گنجور

بخش ۴ - گفتار اندر آفرینش مردم

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب
 

چو زین بگذری مردم آمد پدید

شد این بندها را سراسر کلید

سرش راست بر شد چو سرو بلند

به گفتار خوب و خرد کاربند

پذیرندهٔ هوش و رای و خرد

مر او را دد و دام فرمان برد

ز راه خرد بنگری اندکی

که مردم به معنی چه باشد یکی

مگر مردمی خیره خوانی همی

جز این را نشانی ندانی همی

ترا از دو گیتی برآورده‌اند

به چندین میانجی بپرورده‌اند

نخستین فطرت پسین شمار

تویی خویشتن را به بازی مدار

شنیدم ز دانا دگرگونه زین

چه دانیم راز جهان آفرین

نگه کن سرانجام خود را ببین

چو کاری بیابی ازین به گزین

به رنج اندر آری تنت را رواست

که خود رنج بردن به دانش سزاست

چو خواهی که یابی ز هر بد رها

سر اندر نیاری به دام بلا

نگه کن بدین گنبد تیزگرد

که درمان ازویست و زویست درد

نه گشت زمانه بفرسایدش

نه آن رنج و تیمار بگزایدش

نه از جنبش آرام گیرد همی

نه چون ما تباهی پذیرد همی

ازو دان فزونی ازو هم شمار

بد و نیک نزدیک او آشکار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نیما نوشته:

در خط شش میانچی باید عوض شود به میانجی

پاسخ: با تشکر، جایگزینی مطابق نظر شما انجام شد.

کامران نوشته:

شد این بندها را سراسر کلید یعنی چه؟

کامران نوشته:

مگر مردمی خیره خوانی همی
جز این را نشانی ندانی همی
یعنی چه؟

رسته نوشته:

معنی بیت ۵ مگر مردمی خیره خوانی همی …
بر می گردد به ۴ بیت پیش از آن به ویژه به مصرع دوم بیت ۴ که معنی مردم را از راه خرد بنگر . اگر پذیرنده ی هوش و رای نباشد معنی مردم ندارد مگر اسمی از مردم دارد، نشانی از مردم جز اسم ندارد.

ملک تاج شعلا نوشته:

درجواب کامران عزیز ، به نظر اینجانب درشعر آفرینش که از چهار عنصر اصلی آتش و آب و باد و خاک نام برده شده و همچنین سایر مخلوقات ، دراینجا به آفرینش انسان اشاره می کند وانسان را موجودی می داند که به نیروی خرد کلید اسرار کائنات می شود.

صادق نوشته:

بیت هفتم بر طبق شاهنامه تصحیح دکتر خالقی مطلق باید بصورت ” نخستینت ، فکرت پسینت شمار تو مر خویشتن را به بازی مدار ” نوشته شود. با تشکر از سایت بسیار خوب و ارزشمند شما

سعید نوشته:

متاسفانه تصحیح خالقی مطلق قدم به قهقرا بوده و غلطهای بسیار وارد شاهنامه کرده از جمله همین
نخستینت فطرت پسینت شمار… که کاملا بی معنی است همان که نوشته شده است درست میباشد.
هنوز نسخه لندن، مسکو و سن ژوزف بهترینند.

ابراهیم نوشته:

وزن و مفهوم مصراع “نخستین فطرت پسین شمار” شاید در نگاه اول سازگار نباشد و از این رو نیاز به دگرگونی در آن دیده شده … اما اگر این مصراع به درستی خوانده شود، می بینیم که وزن درست و معنی بسیار بالایی دارد: “نخستینِ فطرت، پسینِ شمار” : انسان از نظر سرشت نخستین و والاترین و از نظر شمارش، آخرین آفریده است.

امین کیخا نوشته:

میانجی انکس که به میان اید و کرانجی انکس که کناره گیری کند ، زهی شکر پارسی

مجتبی محمدی نوشته:

“نخستین فطرت ” “فطرت”درست به نظر نمی رسد،در تمام نسخ جز نسخه فلورانس “فطرت ” ضبط شده که با توجه به حدیث “اول الفکر آخر العمل” و بیت “اول اندیشه پسین شمار” نظامی ،و پس از آن کشف نسخه سن زوزف و مقاله دکتر نوریان بر همه مبرهن شد که “فکرت” صحیح است،لذا ‘نخستین فکرت پسین شمار’.

امین کیخا نوشته:

گزاییدن یعنی اسیب رساندن فعلی است که همه ساختار ها را دارد ،
اگر می به اندازه خوری کمتر گزاید . یعنی کمتر اسیب رساند .

شکوه نوشته:

گزیدن و گزش هم از آن ریشه است؟

دکتر ترابی نوشته:

گزاییدن آسیب رساندن است چنان که استاد کیخا فرموده اند. ( در ذخیره خوارزمشاهی بارها وبه درستی به کار رفته است)
گزیدن نیش زدن است و گزش و حتا گزانیدن
که واداشتن به گزش است نیز دیده شده است.

روفیا نوشته:

سرش راست بر شد چو سرو بلند
اشاره به قامت راست نخستیان دارد .
کاملترین پستانداران قبل از انسان چهار پا هستن و دو پا بودن انسان و استفاده نکردن از دست برای تحمل وزن , منجر به ازادی دستها و تکامل دست برای کارهای ظریفتر شد . به گفته برخی ریشه واژه human به معنای انسان واژه man به معنای دست است .
به عبارتی قامت راست انسان و سپس دست تکامل یافته او از وجوه اصلی تمایز انسان از سایر پستانداران است .

جواد نوشته:

من فکر میکنم هم فکرت میتونه باشه هم فطرت
اگر فکرت باشه به معنی اینه که انسان اولین آفریده شده ای هست که قدرت تفکر داره ورلی در نوبت آفرینش آخرینه
و اگر فطرت باشه (که البته جهانبینی حاکم بر این تفکر فکر میکنم منطبق با جهانبینی اسلامی باشه ) به این معنیه که انسان اولین موجودیست که خداوند تصمیم به خلقتش گرفت و در واقع هدف آفرینشه ولی آخرین مخلوق به لحاظ زمان خلقته
هر دو مفهوم زیباست

سیاوش بابکان نوشته:

ترا از دو گیتی برآورده اند

به چندین میانجی بپرورده اند!!

چندین میانجی؟؟ از زنجیر تکامل سخن میگوید استاد توس ؟؟؟ و این از حکیم توس شگفت نیست..

حمید نوشته:

توضیح در خصوص مصرع “شد این بندها را سراسر کلید” بند ترکیب و ترجیع ؛ بند ترکیب بیتی باشد که شاعر بعد از ایراد چند بیت به ردیف و قافیه ٔ دیگر بیاورد میخواهد بگوید که این ابیاتی که در مورد انسان و خلقت آن میآید کلید قفل ابیات قبلی می باشد

محمد چاپچی نوشته:

@کامران
مگر مردمی خیره خوانی همی/ جز این را نشانی ندانی همی
یعنی:
مگر این که «انسان بودن» را معادل «خیره بودن: متوجه و متعجب بودن» بخوانی/ وگر نه اشتراک دیگری در آدمیان نیست
(خیره بودن نه مثبت است نه منفی. یعنی خود خیره بودن که مخصوص آدم است و فرقش با نگاه حیوان در فهمی است که پشت نگاه خیرۀ آدم وجود دارد.)

کانال رسمی گنجور در تلگرام