گر آتش تو چو شمع استخوانم آب کند
عجب که رشتة عمر مرا به تاب کند
همیشه جوهر تیغ تو همچو مرغابی
برای صید دلم دانهای در آب کند
به حیله چشم تو خود را به خواب میدارد
بدین فسانه مگر صید را به خواب کند
فلک به نسخة تقدیر سالها گردید
که بهر من همه روز بد انتخاب کند
به دور خود رخِ آن مه ز مشک تر فیّاض
خطی کشیده که تسخیر آفتاب کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و دردناک عشق اشاره میکند. او بیان میکند که نشانه واقعی عشق، چشمی پر از اشک و تحمل درد است. عشق به گونهای است که برای رسیدن به معشوق، باید فداکاری کرد و حتی در دل عاشق، جدایی و غم وجود دارد. شاعر به ناز و زیبایی معشوق اشاره کرده و میگوید که کسی که به عشق واقعی دست مییابد، باید برای آن بهایی پرداخت کند. همچنین، شاعر به خطرات عشق و سختیهای پیش روی عاشق اشاره میکند و از قدرت عشق و فداکاری در این مسیر سخن میگوید.
هوش مصنوعی: اگر آتش عشق تو مانند شمع باعث ذوب شدن استخوانهایم شود، جای تعجب نیست که رشته عمرم را به تابی درآورد.
هوش مصنوعی: تیغ تو همیشه همچون مرغابی است که برای شکار دل من دانهای در آب میریزد.
هوش مصنوعی: چشم تو با نیرنگی خاص، مرا به خواب میبرد تا شاید بتوانی شکار خود را هم خواب آلود کنی.
هوش مصنوعی: زمانه سالها در گردش است و به نظر میرسد که همه روز برای من بدیها را برگزیده است.
هوش مصنوعی: در اطراف خود، چهرهی آن ماه زیبا که از مشک خالص ساخته شده، خطی رقیق و افسونگر کشیده است که میتواند حتی جلوهی آفتاب را تحت تأثیر قرار دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلا بسوز که سوزِ تو کارها بِکُنَد
نیازِ نیمْشبی دفعِ صد بلا بِکُنَد
عِتابِ یارِ پریچهره عاشقانه بکَش
که یک کرشمه تلافیِّ صد جفا بکُند
ز مُلک تا ملکوتش حجاب بردارند
[...]
چو ترک سرکش من پای در رکاب کند
کرشمه بر مه و جولان بر آفتاب کند
فراز خانه زین جا نکرده گرم هنوز
هزار خانه صبر و خرد خراب کند
چگونه لذت تیغش چشم که در دم قتل
[...]
گلی که شرح غمم پیش او صبا بکند
خوشست یک بیکش گر چو من ادا بکند
ز غمزه تو نیاید طریق دلجویی
جز اینکه قصد دل زار مبتلا بکند
به تندخویی آن مست بین که زاید تیغ
[...]
سفیده دم که صبا بوی مشگ ناب کند
شمیم گل دل ریش مرا خراب کند
چگونه دل نکشد سوی گلستان امروز
که غنچه خمیه زند سنبلش طناب کند
بباغ فاخته کوکو زند همی یعنی
[...]
چو ترک من هوس مجلس شراب کند
هزار عاشق دل خسته را کباب کند
خراب چون نشوم از کرشمهای کسی
که در کرشمه اول جهان خراب کند؟
شدم ز حسرت او در نقاب خاک و هنوز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.