درین دریای بیبن چون حبابم
نفس تا میکشم از دل خرابم
ندارد چرخ با این شور چشمی
نمک چندان که ریزد بر کبابم
به یاد دوست روح آید به پرواز
دگر در خم نمیگنجدت شرابم
تو دیر از جا درآ، من زود خجلت
تو تا آتش برافروزی من آبم
چو مالامال حسن آیم از آن کوی
به دیده در نیاید آفتابم
ز ذوق دیدن رویش به محشر
شب مردن نخواهد برد خوابم
جزای مهربانیها مرا بس
که آرد انتقامش در حسابم
نیندیشم ز دوزخ یک سر موی
به هجران گر نفرمایی عذابم
تب بیتابیم را این دوا بس
که گیرد غمزه نبض اضطرابم
به فکر آن دهان در تنگنایم
ز تاب آن کمر در پیچ و تابم
چنان فیّاض محرومم ز گلزار
که بوی گل نیاید از گلابم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر نشاندهنده احساس ناتوانی و اضطراب شاعر در مواجهه با زندگی و عشق است. شاعر به افتادن و شکست اشاره میکند و ابراز میکند که حتی اگر از جایی بیفتد، نمیداند به کجا خواهد افتاد. او به وابستگی عاطفی خود به کسی اشاره میکند و میگوید که از درد و غم دور نمیشود، حتی اگر بارها آسیب ببیند. همچنین اشاره میکند که هیچکس جز او از دردش آگاه نیست و هرگز نمیخواهد که به وضعیت بدتری دچار شود. در نهایت، شاعر با تصاویری از طبیعت و احساسات خود، ترس از تنهایی و جداشدن از دوستانش را بیان میکند. این احساسات به خوبی حس ناپایداری و نیاز به ارتباط عاطفی را منتقل میکند.
هوش مصنوعی: در این دریای بیپایان، مانند حبابی هستم که هر لحظه با نفس کشیدنم، از دل خراب و آشفتهام سر میزنم.
هوش مصنوعی: در این دنیا، هیچ چیز به اندازهی شور و شوقی که در چشمان من وجود دارد، نمیتواند بر روی زندگیام تأثیر بگذارد، حتی اگر نمک زیادی بر روی کبابم بریزد.
هوش مصنوعی: به یاد دوست، جانم دیگر بار به پرواز درمیآید و شرابم دیگر در خم جا نمیگیرد.
هوش مصنوعی: اگر تو بهموقع از خواب بیدار نشوی و با تاخیر به کارهایت بپردازی، من به خاطر شرمندگی تو عصبی میشوم. زیرا وقتی تو آتش ناراحتی را روشن میکنی، من فقط میتوانم برای خاموش کردنش تلاش کنم.
هوش مصنوعی: وقتی که با زیبایی کامل از آن کوچه عبور میکنم، آفتاب در چشمانم دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: وقتی که به زیبایی چهرهاش نگاه میکنم، حتی در آن شرایط سخت و سختیها نیز نمیتوانم خوابم ببرد.
هوش مصنوعی: بابت تمام مهربانیهایی که به دیگران کردهام، تنها کافی است که انتقام آنها در زندگیام مشخص شود.
هوش مصنوعی: من به عذاب دوزخ فکر نمیکنم، حتی به اندازه یک تار موی، اگر تو به من بگویی که دوریام عذابم میدهد.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان حالتی از بیتابی و اضطراب میپردازد. گویا تنها یک نگاهی از طرف محبوب کافی است تا آرامش را به دل بیتاب برگرداند و بر نگرانیهای او پایان بخشد. یعنی احساسات و تمایلات عاشقانه میتوانند با یک اشاره یا نگاه از سوی معشوق، بر اضطرابها غلبه کنند.
هوش مصنوعی: به یاد آن لبها در سختی هستم و از زیبایی آن کمر در حیرتم.
هوش مصنوعی: من آنچنان از نعمتها و زیباییها محرومم که حتی عطر گلها به گلابم نمیرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مگر چون سر ز فرمانش نتابم
ز چرخ همتش معراج یابم
دو زلفانت کرِم تار ربابم
چه میخواهی ازین حال خرابم
ته که با مو سر یاری نداری
چرا هر نیمهشو آیی به خوابم
مرا ایزد تعالی خاطری داد
که دایم با فلک بودی عتابم
بمعنی دادن بکر آنچنان بود
که با او کان معنی بدخطابم
بهر وقتی کزاو کردم سؤالی
[...]
چنان خسبان چو آید وقت خوابم
که گر ریزد گلم ماند گلابم
بدیشان گفت آن آید صوابم
که چون من روی از دنیا بتابم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.