ها مژده که جانانه خرامید به صحرا
با شیشه و پیمانه خرامید به صحرا
از خواب دگر وا نشود چشم غزالان
کان لعل پر افسانه خرامید به صحرا
در دشت که زد آتش رخساره که دیگر
هر شمع چو پروانه خرامید به صحرا!
محمل شده میخانه ز عکس لب لیلی
ناقهست که مستانه خرامید به صحرا
هر برگ درین دشت ترا آینه دارست
گویی که پریخانه خرامید به صحرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد که چهرهای صاف و موهایی سیاه دارد. او به عواطف و احساسات دردناک ناشی از عشق اشاره میکند و از تضاد بین شادی و غم در این عشق سخن میگوید. شاعر میخواهد از این عشق پنهانی با جذبیتهای خاصش لذت ببرد، اگرچه میداند که ممکن است این عشق به او آسیب برساند. همچنین، شاعر به جذابیتهای ظاهری و فریبندگی معشوق اشاره میکند که باعث ایجاد آشفتگی در دلش میشود.
هوش مصنوعی: آی خوش خبری! محبوب من به صحرا قدم گذاشت و با دلربایی و لذت، در کنار شیشه و پیمانه به راه افتاد.
هوش مصنوعی: چشمهای غزالان دیگر از خواب بیدار نخواهند شد، زیرا که آن نگین جذاب و افسانهای به آرامی در دشت راه میرود.
هوش مصنوعی: در دشت، هنگامی که زیبایی چهرهای مانند آتش درخشید، دیگر هر شمعی بهسان پروانهای در صحرا جستوخیز کرد.
هوش مصنوعی: در میخانه، حال و هوای ویژهای برپاست، زیرا تصویر لبان لیلی همچون سمندست که در صحرا با طمانینه میسازد، در فضا پخش شده است. این احساس شاداب و سرمستی را در میان مستان به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: هر برگ در این دشت مانند آینهای است که زیبایی و لطافت پرندهای را که در صحرا در حال حرکت است، منعکس میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.