خود را به ناز آن بت طنّاز دادهایم
صد ملک دل به غارت یک ناز دادهایم
در راه عشق عافیت از ما مجو که ما
انجام را به مژدة آغاز دادهایم
دل را که آشیانة طاووس آرزوست
از خار خار وسوسه پرواز دادهایم
در بزم شوق ساغر لبریز وصل را
صد ره گرفتهایم و دگر باز دادهایم
گو آشیان طمع ببر از ما کنون که ما
خود را به یادِ جلوة پرواز دادهایم
هر بلبل نظاره که آهنگ دل نداشت
از شاخ گلبن مژه پرواز دادهایم
تا بستهایم راه امل بر حریم دل
در سینه راه جلوة صد راز دادهایم
با ما نسازد ار فلک سفله، گو مساز
اکنون که تن به طالع ناساز دادهایم
با لذّت غمت که دو عالم در آن گمست
غمهای رفته را همه آواز دادهایم
تا از کدام پرده برآید نوای ما
گوشی به نغمهریزی این ساز دادهایم
فیّاض حشر مرده دلانست هر نفس
تا ما به نطق رخصت اعجاز دادهایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دوری معشوق و تأثیر آن بر زندگی خود صحبت میکند. او به حالت خود به عنوان پروانهای اشاره میکند که دور از آتش عشق نشسته است و با وجود غم و سختیها، همچنان به یاد معشوق و در انتظار اوست. شاعر همچنین به احساس افسردگی و درد در نبود معشوق اشاره میکند، اما در عین حال میگوید که این درد را با عشق پذیرفته و در کنار آن به زندگی ادامه میدهد. در نهایت، شاعر به زاهدان که از احساسات او تعجب میکنند، میگوید که او با عشقش، حتی در سختیها نیز خوشحالی مییابد.
هوش مصنوعی: ما به زیبایی و ناز آن معشوق دلربا اعتبار خود را دادهایم و برای آن یک نگاه او، تمامی احساسات و عشقمان را فدای او کردهایم.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق نباید به دنبال راحتی و آسایش باشی، زیرا ما به جای رسیدن به مقصد، از شروع کار با خوشحالی و امید سخن میگوییم.
هوش مصنوعی: دل که همیشه به دنبال آرزوها و زیباییهاست، اکنون با وسوسهها و مشکلات احاطه شده و درگیر شده است.
هوش مصنوعی: در جمع و میگساری، بارها شوق و عشق را تجربه کردهایم و دوباره به نقطهی آغاز برگشتهایم.
هوش مصنوعی: برو و از ما طمع داشته باش، چون ما اکنون خود را به یاد جلوهی پرواز خود مشغول کردهایم و دیگر به چیزهای کوچک و محدود فکر نمیکنیم.
هوش مصنوعی: هر بلبل که آهنگ دلش را نداشت و نتوانست بر روی گلها بنشیند، از شاخ گلستان پرواز کرده و رفته است.
هوش مصنوعی: برای دلهای ما که به امید و آرزو بسته شده، در دل خود جایی برای نشان دادن رازهای بیشمار داریم.
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت ما را نکند، بگذار نکند، چون اکنون به سرنوشت نامناسبی تن دادهایم.
هوش مصنوعی: با لذت از غم تو که در تمام جهان جاری است، ما تمامی غمهای گذشته را به یاد آورده و به آنها اشاره کردهایم.
هوش مصنوعی: ما منتظریم تا صدای ما از کدام گوشه منتشر شود، چرا که به نغمهپردازی این ساز مشغول شدهایم.
هوش مصنوعی: هر لحظه، جانبخش و روزیدهنده مردمان بیروح و خسته است، چرا که به ما اجازه دادهاند که با کلام خود آثار شگفتی بیافرینیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما نقد را ز جمله به غماز داده ایم
در دام هر چه آمده پرواز داده ایم
بعد از هزار شکوه به غم دل نهند خلق
ما خویش را تسلی ز آغاز داده ایم
از بانگ طبل باز دل ما نمی رمد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.