همین نه مرهم دلهای خسته است شراب
که مومیایی رنگ شکسته است شراب
گل شکفتگی از جام باده سیرابست
کلیدِ فتحِ در عیشِ بسته است شراب
طلسم توبة ما را که زاهدان بستند
به یک تبسّم ساغر شکسته است شراب
به صد فسون ز دلم مهر باده نتوان برد
چو حرف راست به طبعم نشسته است شراب
تو خواه خبث زن و خواه مدح کن فیّاض
ز حدّ ما و تو عمریست رسته است شراب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و اندوه خود سخن میگوید و احساس میکند که امشب وضعیت روحیاش بسیار خراب است. او میخواهد که از ناراحتیها و مشکلاتش رها شود و اذعان میکند که در دلش جایی برای آرامش نیست. به نظر میرسد که او به شدت احساس تنهایی و تنگنایی میکند و شب را شبی سیاه و بدون نور میبیند. در پایان به ناصح خود اشاره میکند و میگوید که شکیبایی او در این شب سخت به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: شراب تنها تسکینی برای دلهای رنجور و خسته است و به نوعی مثل مومیایی است که رنگ و حالت خود را از دست داده.
هوش مصنوعی: گل شکوفه زده به خاطر خوشی و سرزندگی ناشی از شراب است و این نوشیدنی، راهگشای ورود به لذتها و شادیهای زندگی است.
هوش مصنوعی: زاهدان با اعمال و دستورات سخت خود، ما را به حالتی گرفتار کردهاند که نمیتوانیم از آن رهایی یابیم، اما یک لبخند ساده میتواند این طلسم را بشکند و ما را به حال خوشی برگرداند. این لبخند مانند یک جرعه شراب است که تمام غم و اندوه را از دل بیرون میکند.
هوش مصنوعی: دل من به صد کرشمه و جادو نمیتواند محبت نوشیدنی را ترک کند، همانطور که حرف راست به طبیعیتم نفوذ کرده است.
هوش مصنوعی: هرچند که تو میخواهی بدی زن را نشان دهی یا او را ستایش کنی، اما فیاض به اندازهای بیش از حدِّ ما است و تو هم سالهاست که از شراب در حال رهایی هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.