تا قیامت خویشتن را از خرد بیگانه دید
گردش چشمی که امشب زاهد از پیمانه دید
تا ابد از ذوق مستی یاد هشیاری نکرد
جانب هر کس که چشم مست او مستانه دید
تا نمیسوزی تمامی کی تلافی میشود
این همه گرمی که امشب شمع از پروانه دید
چشم او بیگانه است اما نگاهش آشناست
آشنایی میتوان از مردم بیگانه دید
بادة شوق تو نه فیّاض را بیتاب داشت
هر که لب تر کرد ازین می خویش را دیوانه دید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و تنهایی شاعر میپردازد. شاعر از تجربیاتش در زندگی و عشق سخن میگوید و به قدرت کلمات و نغمههای نداشته اشاره میکند. او به گوش دلش گوش میدهد و از غم و اندوهی که در دل دارد، نالههایش را به آسمان میفرستد. همچنین تأکید میکند که دردش را فقط معشوقش میتواند درک کند و در دنیای پر از سکوت و ناامیدی، عشق واقعی را تنها به یار خود با زبان بیزبانی منتقل میکند. در پایان، شاعر اشاره میکند که هر کس در دنیا این نغمه را از او و عاشقان دیگر شنیده است.
هوش مصنوعی: به مدت طولانی، خود را از دانش و خرد دور میبینم، مانند نگاهی که امشب زاهد به پیمانه شراب کرد.
هوش مصنوعی: هرگز یاد هشیاری را نکن، چونکه از سر ذوق و شور مستی به کسی که چشمان مست او را دید، توجهی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خودت نچشیده باشی، نمیفهمی که این همه شور و شوقی که امشب شمع نسبت به پروانه دارد، چگونه به وجود میآید.
هوش مصنوعی: چشم او ناآشناست، اما نگاهش آشنا به نظر میرسد. میتوان آشنایی را حتی در میان افراد ناآشنا هم مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: مشتاقی و اشتیاق به تو، مثل آبی است که هر کسی که طعمش را بچشد، دیوانهوار به دنبال آن میافتد و نمیتواند خود را کنترل کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.