بماندم چیز و کس را انت حسبی
براندم خار و خس را انت حسبی
پر و بالی گشادم در هوایت
شکستم این قفس را انت حسبی
ترا خواهم ترا خواهم به جز تو
نخواهم هیچکس را انت حسبی
همین خواهم که حیران تو باشم
نه بینم پیش و پس را انت حسبی
درون دل نمیدانم چه غوغاست
نخواهم این جرس را انت حسبی
درون سر نمیدانم چه سوداست
نخواهم بوالهوس را انت حسبی
نفس بی یاد تو گر میزند فیض
نخواهم آن نفس را انت حسبی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از فراق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که هیچ چیز و هیچ کس جز او برایش ارزش ندارد. او از قفس تن خود رهایی میجوید و در آرزوی پرواز در عشق معشوق است. به جز معشوق هیچکس را نمیخواهد و تنها خواستهاش حیرت و شگفتی در عشق اوست. شاعر به تشویش درون دل و ذهن خود اشاره میکند و از اینکه دستاوردی از یاد معشوق داشته باشد، بینیاز است. در نهایت، او زندگی بدون یاد معشوق را نمیخواهد و به شدت به او وابسته است.
هوش مصنوعی: من در حالتی ماندهام که نه چیزی دارم و نه کسی را، فقط به خاطر نسبت و اعتبار خودم، از خار و خس خود را دور میکنم.
هوش مصنوعی: در عشق تو، آزادی را تجربه کردم و از محدودیتها رهایی یافتم.
هوش مصنوعی: من فقط تو را میخواهم و هیچکس دیگری برایم اهمیت ندارد، این نشان از نسب و جایگاه من است.
هوش مصنوعی: من همین را میخواهم که در حیرت تو باشم و نه به گذشته یا آینده فکر کنم، فقط تو را در نظر دارم.
هوش مصنوعی: در دل من نمیدانم چه آشفتگیای وجود دارد و نخواهم که این صدا و ندا را بشنوم.
هوش مصنوعی: در دل من نمیدانم چه سودی وجود دارد و نمیخواهم به دنبال هوسرانی بروم؛ من افتخار نسبی خود را کافی میدانم.
هوش مصنوعی: اگر نفس من بدون یاد تو به حرکت درآید، من آن نفس را نمیخواهم؛ تو برای من کافی هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.