تا بکی در مقام نازی تو
چه شود گر بما بسازی تو
حسن رویت ز عشق دارد ساز
از چه با عاشقان نسازی تو
دست پرورد عشقبازی ما
نشود گر بما نبازی تو
ز آینه عشق ما نمود رخت
سزد الحق بما بنازی تو
در تو یکذره از حقیقت نیست
پای تا سر همه مجازی تو
مینوازش بلطف خود گاهی
گرچه از فیض بینیازی تو
مردم از غم سحر نخواهی شد
شب هجران چه بس درازی تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل به انتظارات عاشقانه و دردهای انسانی اشاره دارد. شاعر از معشوق میخواهد که به عشق و محبت نسبت به او پاسخ دهد و از او میخواهد که با زیباییهایش بر دل عاشقان ببالد. او به شکلی کنایهآمیز به عدم واقعیت در درون معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که عشق و زیبایی او، در حقیقت، تأثیراتی مجازی دارند. در نهایت، شاعر ابراز ناامیدی از غم و دوری میکند و طولانی بودن شب هجران را یادآور میشود.
هوش مصنوعی: تا کی باید در انتظار لطف و ناز تو بمانم؟ چه میشود اگر با ما مدارا کنی؟
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات به عشق مربوط میشود، چرا با عاشقان خود نمیرقصی؟
هوش مصنوعی: اگر تو در عشق به ما بیتوجهی کنی، دل ما هرگز به تو وابسته نخواهد شد.
هوش مصنوعی: از آینه عشق، تصویر تو را میبینم و حقاً شایسته است که به خودت ببالید.
هوش مصنوعی: در وجود تو هیچ حقیقی وجود ندارد و تمامیت تو تنها به دنیای مجازی و غیرواقعی تعلق دارد.
هوش مصنوعی: گاهی با لطف و محبت خود، ما را نوازش کن، هرچند که تو از نعمت بینیازی برخورداری.
هوش مصنوعی: توی شبهای تنهایی و دوری، هیچوقت انتظار نداشته باش که با غم و اندوه صبح بخیزی؛ چون شبهای دوری خیلی طولانی و سخت میگذرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که ننازد ز کارسازی تو
که بترسد ز بینیازی تو
تا کند صید سحرسازی تو
جاودان را خیال بازی تو
ای که بر قصر کوشک سازی تو
پیه بر دنبه میگدازی تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.