راه بیرون شد درین دشت الم گم کردهایم
آهوییم و پیش این صیّاد رم گم کردهایم
غیرتش نگذاشت کآییم از در هستی درون
خویشتن را در بیابان عدم گم کردهایم
بعد وصل کعبه دوری باب مشتاقان نبود
بستهایم احرام و خود را در حرم گم کردهایم
موسی وقتیم و افتاده ز چشم کوه طور
عیسی عهدیم و نقد فیضِ دم گم کردهایم
زادة دردیم، اسباب طرب از ما مجوی
وجه شادی در ره تحصیل غم گم کردهایم
آشیان بر بوتة خاری نهادیم و خوشیم
ما که پرواز گلستان ارم گم کردهایم
پادشاهانیم و گردون پای تخت ما، ولی
بیمبالاتی نگر طبل و علم گم کردهایم
خدمت بتخانه گر کردیم عیب ما مکن
ما کلید کعبه در بیتالصّنم گم کردهایم
در ره دل عقل و هوش اول قدم در باختیم
بهر یک آیینه چندن جام جم گم کردهایم
راه اگر پیدا شود معلوم خواهد شد که ما
اندرین وادی رهی در هر قدم گم کردهایم
ره بسی گم شد درین وادی ز ما فیّاض لیک
راه نزدیکی چنین هموار، کم گم کردهایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تأملاتی دربارهٔ زندگی و عشق میپردازد. او از دوراهیهای زندگی و فداکاریهایی که برای دیگران کردهاند سخن میگوید. همچنین به حسرت و نالههای قلبی خود اشاره میکند و از آتش عشق و تأثیر آن بر دلها میگوید. شاعر همچنین به این نکته میپردازد که عشق، از عمق احساسات خود، ارتباطی عمیق میان دلها ایجاد میکند، در حالی که آنها خود را در عشق گم کردهاند. در نهایت، به این موضوع اشاره میکند که شاید دیگران از آنها کمتر قدردانی کردهاند و آنها بیشتر به فکر دیگران بودهاند تا خود.
هوش مصنوعی: در این دشت وسیع، راهی برای فرار پیدا کردهایم؛ ما مانند آهویی هستیم که در برابر این شکارچی، ترسیده و سردرگم شدهایم.
هوش مصنوعی: غیرت او مانع شد که از در ورودی زندگی به درون خود بیاییم، چرا که در بیابان وجود نداشتن خود را گم کردهایم.
هوش مصنوعی: بعد از اینکه به معبود نزدیک شدیم، فاصله گرفتن از درگاه او برای دلهای مشتاق سخت نیست. ما احرام بر تن کردهایم و خود را در حرم امن او گم کردهایم.
هوش مصنوعی: ما در زمان موسی هستیم و مانند او از نظر دیگران دور افتادهایم؛ ما در زمان عیسی زندگی میکنیم و نعمتهایی که دریافت کردهایم را گم کردهایم.
هوش مصنوعی: ما حاصل درد و رنج هستیم و نباید انتظار خوشحالی و شادی را از ما داشته باشی؛ ما در راه به دست آوردن غم، شادی را گم کردهایم.
هوش مصنوعی: ما بر روی یک خار آشیانه ساختیم و خوشحالیم، چرا که پرواز به باغ ارم را فراموش کردهایم.
هوش مصنوعی: ما شاهان و حاکمان این سرزمین هستیم، اما در عین حال بیتوجهیم و به نشانههای قدرت و فرمانروایی خود اهمیتی نمیدهیم.
هوش مصنوعی: ما اگر در بتخانه خدمت کردیم، عیب ما را نگیر. ما در حقیقت کلید ورود به کعبه را در معبد بتها گم کردهایم.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق و دل، نخستین گام را در فراموشی برداشتهایم، چون برای یافتن حقیقت و زیبایی، چندین آینه و جام جمشید را گم کردهایم.
هوش مصنوعی: اگر راهی پیدا شود، مشخص خواهد شد که ما در این مسیر هر گام را گم کردهایم.
هوش مصنوعی: در این مسیر طولانی که ما پیمودهایم، به خاطر چشمهسارهای زیاد، خیلی مسیرها را گم کردهایم، ولی راه نزدیک و همواری داریم که کمتر از آن گم شدهایم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.