بیا به مجلس و کام دل از شراب برآور
پیاله گیر و سر از جیب آفتاب برآور
درین محیط فنا محو همچو قطره چرایی؟
به فکر خود سر ازین بحر چون حباب برآور
ز صیدگاه تغافل رمیده کبک دل من
نگاه یار کجایی؟ پر عقاب برآور
در انتظار تو هر صبح چشم بر ره شامم
بیا و دیدهام از گرد آفتاب برآور
خرابی دل عاشق به یاد دوست ندانی
کتان خویش زمانی به ماهتاب برآور
متاع وقت به تاراج فوت میرود ای دل
چه غفلت است! بهوش آ، سری ز خواب برآور
مباد دل ز تنک رویی تو خام بماند
بتاب چهره و دودی ازین کباب برآور
ترا حیا نگذارد چو آفتاب بر آیی
پیالهای کش و خود را ازین حجاب برآور
خراب گریة شادی توان شدن ز وصالت
بیا و خانة چشم مرا به آب برآور
وجودم از تو پُرست ای گل ار قبول نداری
تو برفروز و ز پیشانیم گلاب برآور
حریف دفتر لافند همسران تو فیّاض
بیا تو هم ورقی چند از کتاب برآور
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به انسان توصیه میکند که از دلبستگی به دنیا و ظواهر آن دوری کند و به یاد گیری معنای زندگی و عشق بپردازد. شاعر میگوید که عمر کوتاه است و نباید آن را بیهوده گذراند. بلکه باید از شادی و غمهای دنیا بهره برد و به جای غم و افسردگی، شادی را در زندگی جستجو کرد. در نهایت، بر اهمیت یادگیری از دیگران و خودآموزی در مسیر رسیدن به درک عمیقتر از زندگی تأکید میشود.
هوش مصنوعی: بیا به مهمانی و با نوشیدن شراب، لذت و آرامش را تجربه کن. لیوان را بردار و از نعمتهای زندگی بهرهمند شو.
هوش مصنوعی: در این دنیای فنا و زوال، چه دلیلی برای ماندن و غرق شدن در مسائل بیاهمیت وجود دارد؟ بهتر است با تفکر خود، مثل حبابی از این دریا رهایی پیدا کنی و به سطح بیایی.
هوش مصنوعی: دل من در جستجوی نگاه یار است و به خاطر غفلتها فراری مانند کبکی از دامهاست. اکنون پرچم عقاب را بلند کن تا همه ببینند.
هوش مصنوعی: هر صبح به دیدن تو منتظرم و به راهی که خواهی آمد، چشم دوختهام. بیا و نوری که از آفتاب بر چشمانم نشسته را پاک کن.
هوش مصنوعی: دل عاشق در یاد دوست خراب شده است. تو هرگز ندانستی که چگونه میشود دل را در زمانهای خوب و زیبا درخشان و شاداب ساخت.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، زمان به سرعت میگذرد و فرصتها از دست میرود. باید هوشیار باشی و از خواب غفلت بیدار شوی.
هوش مصنوعی: مبادا دل من به خاطر زیبایی کمرنگ تو غمگین بماند. چهرهات را نشان بده و دودی از این آتش عشق بلند کن.
هوش مصنوعی: وقتی که تو با حیا هستی، مانند آفتاب که از افق میتابد، میتوانی رازهای خود را بگشایی و از پردهی حجاب بیرون بیایی. به خودت اجازه بده تا بیانگر وجودت باشی و پیالهای پر از احساساتت را به نمایش بگذاری.
هوش مصنوعی: اگر از شادی و عشق تو بگریم، این اشکها میتواند مرا بسیار خوشحال کند. بیا و چشمانم را مثل خانهای که با آب پر میشود، پر از شوق و سرور کن.
هوش مصنوعی: وجود من از محبت و حضور تو پر شده است. اگر تو این محبت را قبول نداری، پس لطفاً با زیبایی خود بر من افزوده شو و عطری از گل بر پیشانیام بریز.
هوش مصنوعی: دوستان و رقیبان همشیرههای تو به تفاخر و فخر فروشی مشغولند. بیا و تو هم چند ورق از کتاب خودت را به نمایش بگذار و نشان بده.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.