ای برادر با تو گویم شرح عشق و عاشقی
تا نپنداری که این کار مزیح است و فسوس
عشق را اهل غرض وسواس گفتند و مرض
کش مداوا کار بقراطست و یا جالینیوس
راست گفتند این مرض باشد ولی عشقی که هست
مایة آمیزش دامادِ شهوت با عروس
گر به نام عشق خواند این مرض را جاهلی
تاج شاهی نیز همنامست با تاج خروس
گر بود در اصلِ خواهش مشتبه هم عیب نیست
گونة خورشید میماند به رنگ سندروس
ور شمارد هم کسی زاقسام عشقش دور نیست
در شمار پهلوانان رستمست و گیو و توس
عشق روحانیست بیرنگی زهر آلایشی
عشقِ شهوت نیست جز سرمایة آغوش و بوس
عشق شهوتدان که مجبولی تو در اخفای آن
عشق روحانی زند بر بام گردون طبل و کوس
در حقیقت عشق نبود غیر میل اتّحاد
میل سعدان با سعود و میل نحسان با نحوس
عاقبت عاشق شود در خاصیت معشوق محض
زانکه باشد این سلوک نفس نه لهو و فسوس
اتحاد عقل و معقولست و داند صدق این
هر که دارد در تعقّل مذهب فرفوریوس
هیأت اخلاق معشوقست علم عاشقان
بر مثال علم هیأت صنعت بطلیمیوس
فرضها دارند با خود در قیاسات وصال
فرضهایی کش ندارد در اُکّر تامسطیوس
قطرهای از جویبار عشق و صد دریای عقل
یک پیاده رستم و سیصد سوار اشکبوس
عشق روحانی اگر خواهی ز قرآن یاد گیر
نیست شرح عشق روحانی در ارشاد و دروس
نه، غلظ گفتم که مطلب از همه عشقست عشق
ورنه کار شرع و دین بازیچه بودی و فسوس
وعدة فردوس و قصر حور دانی بهر چیست؟
تا خدا را دوست دارد مرد در ضرّاء و بؤس
زاهدان بهر خدا ترک هوا کی میکنند
گر بدانند اهل جنّت ماکیانند و خروس؟
گرنه ناز و نعمتستی چه خرابه چه بهشت
ورنه عیش و عشرتستی چه هری گیر و چه طوس
خواهش طفلان پدر را نیست جز بهر مویز
مرد دانا خوب میفهمد زبان چاپلوس
عشق را از ما سوی غیر از خدا منظور نیست
خواه معشوق تو هندی باش و خواهی روم و روس
عشق اگر نبود ندارد فرقی از تسبیح سبز
گر تراشد سبحة صد دانه کس از آبنوس
عشق انتاج ار نباشد در قیاسات نظر
منطقی را بحث نبود از قضایا و عکوس
نفس نامردست او را در غرضها ره مده
چهرة زن را نمیزیبد به جز رنگ عبوس
لذت نفسی و عقلی را زهم فرقی بکن
گرچه بس دور است این را میدهدان آنرا سبوس
هر که از معشوق جز معشوق دارد در نظر
آن چنان باشد که از ماهی نداند جز فلوس
گرم گردیدن به آتش غیر آتش گشتن است
گر توانی فرق کردن بر تمیز تست بوس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توضیح عشق و معشقی میپردازد و تأکید میکند که عشق واقعی از لذتهای جسمانی و شهوت فاصله دارد. او عشق را نوعی ارتباط روحانی و عمیق میداند که بر پایه اتحاد و میل دو طرفه استوار است. شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که عشق واقعی باید خالص و بیغرض باشد و نباید تحت تأثیر خواستههای دنیوی قرار گیرد. در نهایت، او عشق را از جنبههای مختلف بررسی کرده و اشاره میکند که این احساس باید برای خداوند و به خاطر محبت به او باشد، نه به خاطر لذتهای دنیوی.
هوش مصنوعی: ای برادر، میخواهم به تو بگویم درباره عشق و عاشقی تا فکر نکنی که این موضوع تنها یک شوخی یا بازی است.
هوش مصنوعی: عاشقان واقعی به عشق همچون یک بیماری نگاه میکنند که نیاز به درمان دارد، و برای درمان این بیماری از نظرات و تجویزهای پزشکان نامی چون بقراط و جالینیوس بهره میبرند.
هوش مصنوعی: این میگوید که درست است که این حس عشق ممکن است نوعی مشکل به حساب بیاید، اما عشقی که وجود دارد، در واقع نتیجهی پیوندی است که میان تمایلات شهوانی و احساسات عاطفی شکل میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی این درد را با نام عشق بشناسد، باید بداند که اینکه تاج شاهی به چهرهای دیگر شبیه باشد، به معنی ارزش و منزلت آن نیست.
هوش مصنوعی: اگر در اصل خواستهها و آرزوها اشتباهاتی وجود داشته باشد، اشکالی ندارد؛ چون مانند رنگ قرمز درخشان و زیبا است که به رنگ درخت سدر شباهت دارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که عشق را در انواع مختلفش بجوید، در واقع در ردیف بزرگانی چون رستم، گیو و توس قرار دارد.
هوش مصنوعی: عشق حقیقی و روحانی، خالی از آلودگیها و زشتیهای دنیوی است و به هیچوجه به تمایلات جسمانی و شهوت مربوط نیست. این عشق تنها به دستاوردهایی همچون نزدیکی و محبت میانجامد.
هوش مصنوعی: عشق را مانند شهوت بدان که تو در پنهان کردن آن ناتوانی و این عشق معنوی در آسمان به صدا درآمده و به طبل و شیپور تشبیه شده است.
هوش مصنوعی: در واقع، عشق چیزی جز تمایل به اتحاد نیست، مانند تمایل دو چیز به هم پیوستن و ارتباط پیدا کردن.
هوش مصنوعی: در نهایت، عاشق به ویژگیهای معشوق خالص خود پی خواهد برد، زیرا این نوع سیر و سلوک، از جنس نفس و روح است و نه صرفاً سرگرمی و بیمحتوایی.
هوش مصنوعی: عقل و چیزهایی که به آن مرتبط است، یکپارچه و هماهنگ هستند، و تنها کسانی که در درک و تفکر به مذهب فرفوریوس پایبندند، میتوانند حقیقت این موضوع را بفهمند.
هوش مصنوعی: معنای این بیت این است که ویژگیها و صفات معشوق، مانند دانشی است که عاشقان درباره او به دست میآورند. این دانش به شکلی است که میتوان آن را شبیه به علم و دانش در رشتههای مختلف، مثل نجوم که بطلمیوس به آن پرداخته، دانست. به عبارتی، درک عاشق از معشوق به اندازهای دقیق و عمیق است که به علم و دانش تکیه دارد.
هوش مصنوعی: فرضهای مختلفی در ذهنها شکل میگیرد که نشاندهنده تلاشها برای درک و رسیدن به پیوندهای عمیق است، اما در حقیقت، این تلاشها ممکن است به نتیجهای نرسند و به صورت خالی باقی بمانند.
هوش مصنوعی: نقطهای از جریان عشق میتواند به اندازهی صدها دریای عقل ارزشمند باشد، مانند یک رستم پیاده در برابر سیصد سوار کارزار.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی عشق معنوی را بیاموزی، به قرآن مراجعه کن زیرا هیچکدام از آموزشها و نوشتهها به اندازه قرآن نمیتوانند عشق واقعی را توضیح دهند.
هوش مصنوعی: نه، من عمداً گفتم که اصل مطلب عشق است؛ عشق واقعی، وگرنه کارهای شرع و دین فقط بازی و سرگرمی بودند.
هوش مصنوعی: ببینی که بهشت و کاخهای زیبا برای چه کسی است؟ این پاداش برای آن است که انسان در سختیها و دشواریها خدا را دوست داشته باشد.
هوش مصنوعی: زاهدان برای خدا میل و خواستههای دنیوی را رها نمیکنند، مگر اینکه دانسته باشند که اهل بهشت مانند مرغها و خروسها زندگی میکنند.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و نعمت را نادیده بگیری، فرقی نمیکند که در ویرانهای باشی یا در بهشت. و اگر لذت و خوشی را نادیده بگیری، فرقی نمیکند که در وسط یک جشن باشی یا در شهر طوس.
هوش مصنوعی: خواستههای فرزندان از پدر تنها به خاطر کسب مویز (انگور خشک) است و مرد دانا خوب میفهمد که چگونه زبان تملقگویان را بشناسد.
هوش مصنوعی: عشق واقعی تنها به خداوند مربوط میشود و هیچ چیز دیگری نمیتواند جای آن را بگیرد، حتی اگر محبوب تو از هر گوشهای از دنیا باشد.
هوش مصنوعی: اگر عشق وجود نداشته باشد، هیچ فرقی با تسبیح سبز ندارد؛ حتی اگر تسبیحی از صد دانه با چوب آبنوس باشد.
هوش مصنوعی: اگر عشق حاصل نشود، بحث درباره قیاسها و استدلالهای منطقی بیمعنا خواهد بود و دیگر بررسی مسائل و تفکرات در این زمینه فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: نفس انسان در کارهای ناپسند و نادرست قابل اعتماد نیست؛ بنابراین در اهداف و مقاصدش به او اعتماد نکن. زیبایی چهره زن را فقط به حالت عبوس او نمیتوان محدود کرد.
هوش مصنوعی: لذتهای روحی و عقلانی را از یکدیگر جدا کن، هرچند که این دو از هم بسیار فاصله دارند. یکی از آنها را میدانند و دیگری را به صورت فرعی یا غیرمستقیم به دست میآورند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به غیر معشوق خود توجه کند، در نظر او مانند کسی است که جز از طلا، چیزی از ماهی نمیداند.
هوش مصنوعی: این آتش به معنای شور و حرارت عشق است و این که اگر کسی بخواهد از این شور و حرارت دور شود، تنها خود را به آتش میزند. اگر بتوانی، باید تفاوتها را بشناسی و درک کنی که چه چیزی واقعاً تو را گرم میکند و چه چیزی فقط ظاهری از گرما دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای توئی بیچارگان را چاره و فریادرس
ایزد از هر دو بند و سختی مر ترا فریادرس
هرکه را رنجی بدو آمد تو برداری ازو
بر ندارد رنج تو جز کردکار پاک و بس
جز بکردار نشاط و ناز نگذاری قدم
[...]
ای بنظم آراستن با سعد اکبر هم نفس
مدح سعدالملک مسعود بن اسعد گوی و بس
آنکه نفس ناطقه از سینه ارباب نظم
بهر سلک مدح او در نفیس آرد نفس
صدر عالی رأی ملک آرای دستوری که بر
[...]
در ضمیر ما نمیگنجد بغیر از دوست کس
هر دو عالم را به دشمن ده، که ما را دوست بس
یاد میدار آنکه: هستی هر نفس با دیگری
ای که بییاد تو هرگز بر نیاوردم نفس
میروی چون شمع و خلقی از پس و پیشت روان
[...]
ز اقتضای دور گردون گر پدید آید ترا
چند روزی در جهان بر قول و فعلی دسترس
بشنو از ابن یمین پندی بغایت سودمند
با سلامت عمر اگر داری بسر بردن هوس
بدمگوی و بدمکن با هیچکس در هیچ حال
[...]
هست پیغامی مرا کو قاصدی مشکین نفس
سست میجنبد صبا ای صبح کار توست و بس
پیش خورشید مرا کاریست وانگه غیر صبح
کیست کو در پیش خورشیدی تواند زد نفس؟
ای نسیم صبح بگذر بر شبستانی که گشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.