نشان تیر آهم گشتهای آسمان شبها
ترا بر سینه پیکانهاست هرسو نیست کوکبها
دل بیخود درون سینه دارد فکر زلفینت
بسان مرده کش مونس قبرند عقربها
خطست آن یا برآمد دود دل از بس که محبوبان
زدند آتش به دلها در زنخدانها و غبغبها
جفا را از معلم یاد میگیرند محبوبان
ز مکتبهاست فریادم که ویران باد مکتبها
ز خاک رهگذر هر ذره را شهسواری دان
که بر دل داغها دارد ز نقش نعل مرکبها
فکندی عکس در می گشت رشکم زآنکه میترسم
نهی لب بر لب ساغر رسانی بر لبت لبها
چه شد یارب که در شبهای تنهایی نمییابد
فضولی کام دل هرچند میخواهد به یاربها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از احساسات عمیق و دردناک عشق سخن میگوید. شاعر در شبهای تار، هجران و آرزوهای بیپایان خود را با تصاویری زیبا و غمانگیز توصیف میکند. او از دلی پر از عشق و فراق حرف میزند که در جستجوی معشوق است، اما با موانع و ناراحتیهایی روبرو میشود. با اشاره به دشواریهای عشق و تأثیرات منفی آن، شاعر غم و شوق خود را به شکلی شاعرانه و غنی از احساسات بیان میکند. او همچنین به جفاهایی که محبوب به عاشق میکند اشاره میکند و در نهایت به ناتوانی در یافتن آرامش در شبهای تنهایی خود میپردازد.
هوش مصنوعی: تیر آههایم به نشانهای تبدیل شده که در آسمان شبها میدرخشد. تو بر سینهای از پیکانها قرار داری و در هر سو، ستارهها وجود ندارند.
هوش مصنوعی: دل من در سینهام آرام و بیخبر شده، اما در دل به یاد زلفهای تو فکر میکنم. مانند اینکه در کنار یک مرده، گزندههای عقرب همواره حضور دارند و نمیگذارند آرامش داشته باشم.
هوش مصنوعی: این جمله به تصویر کشیدن حالتی است که به خاطر عشق و محبت، دلها دچار آتش و سوختگی شدهاند. دود دل به طور نمادین نشاندهندهی غصه و اندوه ناشی از عشقورزیهای شدید است. به عبارت دیگر، زیبایی و جاذبهٔ محبوبان به قدری تاثیرگذار است که دلها را به آتش میکشد و این سوختن، نمادی از احساسات عمیق و دردهای عاشقانه است. در اینجا، اشاره به صورت و زیبایی محبوبان در آن است که باعث میشود دلها دچار ناراحتی و تلاطم شوند.
هوش مصنوعی: محبوبان در مکتبها از معلم یاد میگیرند که جفا و بدی کنند. من فریاد میزنم که این مکانهای آموزشی و مکتبها ویران شوند.
هوش مصنوعی: از هر ذره خاک راه، میتوان به این نتیجه رسید که آن ذره، دارای ارزش و اهمیت است، چرا که در دل خود نشانهایی از زخمها و تجربیات گذشتگان را حمل میکند.
هوش مصنوعی: تو تصویری را در می انداختی و من به خاطر آن حس حسادت میکنم، زیرا میترسم که لبهایت را بر لب ساغر بگذاری و مرا از تماس با لبهایت محروم کنی.
هوش مصنوعی: چه اتفاقی افتاده است، ای خدا، که در شبهای تنهاییام نمیتوانم به آرزوهایم برسم؟ هرچند که به تو دعا میکنم و خواستههایم را از تو میخواهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبها
کنون هم هست شب، لیکن سیاه از دود یاربها
خوش آن شبها که پیشش بودمی گه مست و گه سرخوش
جهانم میشود تاریک چون یاد آرم آن شبها
همیکردم حدیث ابرو و مژگان او هردم
[...]
چو اشک خویشتن غلتم میان خاک و خون شبها
ز رشک آنکه بینم جام می را لب بر آن لبها
شدی مشهور شهر آنسان که همچون سوره یوسف
همیخوانند طفلان قصه حسنت به مکتبها
به خواب ار بر درت یابند جا جانهای مشتاقان
[...]
مه من در شبستان چونکه نو شد جام می شبها
نماید از شفق می از حباب ریزه کوکبها
دهن شد چشمه حیوان ترا از عین نایابی
دو لعل جانفزای دلکشت آن چشمه را لبها
بیا ای ساقی مهوش بده آن جام چون آتش
[...]
من و بیداری شبها و شب تا روز یاربها
نبیند هیچکس در خواب، یارب! اینچنین شبها
گشادی تا لب شیرین به دشنام دعاگویان
دعا میگویم و دشنام میخواهم از آن لبها
خدا را! جان من، بر خاک مشتاقان گذاری کن
[...]
ز شهر دوست میآیم پیام عشق بر لبها
به تلقینی کنم آزاد طفلان را ز مکتبها
بگو منصور از زندان اناالحق گو برون آید
که دین عشق ظاهر گشت و باطل ساخت مذهبها
چُو من هر کَس طبیبی دارد ، از زحمت چه غم دارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.