نسیم فیض تا شد جلوهگر در نو بهار دل
پر جبریل سر زد جای برگ از شاخسار دل
ز عقل آشفتگان عشق کفر و دین چه میپرسی!
که رنگ کعبه و بتخانه ریزند از غبار دل
هنوز این شعله در نگرفته، آتش در دو عالم زد
چنین گرم از چه آتش جسته است آیا شرار دل؟
ز سر خواهد گذشتن آسمان را آب چشم من
چنین خواهد اگر دادن غم هجران فشار دل
تو رفتی از کنارم لیک دانم برنمیخیزد
غم هجر تو تا روز قیامت از کنار دل
چه دشوارست کار دیده در حرمان دیدارت
ولی با یاد رخسارت چه آسانست کار دل
من و دل در هوایت عاشق و معشوق گشتیم
خوشا دل بیقرار من، خوشا من بیقرار دل
مسلّم ملک خوبی شهریاری را که هر ساعت
به زور بازوی مژگان کند فتح حصار دل
بر، از وصلش نشاید خوردن اما در تمنّایش
گل حسرت توان چیدن ز باغ خار خار دل
از آن وحشت خبر دارم که گر دل از تو بردارم
نه دل آید به کار من، نه من آیم به کار دل
تو در قم خفتهای فیّاض ولیکن ترسمت غافل
سبکتازان تبریزی کنند آخر شکار دل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر، احوالات شاعر را در زندان و مصیبتهای عشق توصیف میکند. شاعر از درد و غم عمیق خود میگوید که به حدی رسیده که حتی نفس کشیدن برایش سخت شده است. او در انتظار روزی است که معشوقش را ببیند و امیدش تنها به همین دیدار بستگی دارد. شاعر بیان میکند که در راه عشق، آسایش وجود ندارد و تنها سرانجام این راه مرگ است. همچنین از کم ظرفیتی و ناچاری در محبت و عشق سخن میگوید، به طوری که هر قطره از دل او از عمق دریا زیادتر و ارزشمندتر است. در نهایت، شاعر نسبت به آشنائی و حال دیگران در بزم عشق اشاره میکند و میگوید که در این محفل هیچ کس از حال دیگری خبر ندارد و برای رسیدن به معرفت عشق، نخواندن عقل و هوشیاری ضروری است.
هوش مصنوعی: نسیم خوشبو و دلپذیر بهاری که در حال وزیدن است، روح جوان و شاداب را به وجد میآورد و باعث میشود که دل مانند جبرئیل، احساس سرزندگی کند و جای خالی برگها را در درخت دل پر کند.
هوش مصنوعی: عشق در عقل آشفته، هیچ مرزی بین کفر و دین نمیشناسد. برای کسانی که در عشق غرقاند، تمام ظواهر مذهبی و نمادهای مختلف، به یکدیگر نزدیک میشوند و در دلشان تحت تاثیر عشق، کهکشانی از احساسات شکل میگیرد.
هوش مصنوعی: شعلهای که هنوز به خوبی شعلهور نشده، در دنیای دوگانه اینقدر گرم و سوزان است. از چه چیزی ناشی شده که این آتش این همه شدت یافته است؟ آیا این گرمای دل است که به جان آتش میافزاید؟
هوش مصنوعی: اگر غم جدایی قلبم را تحت فشار قرار دهد، آنگاه آسمان نیز تحت تاثیر اشکهای من خواهد گذشت.
هوش مصنوعی: تو از کنارم رفتی، اما میدانم که غم دوری تو هرگز از دل من و تا روز قیامت بیرون نخواهد رفت.
هوش مصنوعی: دیدن تو برای چشمها سخت و دشوار است، اما یاد تو برای دل بسیار راحت و آسان است.
هوش مصنوعی: من و دلم در عشق تو به یکدیگر وابسته شدیم. دل بیقراری دارم و خوشحالم که خودم هم در این بیقراری شریک هستم.
هوش مصنوعی: به طور واضح میتوان گفت که این جمله به این معناست که زیبایی و جذابیت چشمان کسی که با هر نگاهش دلها را تسخیر میکند، به اندازهای قوی است که مانند یک پادشاه به دلها فرمانروایی میکند و با هر بار نگاه، دلها را به تسخیر خود در میآورد.
هوش مصنوعی: نباید از وصالش بهرهمند شد، ولی در آرزوی او، میتوان از باغ دل که پر از خار است، گلی از حسرت چینید.
هوش مصنوعی: من از ترس بزرگی آگاه هستم؛ اگر دل را از تو جدا کنم، نه دلی برای من باقی میماند و نه من میتوانم به چیز دیگری دل ببندم.
هوش مصنوعی: تو در قم خوابیدهای و سرشار از بخشش هستی، اما نگرانم که غافل باشی و مبادا عدهای از تبرزیهای بیخبر، دل تو را شکار کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهان ساده پر کار است از نقش و نگار دل
سر زانوی حیرانی بود، آیینه دار دل
شود نازک تر از دل پرده گوش گران گل
اگر بلبل نواسنجی کند در نوبهار دل
چو مجنون کرده لیلی دستگاهان را بیابانی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.