روم از هوش اگر بینم بکامت
ندارم طاقت شرب مدامت
خیالت کَر بخاطر بگذرانم
روم از خویشتن بیرون تمامت
نمی یارم بنزدیک تو آمد
که دورست از طریق احترامت
نیم چون قابل بزم وصالت
ببو خرسندم و تکرار نامت
خوشا آن سر که در پای تو باشد
خوشا آن چشم که بیند صبح و شامت
بخود دیگر نیاید تا قیامت
سری کو جرعه نوشد زجامت
شود آزاد از دنیا وعقبی
اگر مرغ دلی افتد بدامت
مبارک طایری فرخنده مرغی
که صبح و شام گردد گرد بامت
چو برخاک رهی افتد گذارت
نهم آنجا جبین بر نقش گامت
کنم جانرا فدای خاک پایش
کسی کارد بنزد من پیامت
جهانی پر شود از نقل و باده
کند چون ناقلی نقل کلامت
سلامت در سلامت باشد او را
که روزی گردش روزی سلامت
ندانم تا چه مستی ها کند فیض
چه گوئی کیست یا چیست نامت
سخن کوته کنم تا کس نگوید
که چند و چند ازین گفتار خامت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلدادگی است. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند و از عشق و زیبایی او صحبت میکند. او میگوید که اگر او را ببیند، از خود بیخود میشود و نمیتواند طاقت دوری را داشته باشد. همچنین، شاعر به ارزش و مقام معشوق اشاره میکند و ابراز میکند که هر چیزی در زندگیاش به عشق او وابسته است. او از شوق دیدار و دلتنگیهایی که برای معشوق دارد مینویسد و به زیبایی لحظاتی که در کنار او میگذرد، تأکید میکند. در نهایت، شاعر خواستهاش را فدای معشوق کرده و در آرزوی نزدیکی به اوست.
هوش مصنوعی: اگر ببینم که تو را در حالت عشق و شادابی، از خود بیخود میشوم و طاقت ندارم شراب عشق تو را به طور مداوم بنوشم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به یاد تو بپردازم، در دلم آرزو دارم که از خودم فاصله بگیرم و فقط تو را در ذهن خود داشته باشم.
هوش مصنوعی: نمیتوانم به نزدیکی تو بیایم، زیرا فاصلهام از راه و روش احترام به تو زیاد است.
هوش مصنوعی: مانند میوهای که در بزم عشق تو دلی شاد و سرشار از شادی دارم، و تکرار نام تو برایم خوشایند است.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که سرش در پای تو باشد و خوشا به حال چشمی که صبح و شب تو را ببیند.
هوش مصنوعی: هرگز کسی که یک بار طعم زندگی را بچشد، نمیتواند به گذشته برگردد و مانند قبل زندگی کند.
هوش مصنوعی: اگر دل یک مرغی به دام تو بیفتد، او از بند دنیا و آخرت رها میشود.
هوش مصنوعی: مبارک است آن پرندهای خوششانس که صبح و شب بر فراز بام تو پرواز میکند.
هوش مصنوعی: اگر به جایی برسی که پاهایت بر زمین گذاشته شده است، من آنجا پیشانیام را بر نشانههای قدمهایت میگذارم.
هوش مصنوعی: من جانم را فدای خاک پای او میکنم، اما کسی با پیامی به من نزدیک نمیشود.
هوش مصنوعی: دنیا پر از حرف و داستان خواهد شد و مانند نقلکنندهای، سخنان تو را بازگو میکند.
هوش مصنوعی: کسی که در سلامتی است، به خوبی روزهایش را میگذرانده و از روزیهای خوب بهرهمند است.
هوش مصنوعی: نمیدانم فیض چگونه میتواند انسان را به حالتهای مختلف مستی ببرد، تو چه کسی هستی یا نامت چیست؟
هوش مصنوعی: من سخن را کوتاه میکنم تا کسی نگویید که چرا و چه قدر از این حرفهای بیهوده میزنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بلرزم چون بیندیشم ز نامت
بدین دل چون توانم جست کامت
بصر در خواب و دل در استقامت
زبانش امتی گو تا قیامت
تو امّید منی اندر قیامت
ندارم گرچه جز درد وندامت
طناب عمرتان اندر سلامت
بهم پیوسته بادا تا قیامت
خرامان میرود آن سرو قامت
جهانی را از آن قامت قیامت
مؤذن گر ببیند قامتت را
فراموشش شود تکبیر و قامت
امام از شوق آن شکل و شمایل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.