یک نفس بی یاد جانان برنمیآید مرا
ساعتی بی شور و مستی سرنمیآید مرا
سر به سر گشتم جهان را خشک و تر دیدم بسی
جز جمال او به چشمم تر نمیآید مرا
هم محبت جان ستاند، هم محبت جان دهد
بی محبت هیچ کاری بر نمیآید مرا
شربت شهد شهادت کی به کام دل رسد
ضربتی از عشق تا بر سر نمیآید مرا
جان بخواهم داد آخر در ره عشق کسی
هیچ کار از عاشقی خوشتر نمیآید مرا
تا نفس دارم نخواهم داشت دست از عاشقی
یک نفس بی عیش و عشرت سرنمیآید مرا
غیر وصف عاشق و معشوق و حرف عشق، فیض
درّی از دریای فکرت بر نمیآید مرا
گر سخن گویم دگر از عشق خواهم گفت و بس
جز حدیث عشق در دفتر نمیآید مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و محبت سخن میگوید و بیان میکند که زندگی بدون یاد محبوب برایش امکانپذیر نیست. او تمام جهان را دیده، اما جز جمال محبوب هیچ چیز دیگری برایش خوشایند نیست. عشق برای او نه تنها جانفرساست، بلکه جانبخش نیز هست و بدون آن هیچ کار مهمی برایش نمیتواند انجام شود. عشق به او حیات میدهد و او تا زمانی که نفس میکشد از آن دست نخواهد کشید. او فقط درباره عشق و موضوعات مربوط به آن فکر میکند و هرچه میگوید، تنها در مورد عشق است.
هوش مصنوعی: بغیر از یاد محبوب، حتی یک لحظه نمیتوانم نفس بکشم و برایم ممکن نیست که ساعتی بدون شور و شوق زندگی کنم.
هوش مصنوعی: من در هر گوشه از جهان، چه خشک و چه تر، گردیدهام و چیزهای زیادی دیدهام، اما جز زیبایی او، هیچ چیز دیگری برایم جاذبهای ندارد.
هوش مصنوعی: محبت میتواند جان را بگیرد و در عین حال جان را هم به انسان ببخشد. بدون محبت، هیچ کاری از من بر نمیآید.
هوش مصنوعی: چگونه میتوان به خوشی و رضایت رسید، در حالی که عشق هنوز ضربتی بر سرم نزده و احساس واقعی را تجربه نکردهام؟
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، جانم را با کمال میل میدهم، چرا که هیچ چیزی برای من از عاشقی دلپذیرتر نیست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندهام، هیچگاه از عشق دست نخواهم کشید. برای من یک لحظه بدون لذت و خوشی نمیگذرد.
هوش مصنوعی: غیر از توصیف عاشق و معشوق و صحبت درباره عشق، دیگر هیچ چیزی از دنیای فکر و اندیشهام برایم نخواهد آمد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم صحبت کنم، فقط از عشق صحبت میکنم و هیچ موضوع دیگری برایم مهم نیست. فقط موضوع عشق در زندگیام جای دارد و به غیر از آن صحبت نمیکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آفتاب وصل جانان بر نمی آید مرا
وین شب تاریک هجران سرنمی آید مرا
دل همیخواهد که جان در پایش افشانم ولی
یکنفس آن بیوفا بر سر نمی اید مرا
طالع شوریده بین کان مایهٔ شوریدگی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.