تا بعشق تو جان و دل بستم
رستم از خویش و با تو پیوستم
تا بروی تو چشم بگشادم
کافرم گر بغیر دل بستم
تا بدیدم گشایش لطفت
بر دل انوار قهر را بستم
مزهٔ قهر یافتم در لطف
لطف در قهر هم مزیدستم
هوشیارم کنی گه مستی
هم ز تو هوشیار و هم مستم
تو همانی که بودی از اول
من دم تو بکهنه پیوستم
هستی تو بذات تو قایم
من دمی نیستم دمی هستم
تو بلندی ز خویشتن داری
من بتو عالی و بخود پستم
فیض در کفر دید ایمان را
تا که زلفت فتاد در شستم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ابیات بیانگر عشق و وابستگی عمیق شاعر به محبوبش هستند. شاعر میگوید که تمام وجودش را فدای عشق محبوب کرده و حتی اگر به کفر و بیدینی برود، باز هم دل به او بسته است. او از لطافت و قهر محبوب لذت میبرد و در هر دو حالت، نیکویی و زیبایی را مشاهده میکند. شاعر همواره در حالتی از هوشیاری و مستی به سر میبرد و نیروی عشقش او را به سمت محبوب میکشاند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که وجود او به وجود محبوب وابسته است و این وابستگی عمیقتر از هر چیزی در زندگیاش است.
هوش مصنوعی: تا به عشق تو جان و دل خود را سپردم، از خودم فاصله گرفتم و به تو ملحق شدم.
هوش مصنوعی: وقتی تو میروی، چشمانم را باز میکنم، حتی اگر به غیر از تو دل ببندم، هنوز حسرت تو را دارم.
هوش مصنوعی: وقتی لطف و محبت تو را دیدم، نورهای خشم و قهر را از دل خود دور کردم.
هوش مصنوعی: من تلخی قهر را در لطف و مهربانی تجربه کردم و در عین حال، از قهر هم به نفع خودم بهره بردم.
هوش مصنوعی: من هوشیارم که تو مرا بیدار میکنی، اما در عین حال در دوران مستی هم، هم هوشیار هستم و هم مست.
هوش مصنوعی: تو همان هستی که از ابتدا بودی و من به خاطر تو به گذشتهام وابستهام.
هوش مصنوعی: وجود تو وابسته به ذات خودت است و من در حقیقت هیچ وجودی ندارم و فقط لحظهای هستم.
هوش مصنوعی: تو از خودت بزرگتری و من به تو ارادت دارم، اما در درون خودم احساس کوچکی میکنم.
هوش مصنوعی: نعمت و برکت را در کفر و بیدینی دیدم، اما وقتی موهایت در دستم افتاد، ایمان را به دست آوردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نقش این کارنامه میبستم
تیر بوسید خامه و دستم
دوش در خواب دیو شهوت را
زیور دختری گسستستم
بیشک امروز شحنهٔ احداث
خواهد انصاف و من تهیدستم
جز به سعی تو دفع میناید
[...]
خواندم و سرّ هر ورق جستم
چون تورا یافتم ورق شستم
تو بلندی عظیم و من پستم
چکنم تا به تو رسد دستم
تا که سر زیر پای تو ننهم
نرسم بر چنان که خود هستم
تا چنین هستیی حجابم بود
[...]
بی خبر گشت عقل سرمستم
بیخود از جای خود برون جستم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.