این چه مجلس چه بهشت این چه مقامست اینجا
عمر باقی رخ ساقی لب جامست اینجا
در جواب او
این چه خرگه چه تتق این چه خیامست اینجا
چترمه رایت خور ظل غمامست اینجا
قلمی گرچه بود خواجه ابیاریها
همچو لالائی بیقدر غلامست اینجا
زیر و بالا نبود مجلس الباس مرا
کفش و دستار ندانند کدامست اینجا
جامها سر بسر از داغ اتو سوخته دل
جز نپرداخته کرباس که خامست اینجا
در صف رخت بدستار دمشقی بنگر
گرز دین باف ابی تاج؟ بنامست اینجا
ارمک و صوف درین دارنپوشم کوئی
که بمن چون نخ زربفت حرامست اینجا
قاری این خرگه والا که تو در شعر زدی
چشمه ماه نگویند تمامست اینجا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف یک مجلس و حال و هوای آن میپردازد. گوینده از زیبایی و شادی این مکان صحبت میکند و به مقایسه آن با بهشت و مقامهای دیگر میپردازد. او از حالتهای مختلف در این مجلس مینویسد و احساس میکند که در اینجا، ارزشها و نشانهها از بین رفتهاند. به طور کلی، شعر ابراز یک حس خاص از زیبایی و همچنین یأس و فقدان ارزشها در این مکان است.
هوش مصنوعی: این چه مجلسی است که به مانند بهشت میماند و این چه جایگاه والایی است! انگار که در اینجا عمر جاودان تنها با نوشیدن از جام ساقی به دست میآید.
هوش مصنوعی: این چه مکانی است که در آن به سر میبریم؟ چه نوع جشنی در اینجا برپاست؟ در زیر این چتر، سایهای از خورشید وجود دارد که همواره بر ما سایه میافکند.
هوش مصنوعی: اگرچه قلمِ خواجه ابیاری، ارزشمند و با اعتبار است، اما در اینجا مانند لالایی، بیمقدار و نادیده گرفته شده است.
هوش مصنوعی: در اینجا، شخص میگوید که در این مکان و در این جمع، نه افراد اهمیت لباس او را میدانند و نه میدانند که کفش و دستارش کدام یک از آنهاست. به نوعی، او احساس میکند که در این فضا به جزئیات ظاهریاش توجه نمیشود و شاید درک درستی از وضعیت او وجود ندارد.
هوش مصنوعی: شرابها به قدری گرم و داغ هستند که بر اثر حرارت، دل ما را سوختهاند و تنها پارچهای خام مانده که به این حال و روز ما اشاره میکند.
هوش مصنوعی: به لباس زیبای او که به رنگ مشکی و از پارچهای خاص است نگاه کن. آیا کلاه او به اندازهای ارزشمند و زیبا نیست؟ در اینجا، نام او درخشنده است و نمایان میشود.
هوش مصنوعی: من در این مکان، همچون نخ طلایی که حرام است، نمیتوانم خودم را با زیباییها و ظرافتها نشان دهم.
هوش مصنوعی: اینجا، در این مکان مقدس و باعظمت که تو شعرت را سرودی، مانند چشمهای از نور و زیبایی است که ماه را نمیتوان با آن مقایسه کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بگذر از عشق که نه خطوه نه گامست اینجا
دل به حسرت نه و بس کار تمامست اینجا
خط آزادگی سرو به مرغان ندهند
بازگردید که سیمرغ به دامست اینجا
فکر طوبی و جنان در ورع عشق خطاست
[...]
بزم عشق است و همه شیشه و جامست اینجا
هرچه جز مستی عشق است حرامست اینجا
باده خواران همه افتاده ز می مست و خراب
آنکه هشیار نشسته است کدامست اینجا
روز اول که دلم خال و خطش دید بگفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.