گنجور

 
فیاض لاهیجی

جدا از دوستان در مرگ می‌بینم رهائی را

براندازد خدا بنیاد ایّام جدایی را

درین کشور رواج س‌ست عهدی از تو پیدا شد

به نام خویش کردی سکّه نقد بیوفایی را

دم سرد غرض‌گویان ز صرصر باج می‌گیرد

خدا روشن نگهدارد چراغ آشنایی را

تو خود پامال کردی لیک ترسم تا ابد ماند

ز خونم تهمتی در گردن آن دست حنایی را

به آسانی نیاید شاهد عصمت در آغوشم

دو عالم داده‌ام کابین عروس پارسایی را

بلا باشد بلا شهرت گرت در دیده جا سازند

از آن بر توتیایی برگزیدم خاک پایی را

بدین زودی عجب گر وصل او گردد نصیب من

که من از راه دوری دیده‌ام این آشنایی را

نمی‌سازی به من تنها نیاید خود وفا از تو

نگهدار از برای دیگران هم بی‌وفایی را

خدا روزی کند فیّاض چندی صحبت صائب

که بستانیم از هم داد ایّام جدایی را

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سنایی

نبودی دین اگر اقبال مرد مصطفایی را

نکردی هرگزی پیدا خدای ما خدایی را

رسول مرسل تازی که برزد با وی از کوشش

همین گنج زمینی را همان گنج سمایی را

گواهی بر مقامی ده که آنجا حاضران یابی

[...]

صائب تبریزی

رسانیده است حسن او به جایی بی وفایی را

که عشاق از خدا خواهند تقریب جدایی را

مرا سرگشته دارد چشم بی پروا نگاه او

نگردد هیچ کس یارب هدف تیر هوایی را!

تویی کز آشنایان گرد بر می آوری، ورنه

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
سلیم تهرانی

خدایا رهنما شو بر دل ما رهنمایی را

که بنماید به ما خوشتر ازین گلزار، جایی را

دگر از بیم هرگز چشم نگذارد به هم گندم

اگر در خواب بیند همچو گردون آسیایی را

جهان آمیزشی با ذات حق دارد ولی فانی ست

[...]

فیاض لاهیجی

بیا ساقیّ و آتش در زن این زهد ریائی را

چو زاهد تا به کی سازم بت خود پارسایی را

به کاه عشق کوهی برنیاید، زور بازو بین

که چون با ناتوانی می‌کند خیبر گشایی را!

سبک پروازتر در اوج همّت هر که فارغ‌تر

[...]

اسیر شهرستانی

جنون کو تا نثار دل کنم آشفته رایی را

زعریانی لباس تازه بخشم خود نمایی را

خورد نیش آنکه تأثیر محبت از هوس جوید

به شهد موم کی بخشند نفع مومیایی را

شوم نومیدتر چندانکه بینم بیشتر سویش

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه