گر نه ابراهیم عهد خود بود جانان من
چون کند جا در دل چون آتش سوزان من!
از ازل کردند در خونریزی من اتّفاق
خنجرش را آشناییهاست با مژگان من
درهم از همچشمی بخت سیاه عاشقست
نیست بیباعث پریشان طرّة جانان من
گر فدا کردم به راهت دین و ایمان را چه غم
دین و ایمانم تویی، دین من و ایمان من
گر چنین فیّاض از مژگان تراود سیل خون
میشود رسوای عالم حسرت پنهان من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر بیانگر عواطف عمیق عشق و احساس فراق است. شاعر خود را به بلبلی تشبیه میکند که در گلشن کویت و چمن خود گم شده است. او به یاد معشوق خود میافتد و با ابراز احساساتش، میگوید که بسیاری از مردم از اشعار او به یاد معشوقش پی بردهاند. همچنین شاعری تشبیه میشود که در فراق معشوقش، شعلهای بسوزد و نوری در شب تار هجران بیافریند. در پایان، ناتوانی او در توصیف جنبههای خوشی و غم زندگیاش را نشان میدهد و بیان میکند که تنها چیزی که میتواند بگوید، پریشانی و درد دلش است.
هوش مصنوعی: اگر ابراهیم به وعدهاش عمل نمیکرد، معشوق من چگونه میتوانست در دل من جا بگیرد، در حالی که عشق او مانند آتش سوزان است؟
هوش مصنوعی: از آغاز، سرنوشت خون ریزی من را رقم زدند و آشنایی خنجر با مژگان من به نوعی درهم تنیده است.
هوش مصنوعی: عشق بیدلیل و بدون علت، باعث پریشانی و ناآرامی جان من شده است و همه اینها ناشی از نیش زدن بخت بد من است.
هوش مصنوعی: اگر برای تو جانم و ایمانم را فدای تو کردم، چه غمی دارم؟ چون دین و ایمان من خود تو هستی.
هوش مصنوعی: اگر این چشمان پرمهرت، همچون سیلی از خون بریزد، همه دنیا از حسرت پنهان من آگاه خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
منتی باشد ز تو بر جان من
گربری این سستی از دندان من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.