جدا از دوستان در مرگ میبینم رهائی را
براندازد خدا بنیاد ایّام جدایی را
درین کشور رواج سست عهدی از تو پیدا شد
به نام خویش کردی سکّه نقد بیوفایی را
دم سرد غرضگویان ز صرصر باج میگیرد
خدا روشن نگهدارد چراغ آشنایی را
تو خود پامال کردی لیک ترسم تا ابد ماند
ز خونم تهمتی در گردن آن دست حنایی را
به آسانی نیاید شاهد عصمت در آغوشم
دو عالم دادهام کابین عروس پارسایی را
بلا باشد بلا شهرت گرت در دیده جا سازند
از آن بر توتیایی برگزیدم خاک پایی را
بدین زودی عجب گر وصل او گردد نصیب من
که من از راه دوری دیدهام این آشنایی را
نمیسازی به من تنها نیاید خود وفا از تو
نگهدار از برای دیگران هم بیوفایی را
خدا روزی کند فیّاض چندی صحبت صائب
که بستانیم از هم داد ایّام جدایی را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از مرگ و جدایی سخن میگوید و بر رهایی از دنیا تاکید دارد. او در عید جدایی از دوستان احساس ناراحتی میکند و میگوید که در این کشور بیوفایی رواج یافته است. شاعر به مشکلات ناشی از روابط انسانی و عدم وفاداری اشاره میکند و از خدا میخواهد که چراغ آشنایی را روشن نگه دارد. او خود را در وضعیتی میبیند که ممکن است عواقب جدایی و بیوفایی تا ابد بر دوش او باقی بماند. شاعر به یادآوری خاطرات شیرین با دیگران میپردازد و احساس تنهایی و غم را در وجود خود احساس میکند. در انتها، او دعا میکند که روزی به دوستانش برسد و از مصیبت جدایی رهایی یابد.
هوش مصنوعی: از دوستانم جدا شدم و در مرگ، آزادی را مشاهده میکنم. ای خدا، بنیاد روزهای جدایی را برانداز.
هوش مصنوعی: در این سرزمین، رسم و عادتی شکل گرفت که نام تو بر روی آن حک شده است و به نوعی تو را به یاد میآورد، در حالی که واقعیت نشاندهنده بیوفایی است.
هوش مصنوعی: دم سرد کسانی که فقط به حرف زدن و بدگویی مشغولند، به مانند وزش یک باد سرد، هزینه و بهایی از دیگران میگیرد. خداوند، نوری که به ما آشنایی و محبت میبخشد را روشن و حفظ کند.
هوش مصنوعی: تو خود باعث شدهای که اندوهم دوام پیدا کند، اما میترسم که این خونِ من به ناحق بر گردن آن دست حنایی باقی بماند.
هوش مصنوعی: به سختی میتوانم کسی را که پاکی و معصومیت دارد، در آغوش بگیرم، زیرا برای به دست آوردن او تمامی داراییهایم را به عنوان مهریه عروس دیندار دادهام.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر معروفیت و شهرتت مورد بلا و سختی قرار بگیری، من شخصی را انتخاب کردم که از خاک پای او بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: عجیب است که به همین زودی ممکن است که دیدار او نصیب من شود، در حالی که من از دوری فقط این آشنایی را دیدهام.
هوش مصنوعی: مرا تنها نگذار و برای دیگران نیز بیوفایی نکن، وفا و صداقت را از خود حفظ کن.
هوش مصنوعی: خداوند روزیمان کند که مدتی با صائب در صحبت باشیم تا از یکدیگر برکت و لطفی کسب کنیم و روزهای جدایی را فراموش کنیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نبودی دین اگر اقبال مرد مصطفایی را
نکردی هرگزی پیدا خدای ما خدایی را
رسول مرسل تازی که برزد با وی از کوشش
همین گنج زمینی را همان گنج سمایی را
گواهی بر مقامی ده که آنجا حاضران یابی
[...]
رسانیده است حسن او به جایی بی وفایی را
که عشاق از خدا خواهند تقریب جدایی را
مرا سرگشته دارد چشم بی پروا نگاه او
نگردد هیچ کس یارب هدف تیر هوایی را!
تویی کز آشنایان گرد بر می آوری، ورنه
[...]
خدایا رهنما شو بر دل ما رهنمایی را
که بنماید به ما خوشتر ازین گلزار، جایی را
دگر از بیم هرگز چشم نگذارد به هم گندم
اگر در خواب بیند همچو گردون آسیایی را
جهان آمیزشی با ذات حق دارد ولی فانی ست
[...]
بیا ساقیّ و آتش در زن این زهد ریائی را
چو زاهد تا به کی سازم بت خود پارسایی را
به کاه عشق کوهی برنیاید، زور بازو بین
که چون با ناتوانی میکند خیبر گشایی را!
سبک پروازتر در اوج همّت هر که فارغتر
[...]
جنون کو تا نثار دل کنم آشفته رایی را
زعریانی لباس تازه بخشم خود نمایی را
خورد نیش آنکه تأثیر محبت از هوس جوید
به شهد موم کی بخشند نفع مومیایی را
شوم نومیدتر چندانکه بینم بیشتر سویش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.