جامه چون درتوله است از قنطره
در کدینه گشت پاره یکسره
مفرش از جرجانی و مخفی شمار
در جهای خط و حبر محبره
لشکر موئینه را صوف بین
هست چونان لاجوردی دایره
دق مصری رابلا کمخامده
میمنه آراسته با میسره
از قماش شمسی ماشد خجل
چنبری ماه در این منظره
هست جلبیل و چکن خورشید و مه
جونه آمد زهره شکلی زاهره
گرچه رو به پوستینی معظمست
پیش سنجابست و قاقم مسخره
روزن بیت مرا نی دان قصب
وزقلا مدفون و رو بین پنجره؟
برکجی با نسبت دارائیست
خلعت خورشید و مرغ شب پره
از قبائی قلعه آور بدست
کش کلاه و جبه باشد کنگره
گرته پر پنبه گرهست و کمر
ازقسن بر کردش و چاکش دره
پیش بعضی خارپشت و قاقمست
در نظر یکسان و کامو و بره
لیک داند موینه پرداز کو
بر کدامین تیز باید استره
ای جل خرسک تکلتورا مکن
عیب و در بر سر تو هم در توبره
یقه مقلب بگوش استاده است
دکمه کوبا جیب کم کن مشوره
در طهارت زاهد عبدالحقی
از کلاه زردکش بین مطهره
دامن ابریسکی شیرکی
هست چون این لاجوردی دایره
خوش بود گردن ببر این رختها
بابخور عطر وعود مجمره
جاودان قاری بنازد دوش دهر
زین دقیقی و دقیق نادره
مانده ام در کوب حالی زین رخوت
تا چه نوع آید برون از جندره
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر وصف لباس و زینتهای آن است که به زیبایی و تنوع آنها اشاره میکند. شخصیتهای مختلفی را بیان میکند، از جمله لشکرهایی با مویینه و لباسهای قیمتی و رنگارنگ. به خصوص از کیفیت و زیبایی پارچهها، همچون قماش شمسی و ابریسک، و جواهرات صحبت میکند. همچنین به تضادها و زیباییهای طبیعی اشاره دارد. در نهایت شاعر به حالتی از خمودگی اشاره میکند و این نگرانی را در خود دارد که چه زمانی از این کسالت رهایی خواهد یافت. شعر به طور کلی در ستایش زیبایی و تزئینات دنیوی نوشته شده است.
هوش مصنوعی: پوشاک چون در یک گناه و مشکل به حالتی تکهتکه و پاره در آمده است.
هوش مصنوعی: فرش از جرجان، و در بین خطوط و نوشتهها رازهایی پنهان وجود دارد.
هوش مصنوعی: لشکر موئینه مانند دایرهای از لاجورد، زیبا و دلربا به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: دق مصری با کمخوابیدن، به سوی میمنه آراسته میشود و به میسره میرسد.
هوش مصنوعی: در این منظره، ماه با زیبایی و درخشش خود باعث شرم و خجالت خورشید شده است.
هوش مصنوعی: شکوه و زیبایی طبیعت را توصیف میکند، با اشاره به درخشش خورشید و ماه. همچنین به زیبایی و ظرافت زهره، به عنوان نمادی از زیبایی، پرداخته شده است. این تصویرسازی نشاندهنده شگفتیهای جهان و جاذبههای طبیعی است.
هوش مصنوعی: هرچند که او در ظاهر بسیار بزرگ و محترم به نظر میرسد، اما در واقع مانند سنجاب و یا قاقم، خندهدار و بیاهمیت است.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف حالتی میپردازد که در آن، احساس میکند که روزنهای که به دنیای بیرون یا تجربیات جدید باز میشود، از بین رفته یا پوشیده شده است. او به دقت به جزئیات توجه میکند و از وجود موانع و محدودیتها در مسیر دیدن و درک بهتر زندگی صحبت میکند. بنابراین، این تصویر نشاندهنده یک حس جدایی و ناتوانی برای مشاهده آنچه که در خارج وجود دارد، است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که ثروت و دارایی انسانها مانند لباسی است که به آنها اهدا شده، و همانطور که خورشید و پرندگان شب جلوه خاصی دارند، این دارایی نیز میتواند زیبایی و اهمیت خاصی را به انسان ببخشد.
هوش مصنوعی: از دژ ستیزه تو برداشتم، کلاه و جبهام مانندی به برج و بارو است.
هوش مصنوعی: او با لباس نرم و پف کردهای به تن و کمری از پارچهای محکم در بر دارد و چاک لباسش باز است.
هوش مصنوعی: بعضی افراد در نظرشان موجودات مختلفی مانند خارپشت و قاقم یکسان به نظر میرسند، درست مانند کامو و بره.
هوش مصنوعی: اما کسی که با دقت و هوشمندی کار میکند، میداند که باید در کدام مسیر با سرعت بیشتری حرکت کند.
هوش مصنوعی: ای کسی که زیباییهایت را نمیپوشانی، عیبهای من را نیز برملا نکن؛ چون تو هم ممکن است نقصهایی داشته باشی.
هوش مصنوعی: این متن به نوعی به یک شخص اشاره دارد که در موقعیتی قرار گرفته و باید به دنبال راهحل یا کمکی برای حل مشکلی باشد. احتمالاً به ناهنجاری یا چالشی اشاره میکند که او باید به آن واکنش نشان دهد و در آن زمینه مشاوره یا راهنمایی بگیرد. کلمات و اصطلاحات به شکلی به مفهوم جستجو و تلاش برای بهبود وضعیت مربوط میشوند.
هوش مصنوعی: در پاکی زاهد، عبدالحقی را ببین که با کلاه زردش میدرخشد.
هوش مصنوعی: دامن ابریسکی شبیه به پیراهن شیرین و لطافتش است، گویی که این لاجوردی دایرهای زیبا و دلنواز را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: زیباست که گردن شیر با این لباسها آراسته شود، همراه با عطر و بوی بخور و عود.
هوش مصنوعی: قاری همیشه به زیبایی و مهارتش افتخار میکند و زمان بر این سرچشمهی هنری و هنرمندانهی باارزش، که با دقت و ظرافت خاصی انجام میشود، میبالد.
هوش مصنوعی: من در این حالت بیحالی و کسالت ماندهام و نمیدانم چه چیزی از این وضعیت خارج خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کآفتاب آید به بخشش زی بره
روی گیتی سبز گردد یکسره
دیدش از خشکی مگر مردی سره
گفت از سر برفکن آن توبره
چون بصورت آمد آن نور سره
شد عدد چون سایههای کنگره
آسمان بالای زیر هر سره
چون نمودی در میان هر دره
هر که بود از خادمانش یکسره
گوسفندش نام بودی یا بره
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.