گر جام میی داری عزم لبِجویی کن
ور مهر بتی داری فکر سر کویی کن
ای غنچه سری داری در راه بتی در باز
وی گل دهنی داری وصف گل رویی کن
دانم که وفایی نیست ای چرخ ترا باری
چون خاک کنی ما را در کار سبویی کن
این خواب هوس تا کی، شد فوت نماز عشق
از خون دل و دیده بر خیز وضویی کن
فیّاض درین وادی راهیست به سر منزل
هر چند نمییابی، باری تک و پویی کن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دل خود توصیه میکند که دیگر به خاطر محبت افرادی که لیاقت آن را ندارند، زحمت نکشد. او از شنونده میخواهد که عبرت بگیرد و از دشمنی با خود دست بردارد و دوستی با دیگران را فراموش کند. همچنین میگوید که اگر به اوج و بلندی نمیرسد، نباید خود را اذیت کند و باید از تلاشهای بیفایده پرهیز کند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که تکمیل نقایص و کاستیها کنار افرادی که خود ناقص هستند، بیفایده است.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از شراب سرمست شوی، به سوی جوی آب برو و اگر دلی به معشوقی داری، به یاد او در فکر سر کوی او باش.
هوش مصنوعی: ای غنچهای که زیبایی خاصی داری، در کمال شکفتن و جوانه زدن، یادی از معشوق در دل داری. در هنگام باز شدن، بگذار که زبانی برای وصف زیبایی گلبرگت داشته باشی.
هوش مصنوعی: میدانم که وفا و صداقتی در کار تو نیست؛ ای زمانه، تنها به من اجازه بده که همچون خاک در دستانت باشم تا در نقش خاک به کار گرفته شوم.
هوش مصنوعی: این آرزوی خوابآلود تا چند ادامه خواهد داشت؟ عشق و احساسی که دارم، تحت تاثیر درد دل و اشک به هدر رفته است. حال باید برخیزم و خود را آماده کنم.
هوش مصنوعی: در این بیابان، راهی به سوی منزل مقصود وجود دارد؛ هرچند شاید آن را پیدا نکنی، اما به هر حال حرکت کن و تلاش را ادامه بده.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.