خرد گو بیم کمتر ده که آزادم ز تأییدش
به فتوای جنون دیگر نخواهم کرد تقلیدش
جنون در لجّهای آواره دارد کشتی شوقم
که بیم صد خطر میجوشد از هر موج امیدش
من و سیر گلستانی که هنگام خزان در وی
توانم میوة خورشید چید از سایة بیدش
به خون عیش شستم دست خواهش اندر آن کشور
که ماتم میبرد گلگونه از رخسارهٔ عیدش
صفای باطن صافیدلان باده از ما پرس
که با خشت سر خم فارغم از جام جمشیدش
فلک گر در غبار خاطر ما دامن آلاید
به آب صبح نتوان شست گرد از روی خورشیدش
ز آباد دو عالم کرده خوش ویرانهٔ غم را
بنازم همّت فیّاض و این اندازهٔ دیدش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دردهای دل میپردازد. شاعر از پیامهای ناله و آهی که به او میرسد سخن میگوید و به عشق و گناه اشاره میکند. او عشق را مانند شرابی با رنگ لعل و زیبا توصیف میکند و بر این باور است که هر کسی که به عشق خود درد و دل کند، در نهایت بدون دلیل و شواهد، به حکم عشق پاسخ خواهد گرفت. در پایان، شاعر به نگاه معشوق اشاره میکند و بیان میکند که اگر معشوق به آنها نگاه نکند، هنوز هم تأثیر نگاهش به سمت آنها خواهد رسید.
هوش مصنوعی: عقل به من میگوید که احتیاط کن و نترس، زیرا من دیگر به تأیید آن فکر نمیکنم و از راه دیوانگی دیگر از کسی تقلید نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: درد و شوق در دل من به شدت در حال تلاطم است، مانند کشتیای که در دریا با وجود خطرات فراوان، همچنان به سمت آرزوها و امیدهایش حرکت میکند.
هوش مصنوعی: من و درختی که زمانی در پاییزش میتوانم میوههای روشن خورشید را از کنار سایهاش بچینم، خوشحالم.
هوش مصنوعی: در جایی که شادی و خوشی برپا است، من به خاطر آرزوهایم خود را غمگین کردهام و دلم را به خون میسپارم. در آن سرزمین، در حالی که چهرهٔ عید پر از سرخی و زیبایی است، غم و اندوه حاکم بوده و شادی را از من گرفته است.
هوش مصنوعی: برای درک عمق و زیبایی درونی افرادی که دارای دلهای پاک و صمیمی هستند، از ما بپرسید چون ما از لذت و شادی زندگی، حتی با وجود چالشها و مشکلات، بهرهمندیم.
هوش مصنوعی: اگر آسمان بخواهد در ذهن ما غبار و کدورت ایجاد کند، حتی با آب صبح هم نمیتوانیم آن غبار را از چهره خورشید بکاهیم.
هوش مصنوعی: از آبادانی دنیاها، ویرانی غم را به خوبی بنا کردهاند، و من به همت پرخیر و خوشی او و این میزان درک و بینش او افتخار میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در آن کشور که پیشانی گشاید حسن جاویدش
گرفتن تا قیامت بر ندارد نام خورشیدش
ز خویشم میبرد جاییکه میگردم بهار آنجا
نگاه ساغر ایمای گل بادام تمهیدش
به گلزاری که الفت دسته بند موی مجنونست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.