خود رنگ پیش اطلس چون پیش گل شمرگل
تشریف حبر بحری دامان اوست ساحل
بر فرق آن عمامه ثعبان و دست موسی
بر جیب پهلوی آن هاروت و چاه بابل
اندر لحاف و بالش خوش خفته بود پنبه
حلاج خواند بروی(یا ایها المزمل)
تا دامنش نگردد هر لحظه از جنون چاک
بنهاده از فراویز بر جامه بین سلاسل
از جیب تافته چون لولوی دکمه تابد
گوید مگر ثریا در ماه کرده منزل
آن پوستین قاقم رویش زصوف مشکین
بابال زاغ گشته مقرون پر حواصل
شلوار سرخ والا منمای ای نگارین
یادامنی بر افکن یا چادری فرو هل
در عین چرک و چربی رختم ز دست صابون
که کف زنانست بر سر که پای مانده در گل
در فن جامه دوزی اینم رواج و حالست
باانکه نیست هیچم همکار در مقابل
قاری که مدح اطلس گوید زتاره چنک
آید بگوش جانش(لله در قائل)
گر خلعتم نبخشد آن سرفراز دوران
کی سر دگر بر آرم در مجمع و محافل
آن معدلت شعاری کز جاه بر سر آمد
مانند تاج ودستار از زمره افاضل
از کیمیای جودش در بزم رخت پوشان
الباغ و چارقب را زر گشته است حاصل
بر هر تنیست جودش همچون لباس شامل
طبعش بجود چون تن بر متکاست مایل
فرسود جامه لیکن خازن بوصله ننشاند
بود آن مرا ببالا اما نگشت و اصل
در جامه خواب بختم میگفت هاتفی دوش
کز دامن عطایش دست امید مگسل
تا بهر عید نوروز هر نوع جامه دوزند
اطلس بران دانا ارمک بران کامل
خصمش ز بی دوائی بداغ محتاج
مانند صوف و کمخا از علت مفاصل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، نویسنده به توصیف خیالات و تصوراتش دربارهی زیبایی و زرق و برق لباسهایی چون اطلس و حجابهای خاص میپردازد. شخصیتهای مختلفی همچون حلاج و هاروت در متن به تصویر کشیده میشوند و نمادهایی از معانی عمیق و فلسفی در آنها نهفته است. شاعر به تضادهای زندگی اشاره میکند؛ از جمله خوشی و ناخوشی، و به رنج و غم ناشی از عدم توجه به ارزشهای واقعی و زینتهای ظاهری. در پایان، یادآوری میکند که زیبایی واقعی از جود و generosity ناشی میشود و نه فقط از ظواهر مادی.
هوش مصنوعی: رنگ او مثل رنگ اطلس است که در کنار گل، نمایانتر میشود. دامان او مانند ساحل دریاست و پر از زیبایی و جاذبه است.
هوش مصنوعی: بر سر آن عمامه، مارهای خطرناک و بر دستان موسی، اشاره به قدرت و معجزهاش هستند و در کنار آن، به هاروت و چاه بابل اشاره میشود که نماد ابهام و معضلات هستند. این تصویر، ترکیبی از نیروی ایمان و خطرات دنیا را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: در زیر لحاف و بالش، پنبهای که به خوبی خوابیده بود، خودش را مانند حلاج به نمایش گذاشت و به زیباترین شکل ممکن در خواب ناز به سر میبرد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دامن او هر لحظه از دیوانگی پاره نگردد، به زیباییهایش نظر کن که در زنجیرها نمایان است.
هوش مصنوعی: شخصی در تلاش است تا با بیان زیباییهای خاصی، خود را برتر و مهمتر از آنچه هست نشان دهد و به نوعی فخر فروشی کند. او با کلماتی شگفتانگیز و توصیفهای اغراقآمیز صحبت میکند، اما در واقعیت ممکن است نه تنها به خودی خود جاذبهای نداشته باشد، بلکه به تعابیر نادرست و دور از حقیقت خود نیز توجه نکند.
هوش مصنوعی: آن پوستین قاقم که بر تن دارد، به رنگ سیاه و با بافتی نرم و لطیف است و گویی بالهای زیبا و پرواز کنان زاغ را در خود دارد.
هوش مصنوعی: ای محبوب، شلوار سرخت را نشان مده، بلکه یا چادرت را بر سر بگذار یا یادآور من دانا و آگاه به خودت باش.
هوش مصنوعی: با وجود کثیفی و چربی که بر روی صورتم است، دست صابون بر سرم میکشد، در حالی که پایم در گل گیر کرده است.
هوش مصنوعی: من در هنر دوخت لباس مهارت دارم و اوضاع و احوال من همین است، هرچند که هیچ همکار یا رقیبی در این زمینه ندارم.
هوش مصنوعی: قاری که درباره شکوه و زیبایی اطلس صحبت میکند، صدای چنگی ملایم و دلنشین را به جانش میرساند.
هوش مصنوعی: اگر مقام و جایگاه والا به من داده نشود، دیگر چگونه میتوانم در جمعها و محافل ظاهر شوم؟
هوش مصنوعی: شعاری که به خاطر مقام و جاهی که دارد بر سر فرد مینشیند، مانند تاج و عمامهای است که او را در جمع افراد برجسته و با فضیلت قرار میدهد.
هوش مصنوعی: از لطف و generosity او، در مهمانیاش، لباسها و زینتها به طلا تبدیل شدهاند.
هوش مصنوعی: سخن از این است که بخشندگی و generosity هر فرد به اندازهی ظرفیت و Nature اوست، مانند لباسی که به تن آن شخص میخورد. همچنین این نوع بخشندگی بهطور طبیعی باید به شایستگی افراد بستگی داشته باشد.
هوش مصنوعی: هر چند لباس من کهنه و فرسوده شده، اما آن خزانهدار هنوز نتوانسته است به من جایگاهی بالا بدهد؛ هرچند این مقام برای من محقق نشد و به اصل و ریشهام وصلی ندارم.
هوش مصنوعی: در خواب، شبی صدایی به من گفت که از نعمتهای فراوانش ناامید نشوم و دامن امید را رها نکنم.
هوش مصنوعی: تا زمان عید نوروز هر نوع لباسی دوخته میشود؛ پارچههای لطیف و زیبا برای افراد با دانش و فهم مشخص و لباسهای کامل برای کسانی که به کمال رسیدهاند.
هوش مصنوعی: دشمنش به خاطر بیدارویی به درد احتیاج دارد، همانطور که صوف و کمخا به مشکلات مفاصل مبتلا هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بفراخت رایت حق، برتافت روی باطل
الب ارسلان ثانی، شاه ارسلان طغرل
پر خار قهر بادا، چشم بدان که الحق
ملکی است بس برونق، شاهی است سخت عادل
هر دم عقاب فتنه، در خون خود بغلتد
[...]
ای در محیط عشقت، سر کشته نقطۀ دل
وی از جمال رویت، خوش گشته مرکز گل
زلف تو بر بنا گوش، ثعبان و دست موسی
خال تو بر نخدان ، هاروت و چاه بابل
دو رسته درّ دندان، چون از رخت بتابد
[...]
ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل
بر باد داده حسنت چون خاک خرمن گل
هم خط مشکبارت اثبات دور کرده
هم زلف تو دلایل آورده بر تسلسل
خطیست گرد لعلت یا طوطی شکر چین
[...]
زنجیر بند زلفت زد حلقه بر در دل
خیل خیال ماهت در دیده ساخت منزل
ای گل ز حسن رویت گشته خجل به صد رو
وی غنچه بر دهانت عاشق شده به صد دل
زلف و خط تو با هم هندوستان وطوطی
[...]
تا چند حال ما را آشفته داری ای دل
از زلف خوبرویان در بند و در سلاسل
تا چند باشم از غم شوریده حال و بی دل
تا چند باشی ای جان از حال بنده غافل
دل را ز دست دادم بی فکر الله الله
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.