شد تهی از عشق سر بی باده این میخانه ماند
صاحب منزل برون شد خشت و خاک خانه ماند
معنی انسان برفت و صورت انسان بجاست
جان ز تن می از قدح شد قالب و پیمانه ماند
سالها شد زینچمن گلبانگ عشقی برنخواست
از محبت صوت و حرف از عاشقی افسانه ماند
عاشق حسن مجازی عقل را در عشق باخت
حسن شد سوی حقیقت او چنین دیوانه ماند
شمع چون آگه شدی از سوز دل پروانه سوخت
سوخت شمع و داغ حسرت بر دل پروانه ماند
از برم رفت آن نگار و عقل و هوش از سر ببرد
یادگارم ز آن پری داغ دل دیوانه ماند
بار جان با عشق جانان بر نمیتابید دل
جان برونشد از تنم در دل غم جانانه ماند
بار هستی فیض بر گردن گرفت از بهر آن
کاشنای دوست گردد همچنان بیگانه ماند
هیچکس آگه نشد از سر این بحر شگرف
سوخت بس غواص را دم در صدف دردانه ماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حسرت و نبود عشق در زندگی میپردازد. شاعر از خالی شدن میخانهای که دیگر باده عشق در آن نیست، سخن میگوید و به نقش محبت و عشق در زندگی انسان اشاره میکند. همچنین، از دیوانگی عاشق و سوختن پروانه به خاطر شمع یاد میکند که نشاندهنده درد و رنج ناشی از عشق است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق و وجود محبوب، برای او بار سنگینی بوده و یادگار تلخ جدایی همچنان در دلش باقی مانده است. به طور کلی، شعر درباره فقدان عشق و رنجهای ناشی از آن است.
هوش مصنوعی: عشق در این میخانه به پایان رسیده و حالا این مکان بدون باده شده است. صاحبخانه از اینجا رفته و فقط دیوار و خاک این خانه باقی مانده است.
هوش مصنوعی: انسانیت و روح انسانیت از بین رفته و تنها ظاهر و شکل انسان باقی مانده است. جسم و تن انسان مانند یک ظرف خالی شده که محتویاتش بیرون رفته و فقط شکل آن باقی مانده است.
هوش مصنوعی: سالهاست که از این محفل، صدای عشق بلند نشده و از محبت، سخن و کلامی باقی نمانده است. قصهای از عاشقی تنها به یادگار مانده است.
هوش مصنوعی: عاشق زیبایی ظاهری شده و عقلش را در این عشق از دست داد. زیبایی حقیقی او را به سمت حقیقت کشاند و اینگونه بود که دیوانهوار به دنبال آن ماند.
هوش مصنوعی: وقتی شمع فهمید که پروانه از عشق او میسوزد، خودش نیز به خاطر حسرت پروانه سوخت و در دل پروانه تنها داغی از آرزو باقی ماند.
هوش مصنوعی: آن معشوق از پیشم رفت و همهی هوش و حواسم را از دست دادم. نشانهای از آن فرشته در دلم باقی مانده و این عشق دیوانهام را رنج میدهد.
هوش مصنوعی: دل عاشق نتوانست وزن سنگین عشق محبوب را تحمل کند و از بدن جدا شد و در درون، تنها غم عشق باقی ماند.
هوش مصنوعی: باری از زندگی بر دوش فردی قرار گرفته است تا به خاطر محبت دوست، به نوعی احساس بیگانگی کند.
هوش مصنوعی: هیچکس از عمق این دریای بزرگ و پر راز خبر نداشت و به همین خاطر بسیاری از غواصان در تلاش برای دستیابی به گوهری ارزشمند، به درد و رنج گرفتار شدند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماند
مشک رفت از خانه اما بوی او در خانه ماند
خانه ناموس کندم از پی گنج مراد
آن نیامد عاقبت در دست و این ویرانه ماند
شمع چندان سر کشید از ناز کز برق فنا
[...]
بدعت برگرد سرگشتن گر از پروانه ماند
دور گردیها زمعشوق از من دیوانه ماند
من که صد میخانه می کردم تهی در یک نفس
زان لب میگون دهانم باز چون پیمانه ماند!
گریه ام در دل گره شد، ناله ام بر لب شکست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.