خورشید و ماه زیبا آراسته شده است.
هوش مصنوعی: هیچ گردن بزرگی مانند قیصر و خاقان در برابر زمین و خاک به تواضع نمیآید، اما سر یک عاشق در دل خاک، همیشه فروتن و بیادعا است.
هوش مصنوعی: خورشید در کثرت و شلوغی ناپدید میشود و زیر پاها میرود، اما زمانی که عاشقان در روز قیامت ظاهر شوند، همه چیز روشن خواهد شد.
هوش مصنوعی: عشاقی که برای جذابیت و ناز او جان دادهاند، هیچکس را برای گواهیدادن در کار خود ندارند؛ چهرههایشان در روز قیامت زرد و پژمرده است.
هوش مصنوعی: چرا همچنان میخواهی دل قصاب را بشکنی؟ جانم، از تیر آه عاشقان دوری کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.