گنجور

 
نظام قاری

این چه مجلس چه بهشت این چه مقامست اینجا

عمر باقی رخ ساقی لب جامست اینجا

در جواب او

این چه خرگه چه تتق این چه خیامست اینجا

چترمه رایت خور ظل غمامست اینجا

قلمی گرچه بود خواجه ابیاریها

همچو لالائی بیقدر غلامست اینجا

زیر و بالا نبود مجلس الباس مرا

کفش و دستار ندانند کدامست اینجا

جامها سر بسر از داغ اتو سوخته دل

جز نپرداخته کرباس که خامست اینجا

در صف رخت بدستار دمشقی بنگر

گرز دین باف ابی تاج؟ بنامست اینجا

ارمک و صوف درین دارنپوشم کوئی

که بمن چون نخ زربفت حرامست اینجا

قاری این خرگه والا که تو در شعر زدی

چشمه ماه نگویند تمامست اینجا

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
نظیری نیشابوری

بگذر از عشق که نه خطوه نه گامست اینجا

دل به حسرت نه و بس کار تمامست اینجا

خط آزادگی سرو به مرغان ندهند

بازگردید که سیمرغ به دامست اینجا

فکر طوبی و جنان در ورع عشق خطاست

[...]

نورعلیشاه

بزم عشق است و همه شیشه و جامست اینجا

هرچه جز مستی عشق است حرامست اینجا

باده خواران همه افتاده ز می مست و خراب

آنکه هشیار نشسته است کدامست اینجا

روز اول که دلم خال و خطش دید بگفت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه