دلم از غصّه رنجورست امشب
زتن آسایشم دورست امشب
بخواهد آهم از گردون گذشتن
کمان ناله پرزورست امشب
به چشم ماه میل سُرمة آه
کشم چندانکه مقدورست امشب
ز آغوش خیالم چشم بد دور
که آسایشگه حورست امشب
تو ای ناصح دماغ خود مرنجان
شکیبایی زمن دورست امشب
جهان تنگست بر من چون دل مور
مرا گویی شب گورست امشب
دو عالم تیره شد فیّاض گویی
چراغ ماه بینورست امشب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات غمانگیز و تنهایی خود صحبت میکند. او به کمبود شراب و روشنایی در مجلس اشاره میکند و میگوید که امشب هیچ چیز روحافزا نیست. دلش پر از اندوه است و اشکهایش به خواب نمیروند. بروز طوفان و نزدیکی به ساحل به نوعی حاکی از بیقراری است و شاعر احساس میکند در این شب شرایط خوبی ندارد. او به زیباییهای معمولی نیز اشاره میکند و بر بیرمق بودن آن شب تأکید میکند. در کل، شاعر احساس یأس و ناامیدی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: امشب دل من از درد و غم بیمار است و از آرامش دورم.
هوش مصنوعی: امشب آسمان به من اجازه نخواهد داد که با صدای بلند ناله کنم.
هوش مصنوعی: امشب به اندازهای که میتوانم، اشک و غم خود را در چشمان ماه سرازیر میکنم.
هوش مصنوعی: از خیال و رویاهایم دور باش که امشب مکان آرامش من مانند بهشت است.
هوش مصنوعی: ای مشاور، مرا آزرده نکن. صبر و شکیبایی من امروز در دست تو نیست.
هوش مصنوعی: دنیا برای من تنگ و کوچک است، مانند دل یک مورچه، گویی امشب شب قبر است و احساس تنهایی و غم دارم.
هوش مصنوعی: امشب دنیا به شدت تاریک شده، انگار که ماه نورش را از دست داده و هیچ نوری به ما نمیتابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.