جانم بلب رسید ز غم، ساقی، الامان
جانم ز دست غم بیکی جرعه واستان
سر در گمست کار جهان، ساقیا، بیا
بر بانگ ارغنون بده آن جام ارغنوان
عالم چو بحر دان و بنی نوع آدمی
مرغاویان عشق درین بحر بی کران
یادت حیات داد دلم را و تازه کرد
مانند سرو در چمن و گل ببوستان
گر قصد خون ما کند آن ماه دل فروز
در پیش تیغ دوست رویم آستین فشان
بر عارض تو زلف پریشان کن، ای صنم
یک کام ما برآر، اگر سود، اگر زیان
کژمژ مرو و بتهمت مستی، که در طریق
ما را نشانهاست از آن شاه بی نشان
رویت چو خوب نیست حذر کن ز آینه
هان! تا خجل نباشی در روز امتحان
«یا غایة الامانی قلبی لدیکم »
قاسم ببوی مهر تو زنده است در جهان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق عشق و درد ناشی از آن است. شاعر از ساقی میخواهد که جامی از عشق به او بدهد تا از غمهایش رهایی یابد. او جهان را مانند دریا میبیند و انسانها را مانند پرندگان عشق که در این دریا غرق شدهاند. یاد معشوق، به دل او زندگی و تازگی میبخشد. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که به او عشق ورزد، حتی اگر این عشق نتیجهای تلخ داشته باشد. همچنین به خطرات و امتحاناتی که در عشق وجود دارد، اشاره میکند و در نهایت بیان میکند که بوی مهر معشوق باعث زنده ماندن او در این دنیا است.
هوش مصنوعی: جانم به خاطر غم بسیار به شدت در حال پرپر شدن است، ای ساقی، به فریاد من برس، جانم از دست غم به تنگ آمده، لطفاً فقط یک جرعه به من بده.
هوش مصنوعی: مشکلات و پیچیدگیهای زندگی باعث سردرگمی من شدهاند. ای ساقی، بیا و نواهایی زیبا سر ده و آن جام خوشرنگ را به من بده.
هوش مصنوعی: دانشمند مانند دریاست و انسانها همچون پرندگان عاشق در این دریای بیانتها هستند.
هوش مصنوعی: خاطرات تو زندگی و نشاط را به دل من بازگرداند، مانند سروهای سبز در چمنزار و گلها در باغ.
هوش مصنوعی: اگر آن دلربای روشنرو، بخواهد خون ما را بریزد، در برابر تیغ دوست با آستین خونین به سوی او میروم.
هوش مصنوعی: ای معشوق، موهای پریشان خود را بر چهرهات بریز و آرزوی ما را برآورده کن، خواه به نفع ما باشد یا به ضرر.
هوش مصنوعی: به راه ما نرو و به ما اتهام میزنید که مست هستیم، زیرا نشانههایی از آن شاه بینشان در این مسیر وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر چهرهات زیبا نیست، از نگاه کردن به آینه پرهیز کن! تا در روز امتحان شرمنده نباشی.
هوش مصنوعی: ای همه آرزوهای من، قلبم برای شماست. قاسم با بوی مهر تو در این دنیا زنده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هان! صائم نوالهٔ این سفله میزبان
زین بی نمک ابا منه انگشت در دهان
لب تر مکن به آب، که طلقست در قدح
دست از کباب دار، که زهرست توامان
با کام خشک و با جگر تفته درگذر
[...]
گفتم نشان ده از دهن ای ترک دلستان
گفتا ز نیست ، نیست نشان اندرین جهان
گفتم که ساعتی ببر من فرونشین
گفتا که باد سرد زمانی فرو نشان
گفتم که باد سرد زیان داردت همی
[...]
بگشاد مهرگان در اقبال بر جهان
فرخنده باد بر ملک شرق مهرگان
سلطان یمین دولت میر ملوک بند
محمود امین ملت شاه جهان ستان
شاهی که پشت صد ملک کامران بدید
[...]
بنگر بدین رباط و بدین صعب کاروان
تا چونکه سال و ماه دوانند هردوان
من مر تو را نمودم اگرچه ندیده بود
با کاروان رباط کسی هر دوان دوان
از رفتن رباط نه نیز از شتاب خود
[...]
گویی که ماه و مشتری از جرم آسمان
تحویل کرده اند بباغ خدایگان
وز ماه و مشتری شده آن خاک پرنگار
نوری عجیب صورت و شکلی بدیع سان
نی نی ، که ماه و مشتری از وی ربوده اند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.